دانلود متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد 

عنوان کامل پایان نامه :

شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل

عضويت اسرائيل در سازمان ملل متحد :

در پانزدهم مي 1948، هم زمان با اعلاميه تأسيس رژيم صهيونيستي وزير امور خارجه وقت اسرائيل، درخواست عضويت اسرائيل را در سازمان ملل مطرح کرد. وي با اشاره به قطعنامه 181 مجمع عمومي و حق طبيعي مردم يهود براي تشکيل دولت، خواستار عضويت در سازمان ملل شده بود و در 29 نوامبر همان سال، اسرائيل مجدداً بر درخواست خود تاکيد کرد و در هفده دسامبر 1948 درخواست رژيم صهيونيستي در دستور کار شوراي امنيت قرار گرفت که درخواست اسرائيل از سوي شوراي امنيت رد شد.

در ماه مارس 1949، اسرائيل مجدداً درخواست عضويت خود را ارائه کرد و با مخالفت برخي نمايندگان در شوراي امنيت مواجه شد. سرانجام مجمع عمومي سازمان عضويت اسرائيل را طي قطعنامه 273 به صورت مشروط به تصويب رساند. اين قطعنامه با اشاره به اظهارات نماينده اسرائيل در کميته سياسي ويژه مجمع و با اشاره به پذيرش قطعنامه 181 و 194 در مورد تقسيم و بازگشت آوارگان، عضويت اسرائيل به تصويب رسيده است. بايد گفت اولاً عضويت اسرائيل مشروط به اجراي دو قطعنامه فوق است و اين دو قطعنامه هرگز از سوي اسرائيل جدا نشده و ثانياً عضويت در سازمان ملل متحد به معناي مشروعيت رژيم تازه عضوشده نيست.

پس از آن رژيم صهيونيستي با توسل به انواع روش هاي غير قانوني، تلاش کرد تا به عضويت سازمان ملل متحد درآيد و سرانجام در يازدهم مي 1949، مجمع عمومي سازمان ملل متحد در قطعنامه 273 خود با اکثريت 37 راي مثبت، دوازده راي منفي و نه راي ممتنع عضويت اين رژيم را در سازمان ملل پذيرفت و شش کشور عربي سوريه، مصر، عراق، لبنان، عربستان سعودي و يمن که مخالف عضويت بودند، نتوانستند کاري را از پيش ببرند. يکي از شرايط عضويت دولت ها در سازمان ملل متحد، پذيرش تعهدات منشور است که دولت اسرائيل بدون هيچ شرطي تعهدات منشور ملل متحد را پذيرفت و متعهد گرديد که آنها را از زمان عضويت در سازمان ملل متحد رعايت نمايدکه پس از صدور تسليم اعلاميه توسط دولت اسرائيل، درخواست عضويت اسرائيل براي نخستين بار در جلسه دوم دسامبر 1948 شوراي امنيت مطرح شد. شوراي امنيت تقاضاي عضويت را به « کميته پذيرش اعضاي جديد » واگذار کرد. کميته مذکور اعلام نمود که «به دليل نداشتن تمامي اطلاعات لازم، نمي تواند برخورد قاطعي در اين مسئله داشته باشد ».

در فوريه 1949، تقاضاي عضويت اسرائيل مجدداً مطرح شد. تقاضاي مذکور در چهارم مارس 1949 در شوراي امنيت بررسي شد، که پس از کسب حد نصاب در شوراي امنيت، شوراي مذکور بيانيه 69 (1949) عضويت اسرائيل را به مجمع عمومي توصيه مي کند.

در مجمع عمومي، لبنان پيشنهاد مي دهد که تا زمان موافقت اسرائيل با بازگشت آوارگان فلسطيني با نظارت سازمان ملل متحد، عضويت آن به تأخير افتد، که اين پشنهاد با مخالفت 25 دولت عضو و موافقت 19 دولت عضو رد مي شود. شيلي با درج بند مشروطي، پس از ارائه گزارش نماينده اسرائيل در برابر کميته ويژه سياسي در خصوص حقوق آزادگان، به عضويت پذيرفته مي شود.[1]

قطعنامه پذيرش عضويت  اسرائيل پس از ارائه گزارش نماينده آن کشور نزد « کميته ويژه سياسي » و درج رعايت دو قطعنامه مهم (قطعنامه هاي 181 و 194 ) طي قطعنامه 273 مجمع عمومي دريازده مي 1949 تصويب مي شود.

مع الوصف، عضويت در سازمان ملل متحد به معني مشروعيت تازه عضو شده نيست نه عضويت در سازمان ملل مشروعيت مي آورد و نه عدم عضويت در سازمان ملل متحد يک دولت مشروع را از مشروعيت ساقط مي کند. لذا عضويت رژيم صهيونيستي در سازمان ملل متحد نمي تواند براي اين رژيم مشروعيت به همراه آورد. ضمن آنکه عضويت رژيم صهيونيستي در سازمان ملل متحد در يازدهم مي 1949 هم چنان که صريحاً در قطعنامه 273 مجمع عمومي آمده است به صورت مشروع است و نماينده اين رژيم درکميته­سياسي­انجام قطعنامه هاي مصوب درتاريخ 29نوامبر1947و ده ويازده دسامبر 1948 را پذيرفته است.

در حالي که هم اکنون پس از گذشت بيش از نيم قرن از اين تعهد، رژيم صهيونيستي هم چنان از پذيرش و اجراي قطعنامه 194 مجمع عمومي و به ويژه ماده يازده آن در مورد بازگشت آوارگان خودداري مي ورزد. هم چنان که علاوه بر سرزمين هاي قطعنامه 181 سرزمين هاي ديگري از فلسطين و اعراب را در اشغال خود دارد، و در واقع مي توان گفت اين رژيم به تعهدات و شروطي که بر طبق قطعنامه 273      مقدمه اي براي عضويتش در سازمان ملل بوده عمل نکرده است و لذا نه تنها عضويت در سازمان ملل نمي‌تواند مشروعيتي براي دولتي به ارمغان بياورد، بلکه خود عضويت نيز به جهت تخلف رژيم صهيونيستي از شروط پذيرش عضويت، ابقاء يا استمرار ماهيت عضويت را در هاله اي از ابهام فرو مي برد.


نتيجه‌گيري :

  1. بعد از جنگ جهاني اول حاکميت چهار قرني امپراتور عثماني به پايان رسيد و بر اساس توافقي که به توافق سايکس پيکو مرسوم شد ، ترکيه در جهان عربي به نفع کشورهاي برنده اين جنگ تقسيم شد، بدين ترتيب جغرافياي تازه اي با حضور مجموعه اي از کشورها ايجاد شد که عمر هر کدام از آنها هم به صفر رسيده است. بدين ترتيب کشورهاي استعماري اروپايي موفق شدند به نام نمايندگي خود تعيين سرنوشت کشورهاي جديد و ملت هاي آنها را بر اساس نقشه هاي برنامه ريزي شده خود در دست بگيرند و با ايجاد درگيريهاي مرزي،مذهبي وديني از اين­اهرم ها براي تامين منافع خود در اين کشورها استفاده کنند.
  2. جنگ جهاني اول نيز با صدوربيا نيه بالفور در سال 1917 به پايان رسيد، اين بيانيه خواستار تشکيل دولت يهودي در فلسطين شد و موضوع استعمار اين منطقه با صدور قطعنامه سازمان ملل در سال 1947 مبني بر تقسيم فلسطين به دو دولت يهودي و عربي به پايان رسيد و بدين ترتيب دولت يهودي با حمايت‌ها و تاييدهاي کشورهاي اروپايي و آمريکا در سال 1948 ايجاد شد، اما دولت فلسطيني و عربي هنوز هم به صورت کامل بوجود نيامده است. در سالهايي که بر تشکيل رژيم صهونيستي در قلب جهان عرب مي گذرد تمامي تلاش هاي اين رژيم بر تشويق مهاجران يهود براي يهودي تر کردن فلسطين بر اساس اسناد جعلي بوده است، تا از اين طريق بهانه اي را براي جنايت انگلستان در پيمان بالفور و تقسيم فلسطين پيدا کند.
  3. نتيجه طبيعي تشکيل رژيم صهيونيستي چه بر پايه بالفور و چه در قطعنامه تقسيم فلسطين ، نابودي وجود مادي و معنوي ملت عربي در فلسطين بوده است. اين قضيه بدون آنکه يک راه حل عادلانه براي آن پيدا شود در همان وضعيت باقي مانده است .
  4. رژيم صهيونيستي، يک رژيم غيرقانوني است چون در سرزمين فلسطين تشکيل شده و قطعنامه تقسيم نمي تواند سند قانوني براي تاسيس دولت يهودي در فلسطين و دستيابي رژيم به حق حاکميت بر اين سرزمين باشد.
  5. عضويت رژيم صهيونيستي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد به خاطر مغايرت با ماده 27 مبني بر اينکه قطعنامه هاي مجمع دست کم بايد با موافقت 9 عضو از جمله هر پنج عضو دائم شوراي امنيت صورت گيرد، باطل است چون انگليس در آن زمان از راي دادن خودداري کرد.
  6. رژيم صهيونيستي از مولفه هاي يک کشور مندرج در قوانين بين المللي شامل ملت، منطقه جغرافيايي و حاکميت بي بهره است.
  7. پذيرش مشروط رژيم صهيونيستي در سازمان ملل متحد مغاير با اولين راي مشورتي دادگاه بين المللي در سال 1948 است که در آن اکثر قضات گفتند، آزادي راي دادن، بايد در چارچوب شروط مندرج در ماده چهارم منشور ملل متحد انجام شود.

[1].صفاتاج، مجيد، دانشنامه فلسطين، اسرائيل در سازمان ملل متحد (عضويت)، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، چاپ اول، سال 1383.

تکه هایی از این پایان نامه :

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف تحقيق :

به جهت مسائل منطقه اي و بين المللي و پايدار شدن صلح و امنيت در خاورميانه به نظر مي‌رسد که با عضويت فلسطين در سازمان ملل متحد اين امر مهم صورت پذيرد . اهداف اين پايان نامه اين است که آيا کشور فلسطين شرايط و معيارهاي لازم مندرج در کنوانسيون مونته ويدئو را که شامل جمعيت دائم سرزمين مشخص ،حکومت و اهليت ورود به روابط ديگر کشورها را دارد و اينکه فلسطين در شمول مواد 3 تا 6 منشور ملل متحد در جهت عضويت در سازمان ملل متحد قرار مي‌گيرد.

1-4- سوالات تحقيق :

1 ) فلسطين  شرايط کشور شدن در حقوق بين الملل را دارد؟

2 ) شناسايي کشور فلسطين از سوي 127کشور جهان مي تواند فلسطين را تبديل به کشور کند و يا براي کشور شدن فلسطين نياز به شناسايي تمام کشورهاي جامعه بين المللي داريم؟

3 ) فلسطين شرايط عضويت در سازمان ملل متحد را دارد ؟

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد

می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه رشته حقوق - مقطع کارشناسی ارشد

لینک متن کامل پایان نامه رشته حقوق با عنوان :شناسايي کشور فلسطين از ديدگاه حقوق بين‌الملل  با فرمت ورد

دسته‌ها: پایان نامه حقوق