شمول علامت خدماتي

     از آنجائيكه، استفاده از علامت خدمات، در زمان وضع قانون سابق در سال 1310 مرسوم و متداول نشده بود، فلذا در ماده يك قانون مذكور به آن اشاره نشده بود و صرفاً در راستاي ماده 21 آئين‌نامه اصلاحي اجراي قانون ثبت علائم تجارتي و اختراعات مصوب سال 1337، علائم مخصوص خدمات به عنوان طبقه 35 از جدول طبقه‌بندي علائم صنعتي و تجارتي قلمداد شده است.[1]

      از اين رو، ضرورت تدوين قانون خاص علامت خدمات وجود داشت و بدين جهت قانونگذار در وضع قانون جديد، به جاي تعريف علامت تجاري به بيان تعريف علامت پرداخته و مقرر داشت كه علامت، يعني هر نشان “قابل رؤيتي كه تواند كالاها يا خدمات اشخاص حقيقي يا حقوقي را از هم متمايز سازد”. از این رو، در مواد مختلفي از قانون مذكور و آيين‌نامه اجرائي آن نيز همين عناوين از سوي قانونگذار لحاظ گرديده و طبقات 35 تا 45 ، به اين موضوع اختصاص يافته است.

3- عام بودن علامت

     براساس تعريفي كه در قانون سال 1310 ارائه گرديده بود، علامت تجاري مورد پذيرش واقع شده و درنتيجه سبب شده بود تا حقوق‌دانان علاوه بر علامت خدمت، دو قسم ديگر از علامت، يعني علامت توليد و علامت توزيع را مورد پذيرش قرار دهند. لذا قانونگذار در مادة 30 قانون جديد در ذيل تعريف علامت به بيان «هر نشان قابل رويتي كه بتواند كالاها يا خدمات اشخاص را از هم متمايز سازد»، اشاره نموده است و از اين رو نشان كالا نيز مي‌تواند شامل نشان در توليد و يا نشان در توزيع بشود. [2]

ب- معايب:

1- ممنوعيت ثبت علامت نامرئي

     با توجه به گسترش گونه‌هاي علائم تجاري و سنخیت موجود بين حقوق ايران و فرانسه، انتظار مي‌رفت تا بعد از گذشت هفت دهه از قانون ثبت علائم و اختراعات ايران مصوب 1310 و تصويب معاهدات و كنوانسيونهاي بين‌المللي، قانونگذار در وضع قانون جديد ثبت اختراعات، طرحهاي صنعتي و علائم تجاري مصوب 3/1/1386، به پذيرش گونه‌هاي جديدي از علائم تجاري كه اخيراً در عرصه بين‌المللي مطرح شده بود پرداخته و يا حداقل بگونه‌اي اقدام مي‌نمود كه مانعي در پذيرش آن ايجاد نشود. به همين جهت با بيان قابل رؤيت بودن علامت در مادة 30 قانون مذكور موجب گرديد كه صرفاً علائم مادي و مرئي به عنوان علائم تجاري تلقي شده و علائم غيرمادي و نامرئي از شمول علامت تجاري خارج گردد. از اين رو، در قانون جديد سبب گرديده كه علائم آهنگين و صوتي و بويايي توانائي به ثبت رسيدن را نداشته باشند و اين موضوع بيانگر ضعف و ايراد قانون جديد، حتي نسبت به قانون سابق يعني 1310 مي‌باشد.

2- عدم ذكر علامت مشاعي

     نظر به اينكه در برخي از موارد ممكن است علامت تجاري حاصل فعاليت دو يا چند نفر بوده و هريك از اشخاص به صورت مشاعي نسبت به علامت داراي حق مالكانه باشند، لذا ضرورت امر توسط قانونگذار احساس گرديد و پذيرش علامت جمعي بيانگر مبداء و يا كيفيت كالا يا خدمات مي‌باشد به نحوي كه علاوه بر مالك علامت جمعي ثبت شده، ساير اشخاص مجاز نيز مي‌توانند با رعايت شرايط و ضوابط مربوطه، از علامت مذكور استفاده نمايند.[3]

     از طرفي به موجب ماده 45 قانون مذکور، ثبت علائم جمعي نمي‌تواند موضوع قرارداد اجازه بهره‌برداري باشد. بنابراين، مشخص مي‌شود كه اين موضوع براي مالك علامت جمعي، ايجاد حقوق مالكانه نمي‌كند و مالك علامت جمعي حق استفاده انحصاري و تعقيب اشخاصي كه از علامت او استفاده نمايند را نخواهد داشت. از اين رو، همين امر بيانگر تفاوت فاحشي بين علامت جمعي با علامت مشاعي مي‌باشد. لذا ضرورت وضع مقرراتي درخصوص علامت مشاعي و بيان احكام آن احساس مي‌شود.[4]

     باتوجه به تعاریف و مباحث فوق مي‌توان تعريف كاملي از علامت تجاري را به اين شرح ارائه نمود: “علامت تجاري هرگونه علامت يا نشانه‌اي مرئي و يا غيرمرئي است كه كالاها و يا خدمات يك بنگاه اقتصادي و يا مؤسسات توليدي را از كالاها و خدمات هم‌صفان و يا ساير رقبا متمايز و جدا مي‌كند”. لذا، اين تعريف كليه علائم و نشانه‌ها، اعم از قابل رؤيت و يا غيرقابل رؤيت را در بر        می گیرد و نسل نوين علائم را نیز پوشش می دهد.

گفتار چهارم :انواع علائم تجاري

     علائم تجاري مخلوقات ذهن خلاق بشر هستند كه سبب ايجاد ارزش اقتصادي برابر با يك علامت و يا بي‌اقبالي او در جذب مشتريان مي‌شود. يك علامت مي‌تواند موجب شيفتگي و يا تنفر طرف مقابل را برانگيزد. اگر علامتي كه براي كالا يا خدماتي انتخاب مي‌شود، از جذابيت برخوردار باشد مورد توجه همه جامعه قرار خواهد گرفت. به همين منظور در مواردي از صاحب‌نظران و طراحان دعوت مي‌شود تا ضمن برخورداري از ظرافت هنر، بهترين و كارآمدترين علامت را     طراحي نمايند.

علائم تجاري كه براي شناخت منبع محصولات بكار مي‌رود، از معمولي‌ترين نوع علامت تصديق شده توسط قانون امريكا است. از این رو مي توان در طبقه بندي علائم به سه نوع علامت عمده اشاره نمود: 1- علامت خدمات2- علامت جمعي 3- علامت تصديقي.

      علامت خدمت براي معرفي خدمات خاص استفاده مي‌شود (مانند، خشك‌شويي، طرحهاي سرمايه‌گذاري و …) و از آنها نیز بعنوان علامت تجاري جهت داد و ستدهاي فيزيكي بهره‌برداري مي‌شود. حمايت از علائم تجاري مي‌تواند در قالب گروهها و گونه‌هاي متنوعي من جمله روشها و ابزارهای ارتباطي، شامل حروف، كلمات، نام‌ها، اختصارات، مخفف‌ها، امضاء، عبارات، شعارها، عناوين، سمبل‌ها، اعداد، لوگو، ابزار، علامت يا ويژگي‌هاي شخصيتي، تصاوير، برچسب‌ها، شكل‌ها، بسته‌ها و اشكال مختلف كالاها و حتي طرحهاي ساختمان‌ها، پیش بینی شود.

     علامت جمعي نشانگر آن است كه استفاده كننده از اين علامت بصورت گروهي مشاركت مي‌كند، مانند (يك اتحاديه پرورش دهندگان پرتقال يا توليدكنندگان نوعي خاص از گوشت گاو) و از این رو، اتحاديه‌ها سعي مي‌كنند تا يك راهكار و روش منسجمي را براي توليد محصولات، مانند «گروههاي همكاري ملي» و يا از طريق «تبليغات»، ايجا نمايند.

علامت تصديقي هنگامي توسط يك توزيع كننده يا فروشندة كالا استفاده مي‌شود كه توليد كننده كالاي تجاري خود را به فروش مي‌رساند. هدف از علامت تصديقي آن است كه كالاي مورد نظر با استانداردهاي موجود، مانند مبداء جغرافيايي (مثلاً، آب انگور فلوريدا) و يا كيفيت برتر عرضه شود.

براساس قانون لان هم (Lanham) بعضي از انواع علائم شرايط و قابليت ثبت را نخواهند داشت:

1- علائم جامع یا ژنریک، نشانه هايي هستندكه نشانگر يك نوع كلي از داد و ستد مي‌باشد، نه يك نوع محصول كه توسط توليد كننده‌ خاص ارائه شود. به بيان ديگر كلماتی مانند، همبرگر يك واژه ژنريك براي نوعي ساندويچ خاص است،

2- علائم زشت و غير اخلاقي،

3- علائمي كه باعث فريب بكار مي‌رود (مثل شفابخشي سرطان)،

4- بيرق و علائم نظامي كشورها و يا دولت‌ها،

5- نام هر شخص زنده، مگر آنكه آن شخص راضي باشد،

6- علائمي كه توصيف كننده و گمراه كننده موقعيت جغرافيايي باشد (مثل آب معدني رود شرق)،

7- علائمي كه از ابتداء از فاميل‌گرفته شود (مانند عبارت J.T.JONEs به جاي JONES ).

     از سوی دیگر، برخی علائم تجاري را با عنوان علائم تجاري بالقوه تعبیر می کنند و اغلب به چهار يا پنج طبقه تقسيم‌بندي مي نمایند: این تقسیم بندی در قالب علائم جامع، توصيفي، پيشنهادي، قراردادي و خيالي می باشندکه در اینجا بشرح مختصری از هر یک می پردازیم:

      اولين طبقه، علائم جامع (Generic) هستند كه اصلاً قابليت حمايت بعنوان يك علامت تجاري را نخواهند داشت، ليكن ساير طبقات ديگر تاحدي قابليت حمايت در حد بيشتر و يا حتي كمتر را خواهند داشت. يك واژه جامع، مثل لوزام منزل (furniture) يا شكلات (chocolate) به خودي خود نمي‌تواند بعنوان علامت تجاري و ارائه دهنده يك كالاي خاص باشد، ليكن مي‌تواند بخشي از يك واژه و بعنوان تركيبي از علامت تجاري باشد، مثل كارت طلايي (golden card).

     دومين طبقه، علائم تجاري توصيفي است كه در مورد يك محصول توضيح مي‌دهد، همانند بيان منظورهايي مثل كاربرد، اندازه يا اثر يك كالا و يا مواد تشكيل دهنده يك محصول را تشريح مي‌كند، (مثل قهوه ساز شخصي).

     سومين طبقه، علائم پيشنهادي هستند كه بيشتر ويژگيهاي مرتبط با محصولات و خصوصیات آن را بيان مي‌كنند. اين علامت تجاري مي‌تواند به محض كاربردي شدن و مورد استفاده قرار گرفتن، تحت حمايت قرار گيرد. بعنوان مثال می توان لوازم خانگي HABITAT و يا محصولات           پنبه تميز كننده، Q-TIPS را نام برد.

     چهارمين طبقه، علائم قراردادي هستند كه مي‌توان آنها را در لغتنامه يافت، اما بطور عادي ارتباطي با آن محصول ندارد. اين علامت مي‌تواند سريعاً تحت حمايت قرار گيرد. مثلاً براي محصولات سيگار ارائه تصوير شتر (camel) .

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل

دسته‌ها: پایان نامه حقوق