پایان نامه ها

پایان نامه رایگان با موضوع گیاه و درخت، معانی و بیان، امام حسین

دانلود پایان نامه

هزار صدف دُرّ شکفته شد
(دیروز می‌شوم که بیایی، ص295)

2-1-2-4. تشبیه عقلی به عقلی
این نوع تشبیه که باز هم به نظر سیروس شمیسا «قاعدتاً نباید وجود داشته باشد، زیرا از مشبه‌به عقلی، وجه‌شبه روشن و صریحی اخذ نمی‌شود تا حال مشبه را به کمک آن دریابیم» (بیان و معانی، ص38) تشبیهی است که هر دو سوی آن امری عقلی، یعنی محسوس به حواس باطن باشد. از قبیل مفاهیم انتزاعی و مجرد که به عقل ادراک می‌شود ولی در خارج وجود ندارد. (صورخیال در شعر فارسی، ص59) تشبیه عقلی به عقلی در شعر عاشورایی نیز نظیر گونه‌های دیگر شعر، بسیار کمیاب است. گرمارودی در بیتی از مثنوی خود در توصیف‌ آب‌آوری حضرت عباس  به آنجا می‌رسد که:
دل شاد که گر ز دست شد دست
چون عمر گل این نشاط کوتاه

آبی‌ش برای کودکان هست
تیر آمد و مشک بردرید آه…
(گوشواره‌ی عرش، ص213)
و “عمر” و “نشاط” هر دو از مقوله‌های عقلی‌اند که به هم مانند شده‌اند.
یا در جایی از شعر خط خون، “خرد” و “جنون” را هنرمندانه به هم مانند می‌کند:

خرد در مصاف عزم تو جنون
تنها واژه‌‌ی تو خون است خون.
(خط خون، ص143)
2-1-2-5 .تشبیه خیالی
در بررسی گونه‌های مختلف تشبیه، گاه به تصاویری این چنین برمی‌خوریم:
ز خیمه‌گاه می‌آید چو گردباد عطش

حسین را بنگر پاره‌ی جگر در دست
(سوره‌ی انگور، ص248)
“گردباد” پدیده‌ای حسی و واقعی، “عطش” پدیده‌ای حسی و واقعی، اما ترکیب “گردباد عطش” در جایگاه مشبه‌به امری غیر واقعی و ذهنی است. این نوع ترکیبات در دسته‌ی “تشبیه خیالی” قرار می‌گیرند. «اهل بلاغت تشبیه خیالی را نیز در مقوله‌ی تشبیه حسی قرار داده‌اند و خیالی آن دسته از تشبیهات را نامیده‌اند که عنصر سازنده‌ی آن امری خارجی است یعنی در خارج وجود دارد اما صورت ترکیبی آن امری است خیالی؛ بدین‌گونه که آن نوع ترکیب میان آن اجزاء حسی در خارج وجود ندارد.» (صورخیال در شعر فارسی، ص59)

2-1-3. انواع تشبیه به اعتبار مفرد و مقید و مرکب بودن
الفاظ “مفرد”، “مقید” و “مرکب” در علم بیان تعاریف معلوم و مشخصی دارند. مفرد، عبارت است از «تصور و تصویر یک هیئت و یک چیز»؛ مقید «تصویر و تصور مفردی است که مقید به قیدی باشد» و مرکب «هیأت منتزع از چند چیز است» (بیان و معانی، شمیسا، ص40) این‌گونه تشبیهات گاه گاه در شعر عاشورایی معاصر به چشم می‌خورد.

2-1-3-1. تشبیه مفرد به مفرد:
بیشتر تشبیهات نه‌ فقط در این گونه‌ی خاص شعری، که در تمامی گونه‌ها از نوع تشبیه مفرد به مفرد است. همایی که سادگی تشبیه را دال بر قدمت و کهنگی آن می‌داند، تشبیه مفرد به مفرد را قدیم‌ترین نوع تشبیه معرفی می‌کند: «قدیم‌ترین نوع تشبیه عبارت است از تشبیه مفرد به مفرد که از دیگر اقسام تشبیه طبیعی‌تر است و انواع دیگر همه فرع و مولود زمان‌های بعدند. مثلاً تشبیه مفرد به مرکب یا مرکب به مفرد قطعاً قدیم‌تر از مرکب به مرکب است. بشر ابتدا تشبیه مفرد به مفرد کرده و روی را به گُل و قد را به سرو مانند نموده است. بعد از آن تشبیهات مفرد به مرکب پیدا شده است.» (معانی و بیان، همایی، ص142) موارد بسیاری از نمونه‌هایی که در بالا ذکر شد و یا در ادامه ذکر خواهد شد، از گونه‌ی تشبیه مفرد به مفرد است. به عنوان مثال:

یا ذبیح الله
تو اسماعیل گزیده‌ی خدایی.
(خط خون، ص145)
کنار خط افق چون درخت گُل خفته است

عمود خیمه‌ی زینب، ستون دین امشب
(ترینه، ص272)
لبیک گلوی کودک شش ماهه

خون بود که تا ستاره فواره کشید
(هم‌صدا با حلق اسماعیل، ص111)
کربلا خُم بود و خون زد جوش از او

که چنین شد آدمی مدهوش از او
(کفش‌های مکاشفه، ص509)
تو پیش روی و پشت سرت آفتاب و ماه

آن یوسفی که تشنه برون آمدی ز چاه
(سوره‌ی انگور، ص209)
دریا چو گدا ملتمس افتاده به پایت

چشمش به کرامات فراوان دو دستت
(جامه‌دران، ص67)
در خون خود خضاب شد آن روی بی‌نظیر

بر نیزه آفتاب شد آن رأس بی‌بدیل
(دیروز می‌شوم که بیایی، ص307)
که در تمامی این موارد یک چیز به یک چیز مانند شده است.

2-1-3-2. تشبیه مفرد به مقید:
مشبه مفرد و مشبه‌به مقید در نمونه‌های زیر دیده می‌شود:
شن بود و باد، نخل شقایق تبار عشق

تندیس واژگون شده‌ای در غبار بود
(جامه‌ دران، ص27)
سعید بیابانکی، در این بیت تصویر در تصویر آفریده است. “نخل شقایق تبار عشق” که استعاره‌ای آشکار از اباعبدالله  است را به “تندیس” مانند می‌کند. سپس این واژه را با قیدِ وصفِ “واژگون شده” مقید می‌کند.
نمونه‌ای دیگر:
ابر شکسته ای است به داغ تو روح من

من نیستم بر آن تن مجروح نوحه خوان
(دیروز می شوم که بیایی، ص391)
محمد سعید میرزایی روح خود را از جهت نوحه خوانی و زاری بر تنِ شهید کربلا، به ابر شبیه کرده است، اما ابری شکسته. هرچند شکستگی صفتی است عاریه ای برای ابر.

2-1-3-3. تشبیه مقید به مقید:
تشبیهی که در آن مشبه و مشبه‌به مقید به قیدی باشند، در این شاهکار سعید بیابانکی به چشم می‌خورد:
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

چون شیشه‌ی عطری که درش گم شده باشد
(جامه دران، ص72)
شاعر در تشبیهی نو، تن بی‌سر اباعبدالله  را به شیشه‌ی عطری بی‌در مانند می‌کند، از آن جهت که در همه‌جا منتشر می‌شود.

2-1-3-4. تشبیه مرکب به مرکب
در تشبیه مرکب که به تع
بیر میرجلال الدین کزازی «تشبیهی شگفت و پندارخیز» است (زیبا‌شناسی سخن پارسی، بیان، ص51) هر کدام از مشبه و مشبه‌به، حداقل دارای دو جزء تفکیک‌نا‌‌پذیر است که با قرینه‌سازی، تصویری متشکل از چند جزء به وجود می‌آید. (بیان و معانی، شمیسا، ص40)
شبیه این ابیات از گرمارودی در وصف قمر بنی هاشم :
آن چشم‌ها که شرم در آن ناگزیر بود
در نینوا درخشش آن چهر پر فروغ

تصویری از حماسه درون حریر بود
چون رویش ستاره کنار کویر بود
(گوشواره‌ی عرش، ص202)
شاعر در هر دو بیت از تشبیه مرکب بهره برده است. یعنی مجموعه‌ای از اجزاء را به مجموعه‌ای دیگر مانند کرده است. او حضور “شرم در چشم” را به زیبایی، به تصویر “حماسه در حریر” مانند کرده است. در بیت دوم نیز “چهره‌ی نورانی حضرت عبّاس  در نینوا” را به نورانیت “ستاره در کویر” می‌داند.
نمونه‌ای دیگر:
وقتی که نی لبان پدر را ز هم گشود

قرآن گشوده بود و پی استخاره بود
(دیروز می‌شوم که بیایی، ص312)
میرزایی در بیتی کم نظیر، تصویر فرو بردن چوب خیزران میان لب‌های مبارک امام حسین  را به فرو بردن انگشت لابه‌لای صفحات قرآن برای استخاره تشبیه کرده است.

2-1-3-5. وجه شبه دوگانه یا صنعت استخدام
این صنعت بلاغی که شواهدی در شعر عاشورایی این دوره دارد «گونه‌ی ویژه‌ی دیگری است از چند معنایی.» (هنر سخن آرایی؛فن بدیع، ص273) در این نوع خاص از تشبیه «وجه شبه در ارتباط با مشبه یک معنی و در ارتباط با مشبه‌به معنی دیگری دارد و یک بار حسی و بار دیگر عقلی است. در این صورت کلام بسیار زیبا و هنری خواهد بود.» (بیان و معانی، شمیسا،ص42)
به گونه‌ی ماه
نامت زبانزد آسمان‌ها بود
و پیمان برادریت
با جبل نور
چون آیه‌های جهاد
محکم
(گنجشک و جبرئیل، ص37)
در این پاره از شعر حسینی که پیش‌تر در مبحثی دیگر نیز آورده شد، وجه شبه “محکم” در ارتباط با “پیمان” و “آیه” به دو معنی به کار رفته است. در ارتباط با پیمان، وفاداری و ثبات قدم معنا می‌دهد و در ارتباط با آیه به صورت آیه‌ی محکم مقابل آیه‌ی متشابه.

2-1-4. انواع تشبیه به لحاظ شکل
گونه‌ای دیگر از تقسیم‌بندی تشبیه باز هم با محوریت مشبه و مشبه‌به وجود دارد؛ چنان‌که شاعر برای یک مشبه چند مشبه‌به بیاورد “تشبیه جمع” و چنان‌که چند پدیده را به گونه‌ی یک پدیده بینگارد “تشبیه تسویه” به کار برده است. (بیان و معانی، شمیسا، صص47 و 48؛ زیبا‌شناسی سخن پارسی، بیان، صص78و 79)

2-1-4-1. تشبیه جمع
موسوی گرمارودی، در چند جا از شعر خط خون خود، برای یک مشبه چند مانند برشمرده است. “یزید” هم “بهانه” است و “دستمال کثیف”:
و یزید، بهانه‌ای
دستمال کثیفی
که خلط ستم را در آن تف کردند
و در زباله‌ی تاریخ افکندند.
(خط خون، ص143)
“یزید” هم “دروغ” است، هم “زالو” و هم “بوزینه”:
یزید کلمه نبود
دروغ بود
زالویی درشت
که اکسیژن هوا را می‌مکید
مخنّثی که تهمت مردی بود
بوزینه‌ای با گناهی درشت…
(همان، ص 144)
شاعر در مقابل، “امام حسین ” را “نماز” و “نیت” و “وحدت” می‌خواند:
تو فراتر از حمیتی
نمازی، نیتی
یگانه‌ای، وحدتی.
(همان، ص 146)
احمد عزیزی “معدن دل” و “چشمه‌ی بذل” را در وصف حضرت ابوالفضل  می‌‌آورد:
معدن دل چشمه‌‌ی بذل است این

ای ابورذلان ابوفضل است این
(ملکوت تکلم، ص659)
محمد سعید میرزایی در ابیاتی از ترکیب‌بند خود که در وصف جوان کربلا قلم زده است، با زبانی فاخر او را به “ماه تمام”، “آیت روشنگر”، “شاخه‌ی شکسته” و “گل پرپر” تشبیه می‌کند:
ای روزگار سفله علی اکبر است این
ای کوفیان که در ظلمات است جانتان
این هدیه‌ی حسین به دامان فاطمه است

آیینه‌ی ملاحت پیغمبر است این..
ماه تمام آیت روشنگر است این
شاخ شکسته است گل پرپر است این
(دیروز می‌شوم که بیایی، ص296)

2-1-4-2. تشبیه تسویه
موسوی گرمارودی “کلام” و “نگاه” امام  را “پلی” به سوی حقیقت می‌بیند:
کلام و نگاه تو
پلی ست
که آدمی را به خویش باز می‌گرداند
و توشه را به کاروان.
(خط خون، ص149)
سعید بیابانکی در بیتی در توصیف دستان بریده‌ی حضرت عباس  ، یک مشبه‌به را برای سه مشبه بر می‌گزیند:
مشک و علم و چشم پر از خون برادر

خاموش‌ترین مرثیه‌خوانان دو دستت
(جامه دران، ص67)

2-1-4-3. تشبیه معکوس
زمینه‌ی این نوع از تشبیه‌ که به تعبیر کزازی شیوه‌ای است «برای نو کردن و آراستن تشبیه»، برتر دانستن مشبه نسبت به مشبه‌به است. (زیبا‌شناسی سخن پارسی، بیان، ص75؛ معانی و بیان، شمیسا، 48)
گرمارودی خلاف آن‌چه که در معمول چهره را به خورشید مانند می‌کنند، خورشید را به چهره‌ی قدسی سالار کربلا شبیه می‌داند:
خورشید را سپید و درخشان کشیده است

انگار چهر قدسی سالار کربلاست
(گوشواره‌ی عرش، ص193)
احمد عزیزی نیز در مثنوی تعزیه‌ی بهار چنانچه اشاره شد، این نوع تشبیه را به‌کار گرفته است. او نه عاشوراییان را به گونه‌ی گل و گیاه و درخت، که گل و گیاه و درخت را به گونه‌ی عاشوراییان می‌پندارد:
مانند حسین بر زمین است
گویی رخ زینب است از درد
چندی است پی مدینه تنگ است
چون حلقه‌ شامیان به زینب
قد علی اکبر است این سرو
(ملکوت تکلم، ص511)

تمثیل شقایق این چنین است
بر ناقه‌ی شاخه این گل زرد
گل مثل د
ل سکینه تنگ است
بر سبزه گشوده لاله‌ای لب
از خون جگر تر است این سرو

.
2-1-4-4. تشبیه تفضیل
این نوع تشبیه نیز شبیه نوع قبلی، با زمینه‌ی ترجیح دادن مشبه‌به بر مشبه ساخته شده است. از آنجا که در این‌گونه از تشبیهات اغراق و بزرگ‌نمایی به اوج خود می‌رسد، نمونه‌هایی را در شعر عاشورایی می‌توان یافت؛ زیرا شاعران برآنند تا همواره قهرمانان کربلا را بر زمینیان و آسمانیان برتری نهند.
گرمارودی “قمر بنی هاشم  ” را نه به گونه‌ی ماه که بسیار فراتر می‌یابد:
چون مه شب چارده برآید
ای بحر! بهل خیال باطل

دریا به گمان فراتر آید
این ماه کجا و بوفضایل
(همان، ص215)
او “آفتاب” را که نماد درخشش و روشنی است، کمتر از آن می‌بیند که بگوید: “جرقه‌ی نگاه توست”:
آفتاب لایق نیست
وگرنه می‌گفتم
جرقه‌ی نگاه توست.
(خط خون، ص142)
علیرضا قزوه جوهر اشک را بر گوهر‌ها تفضیل می‌دهد:
اشک است جوهری که گوهر‌ها در او گم است
(سوره‌ی انگور، ص185)

یاقوت و درّ صیرفیان را رها کنید

2-1-4-5.تشبیه مشروط
این نوع تشبیه نیز چیزی شبیه دو تشبیه معکوس و تفضیل است، با این تفاوت که با “اگر”

دیدگاهتان را بنویسید