No category

منابع پایان نامه با موضوع گروه مرجع، تغییر نگرش، تحرک اجتماعی، روانشناسی

دانلود پایان نامه

افراد یا گروهها ممکن است مربوط به گروه عضویت یا گروه خودی یا گروههای غیر عضویت یا غیر خودی.
مرتن در توضیح عواملی که باعث می شود فرد گروه عضویت و یا گروه غیر عضویت را بعنوان گروه مرجع خود انتخاب کند، چهار فرضیه مطرح می کند:
۱-انتخاب گروه مرجع تابع توانایی گروهها برای تأمین منزلت و پرستیژ اجتماعی، بر اساس ساختارهای نهادی جامعه، برای افراد است. بنابراین تأمین منزلت اجتماعی، پایه و عامل اصلی در انتخاب گروه مرجع است.
۲- اعضای ایزوله و حاشیه ای گروه، آمادگی بیشتری برای پذیرفتن ارزش های گروههای غیر عضویت و انتخاب آنها به عنوان گروه مرجع دارند.
۳- در نظام اجتماعی باز که میزان تحرک اجتماعی نسبتاً بالاست، گرایش به انتخاب گروههای مرجع غیر عضویت بیشتر است. زیرا در این نوع جوامع انتقال به سایر گروهها و طبقات رایج تر و جامعه پذیری پیشینی کم هزینه تر و پر فایده تر است.
۴- پایگاه اجتماعی و ویژگی های شخصیتی افراد بر انتخاب گروه مرجع توسط آنها تأثیر دارد.
مرتن همچنین در تبیین عوامل و دلایل انتخاب گروه مرجع از میان گروههای عضویت، ویژگی های متعددی برای این گروهها برمی شمارد و آنها را به عنوان عوامل مؤثر در انتخاب شدن گروه به عنوان مرجع اعضای آن معرفی می کند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:
-میزان مشارکت اعضا در گروه
– مدت عضویت در گروه
– مدت تدوام و طول عمر گروه
– حجم گروه ازحیث اعضا و اجزاء
– باز یا بسته بودن گروه از نظر اجتماعی
– کمال گروه، یعنی پتانسیل گروه برای جذب اعضای جدید
– درجه تمایزیافتگی و طبقاتی بودن گروه
– میزان همبستگی گروه
– میزان تعاملات درون گروهی
– میزان همنوایی مورد انتظار نسبت به هنجارهای گروه
– نظام کنترل هنجاری درگروه
– استقلال یا وابستگی گروه
– موقعیت مکانی استقرار گروه
– درجه ثبات ساختار گروه( سروستانی، هاشمی؛۱۳۸۱: ۱۶۳-۱۶۰).
مرتن معتقد است میزان بهره مندی گروه عضویت از ویژگی های برتر در ملاک های فوق شانس آن را برای انتخاب شدن به عنوان گروه مرجع اعضا افزایش می دهد.
در جمع بندی نظریه مرتن می توان وی را اولین جامعه شناسی محسوب کرد که به صورت مستقیم به نظریه پردازی در باب گروههای مرجع پرداخت ودیگران به نحوی از این منبع تغذیه نموده اند. مفهوم گروه مرجع یکی از مفاهیمی است که در کنار سایر مفاهیم برای تبیین منابع تولید نگرش و به کارگیری منابع خود سنجی و دگر سنجی به کار می رود. این مفهوم از آن رو اهمیت دارد که ساز و کارهای رابطه فرد را با گروههای اجتماعی مشخص می کند. نظریه گروه مرجع نیز به دلیل تلاش برای کشف همانندی ها و اهتمام در شناسایی الگوی مناسبات اجتماعی به عنوان نظریه ای جامعه شناختی نفوذ ساختارهای اجتماعی را بر گرایشهای رفتاری فرد مورد بحث قرار می دهد. کارکرد هنجاری و مقایسه ای گروههای مرجع از مفاهیم مهم مرتن در باب تئوری گروه مرجع می باشد و در تمامی مباحث مطرح شده در این زمینه نمایان است. مرتن گروه مرجع را در نظریه برد متوسط خود دارای کارکردهای انسجامی و افزایش دهنده درخواست برای تحرک اجتماعی عمودی می داند. گروههای مرجع مثبت و منفی نیز از نکات بسیار مهمی است که مرتن به آن اشاره دارد، تلاش افراد دائماً معطوف به این است که خودشان را جذب هنجارهای گروههایی کنند که برایشان گروه مرجع مثبت محسوب می شوند و در این مسیر تلاش می کنند هنجارهای گروههای ضد گروه خود را به عنوان گروههای مرجع منفی طرد کنند. شاید بتوان گفت یکی از بارزترین و عینی ترین راههای جذب هنجارهای گروه مرجع مثبت برای افراد، تأسی از نوع پوشش کسانی است که برای آنها دارای اهمیت و مثبت هستند. نکته دیگری که در دیدگاه مرتن حائز اهمیت است این است که ارتباط افراد با گروههایی به عنوان مرجع، بیشتر است که حیثیت بیشتری را برای آنان تأمین کنند.
۲-۲-۲- نظریه گروه مرجع در روانشناسی اجتماعی
اصطلاح گروه مرجع اولین بار توسط هربرت هیمن در سال ۱۹۴۲ به کار برده شد و منظور از آن گروهی است که یک فرد در قبال آن وضعیت یا رفتار خود را ارزیابی می کند. هیمن بین گروهی که افراد عملا به آن تعلق دارند و عضو آن هستند و گروه مرجع تمایز قایل شد. گروه مرجع، گروهی است که مبنای مقایسه قرار می گیرد. البته ممکن است گروه مرجع گروه عضویت فرد هم باشد(مارشال،۱۹۹۵: ۵۶-۵۵).
هیمن در مقاله ای تحت عنوان”روانشناسی منزلت” مفهوم “منزلت ذهنی”۱۵ را یک بعد از رفتار و آن را تصور فرد از موقعیت خود در مقایسه با سایرین تعریف می کند. او به این استنباط می رسد که انسان ها در شکل دهی به نگرشهای خود بیش از آن که به خود متکی باشند، به گروههایی تکیه دارند که با آن ها در ارتباط هستند (حمزه ای و دیگران،۱۳۸۹: ۹۹). هیمن برای بررسی منزلت ذهنی و شناسایی ویژگی های مشترک گروههایی که توسط افراد مبنای ارزیابی و مقایسه قرار می گیرند مصاحبه ها و آزمایشات کنترل شده ای را انجام داد. وی در این مصاحبه ها سوالات زیر را درباره گروههای مرجع از مخاطبین پرسید:
۱-خود را با چه گروههایی مقایسه می کنید
۲-آیا آنان افرادی واقعی و شناخته شده هستند یا گروههایی فرضی اند؟
۳-آیا آنان دارای منزلت بالاتری هستند یا منزلتی پایین تر از شما دارند؟
او در این تحقیق به این نتیجه رسید که گروههای مرجع افراد غالبا از میان نزدیکان آنها هستند (سروستانی،هاشمی،۱۳۸۱: ۱۵۲). بنابراین افراد در یک جامعه بزرگ غالبا تحت تأثیر همان کسانی قرار دارند که در قالب گروههای کوچک ارتباط نزدیکی با آنان دارند به عنوان مثال دوستان و همکلاسی ها بیشترین تأثیر را در فرایند خود ارزیابی بر افراد جامعه به جا می گذارند.
هیمن همچنین بین دو اصطلاح گروه تعلق، گروهی که شخص واقعا به آن تعلق دارد و گروه مرجع، گروهی که فرد به عنوان مبنایی جهت مقایسه برای ارزیابی خود انتخاب می کند تفاوت قائل شده در بعضی موارد گروه مرجع همان گروه تعلق است و در موارد دیگر اینگونه نیست(ایمانی، ۱۳۸۴: ۳۰).
مطالعات کلاسیک گروه مرجع را ساموئل استوفر در کتاب سرباز آمریکائی پی گیری کرده است. دراین مطالعه مفهوم گروه مرجع با مفهوم محرومیت نسبی۱۶ پیوند خورده است(صبوری خسروشاهی،۱۳۹۰: ۳۸). در واقع استوفر نتیجه می گیرد که افراد در بسیاری از موارد مسائل خود را با استاندارهای دیگران مقایسه می کنند.
مظفر شریف در تحقیقاتش به بررسی ابعاد هنجاری گروههای مرجع پرداخته است. او در تعریف گروه مرجع می گوید: گروههای مرجع، گروههایی هستند که فرد در صدد کسب عضویت آنهاست یا حداقل از حیث ذهنی و روانی پیوستن به آنها را آرزو می کند(سروستانی،هاشمی؛۱۳۸۱: ۱۵۳). بنابراین ارزشها و هنجارهای گروه مرجع یک فرد،مهمترین تکیه گاه او را در شکل گیری هویت فردی و اجتماعی اش تشکیل می دهد. گروههای مرجع از نظر شریف لزوما گروههای عضویت فرد نیستند بلکه هر گروهی که مورد توجه وی قرار گیرد و ارزشها و هنجارهای آن گروه در شکل گیری و سازمان یابی درک فرد از موقعیت و هویتش نقش ایفا کند گروه مرجع وی تلقی می شود.
شریف در ارتباط با تغییر نگرش و گروههای مرجع می گوید: تغییر نگرش به طور چشم گیر، وقتی که فرد گروههای مرجعش را تغییر داد ظاهر می شود واگر برای شخص مشکل باشد که خودش را با ارزش ها و هنجارهای گروه خود مرتبط کند تمایل تماس با دیگران(غیر گروه خود) پیدا می کند و برای گروههای مرجع غیر رسمی ایجاد می کند که در این صورت هویت، آرزوها و ارزش هایش را از گروههای غیر رسمی کسب می کند(ایمانی، ۱۳۸۴: ۳۸).
نظرات شریف در مورد گروههای مرجع دارای نکات حائز اهمیتی است به عنوان نمونه ارتباط هویت انسانی با ارزش ها و هنجارهای گروه مرجع و یا تاثیر پذیری افراد از گروههای مرجعی که در آن عضویت ندارند. نگاه شریف فردگرایانه است، تأکید مستمر بر فرد در اندیشه های شریف نمایان است آنجا که می گوید: تغییر نگرش به طور چشم گیر، وقتی که فرد گروههای مرجعش را تغییر داد، ظاهر می شود و یا در جایی دیگر می گوید: اگر برای شخص مشکل باشد که خودش را با هنجارهای گروه خودش مرتبط کند تمایل با دیگران ( غیر گروه خود) را پیدا می کند و برای خود گروههای مرجع غیر رسمی ایجاد می کند.
یکی دیگر از کسانی که در مورد گروه مرجع تحقیقات علمی انجام داده، نیوکامب است. او نقش گروههای مرجع را در شکل گیری و تغییر نگرش افراد مهم و تعیین کننده تلقی می کند و در این رابطه به جنبه هنجاری این گروه تأکید می کند.
گروه مرجع مثبت و گروه مرجع منفی دو مفهوم متضاد دیگری است که نیوکامب مطرح می سازد: گروه مرجع مثبت گروهی است که شخص آرزو دارد به عنوان یک عضو مشخص آن تلقی شود. یا گروهی است که فرد فکر کند که نگرش ها و رفتارهای آن گروه برای او مطلوب است و گروه مرجع منفی، گروههایی هستند که شخص انگیزه مخالف با آن داشته باشد و آرزویی که به عنوان عضوی از آن گروه محسوب شود، ندارد (سروستانی و هاشمی،۱۳۸۱: ۱۵۳).
داوسن و چاتمن مهمترین مباحث نیوکامب را اینطور بیان می کنند:
۱- گروه مرجع بر تغییر نگرش موثر است
۲- اثر انگیزه شخص برای عضویت یا ارتباط در گروههای بر رفتار فرد، از عضویت واقعی اش بیشتر است.
۳-گروههای مرجع گروههایی هستند که هنجارها،چارچوب داوری فراهم می کند که واقعا بر نگرش ها و رفتار شخص اثر گذار هستند.
۴-یک شخص(مرد- زن)زمانی انگیزه عضو شدن در گروههای مرجع را پیدا می کند که احتمالا نگرش هایی را که فکر می کند مشترک در گروههاست کسب کرده باشد
۵- گروههای مرجع نمی توانند مانند گروههای عضویت برای شخص باشند، اگرچه اکثریت گروههای عضویت کارکرد گروههای مرجع را برای اعضایش دارند
۶- گستره اینکه گروه عضویت شخص موجب رضایت یا عدم رضایت برای فرد شود بر احتمال اینکه کارکردهای گروه عضویت همانند کارکردهای گروه مرجع باشد،اثر دارد
۷- فرد موقعیت گرایش اش را بر حسب اینکه چه گروهها یا افرادی با موقعیت او ارتباط دارند بصورت متفاوت ارزیابی می کند
۸-اگر شخص

92

دیدگاهتان را بنویسید