شرايط جغرافيايي فلسطين : 

فلسطين در منتهي اليه غرب قاره آسيا ميان دو خط طولي شرق گرينويچ واقع است. اين سرزمين بخشي از بلادشام محسوب مي شود. فلسطين علاوه بر جايگاه ديني که شهر انبياء و آئين هاي آسماني است به دليل قرار گرفتن در مرکز جهان عرب و در حاشيه درياي مديترانه و نيز قرار گرفتن در مسير جنگ ها و تجارت از يک سو و تشديد درگيري نيروهاي مهاجم براي تسلط و تصرف آن از سوي ديگر اهميت و حساسيت موقعيت آن را دو چندان کرده بود.

1-3- مساحت و مرزهاي فلسطين:

مساحت فلسطين 27009 کيلومتر مربع است. از شرق به اردن، از غرب به درياي مديترانه، از شمال و شمال شرقي به سوريه و لبنان و از جنوب به شبه جزيره ( سينا ) مصرو خليج عقبه محدود مي باشد. [1]

سرزمين فلسطين به لحاظ طبيعي به چهار منطقه ذيل تقسيم مي شود :

1 – دشت ساحلي : از دماغه الناقوره تا رفح امتداد مي‌يابد. از سمت شمال تنگ و باريک و به سمت جنوب وسيع و فراخ مي گردد. دشت ساحلي به کشت مرکبات و برخي انواع ميوه جات و سبزيجات معروف است. از معروف ترين شهرهايش بايد عکا، حيفا، يافا، لد، الرمله، عسقلان، غزه و رفح را نام برد و معروف‌ترين بنادر فلسطين مانند عکا، حيفا، يافا و غزه نيز در اين دشت قرار دارند.

2 – منطقه کوهستاني : يک چهارم مساحت فلسطين را تشکيل مي دهد و از منتهي اليه شمال شرقي دشت ساحلي تا حوالي النقب امتداد مي‌يابد.

اين منطقه به صورت ستون فقرات کشور فلسطين است و شامل رشته کوههاي الجليل، الکرمل، نابلس، قدس و الخليل مي‌باشد. حد فاصل کوههاي الجليل با نابلس منطقه وسيع و حاصلخيزي بنام مرج بن عامر واقع است. در اين منطقه درختان زيتون،انجير،انگور،انار،بادام و …. کاشت مي‌شود.از معروف‌ترين شهرهاي اين منطقه مي‌توان شهرهاي قدس، بيت لحم، الخليل، نابلس،صفد و الناصره را نام برد.

3 – مناطق پست (غور ): به مناطق مجاور رود اردن غور مي گويند و ويژگي آن پايين بودن از مناطق همجوار مي باشد. اين پهنه از شمال تا جنوب مناطق درياچه الحوله که توسط صهيونيست ها خشک گرديد.

4 – منطقه صحراي نقب : اين منطقه در جنوب فلسطين واقع است و تا خليج عقبه امتداد مي‌يابد. منطقه نقب غريب به نيمي از مساحت فلسطين را تشکيل مي دهد. اين منطقه کم باران است  و براي کشت حبوبات و نخل خرما و غيره. مستعد مي باشد. بئرالسبع از شهرهاي معروف آن و تاسيسات هسته‌اي صهيونيست‌ها موسوم به  (( يمونا )) در اين منطقه واقع است. ساکنان اين منطقه (( نقب )) اندک و اغلب عشاير کوچ نشين هستند.

1-4- مشخصات و ابعاد مرزهاي  فلسطين :

فلسطين از شمال درياچه غوره تا خليج عقبه 430 کيلومتر است و پهناي آن متغير است، به طوري که در منتهي اليه نقطه شمالي بين 15 تا 70 کيلومتر است و در منطقه مياني بين 72 تا 95 کيلومتر و در قسمت جنوبي اين عرض بيشتر مي‌شود، به نحوي که بيشترين عرض جغرافياي فلسطين در منطقه خان يونس به 117 کيلومتر مي رسد. پهناي فلسطين روي خط قدس 82 کيلومتر مي باشد، عرض فلسطين در منتهي اليه جنوب از چند کيلومتر فراتر نمي‌رود.

حلول مرزهاي مشترک فلسطين با همسايگان خود به شرح ذيل مي باشد :

  • مرز ساحلي با درياي مديترانه                    224 کم
  • مرز با لبنان 79 کم
  • مرز با سوريه 70 کم
  • مرز با اردن 360 کم
  • مرز با مصر 240 کم
  • مرز ساحلي خليج عقبه                              5/10 کم

مرزهاي شمالي و شمال شرقي فلسطين در تاريخ 23/12/1920 با توافق بريتانيا که در آن هنگام شريک فرانسه (( غاصب سوريه و لبنان )) بود، ترسيم گرديد، دو سال بعد با هدف زمينه سازي براي برپايي دولت يهود در خاک اين کشور (فلسطين ) ، آبهاي بيشتري به آن افزوده شد. اما مرز مشترک با اردن توسط نماينده عالي بريتانيا و در تاريخ 1/9/1922 تعيين گرديد، بدين ترتيب توسط خطي آبهاي رودهاي اليرموک و اردن را تقسيم کردند و اين خط تا درياي مرده که سرشار از فسفات، املاح و کانيها است، امتداد مي‌يابد تا اين منابع ميان اين دو کشور تقسيم گردد. اين خط از مرکز وادي عربا گذر کرده و به نيمه خليج عقبه مي‌رسد. ناگفته نماند که بريتانيا زمينه را براي برپايي دولت صهيونيستي در فلسطين مهيا مي ساخت تا از اين رهگذر مانع ارتباط و پيوند زميني ميان کشورهاي شام و عراق و کشورهاي مشرق عربي و اسلامي با مصر، مراکش، تونس و حتي سودان شود و امکان وحدت کشورهاي مشرق و مغرب عربي با يکديگر از بين برود.

1-5- آب و هواي فلسطين :

آب و هواي فلسطين عمدتاً معتدل است و گرچه در مناطق کوهستاني مايل به سرد و در مناطق پست به شدت گرم است، اما منطقه صحراي نقب داراي آب و هوايي کويري و خشک مي باشد، ميزان بارندگي در دشت ساحلي متوسط و در مناطق کوهستاني زياد و در برخي مناطق بارش به صورت برفي مي‌باشد و بارندگي در صحراي نقب بسيار اندک است.[2]

گفتار دوم: ساکنان اوليه سرزمين فلسطين:

کنعاني‌هاي جزيره العرب، اولين ساکنان فلسطين در منابع مختلف تاريخي آمده است که سابقه تاريخي منطقه فعلي فلسطين به حدود سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح بر مي‌گردد. در آن تاريخ براي اولين بار قبايلي از کنعاني هاي جزيره العرب به اين سرزمين کوچ کرده و در آن جا ساکن شدند. باستان شناسان مي‌گويند :

((اسکلت‌ها و شکل‌هاي فسيل‌هاي برجاي مانده ا ز ساکنان حدود 50000 تا 20000 سال قبل در اين منطقه به خاندان و تبار سام و حام (فرزندان نوح پيامبر ) تعلق دارد. اين مطلب با شرح کتاب مقدس– شامل کتب عهد عتيق و جديد – که کنعانيان اولين ساکنان فلسطين بودن، کاملاً مطابقت دارد.

کنعان پسر حام و حام و سام و يافيت سه برادر بودند که بعد از طوفان نوح باقي مانده و همه‌ي افراد بشر از نسل آن ها هستند)).

بنابراين همان گونه که تاريخ به ما مي گويد، کنعاني‌هاي عرب اولين مردماني بودند که در اين سرزمين ساکن شدند و نام (( ارض کنعان)) را برآن نهادند.

در ميان قبايل مهاجر کنعاني، قبيله يبوس( بر وزن خموش ) که مهم‌ترين آن‌ها بودند، در محل بيت‌المقدس فعلي سکني گزيد و به همين دليل در تاريخ يکي از اسامي بيت المقدس به نام يبوس ثبت شده است. کنعانيان فرمانروايي داشتند به نام ملک صادق. از آنجا که اين حاکم دوستدار صلح، آرامش، آباداني و تمدن سازي بود، شهر يبوس به احترام وي، به تدريج نام اورسالم، يعني شهر سالم يا شهر صلح و آرامش به خود گرفت. [3]در کتاب عهد عتيق  يهوديان آمده است که اورسالم يا يورشالم همان يبوس است و اضافه مي‌کند :

((آن مرد روانه شد و به مقابل يبوس رسيد و کنيزش همراه وي بود و چون نزد يبوس رسيدند، غلام به ارباب خود گفت به اين شهر يبوسيان برگشته، شب را به سر بريم. آقايش وي را بگفت به شهري که احدي از بين اسرائيل در آن نباشد، برنمي گرديم)).[4]

پس از ورود کنعاني ها به سرزمين فلسطين فعلي، اقوام ديگري هم به تدريج راهي اين سرزمين شدند. آموريان، حتيان، حويان، فلسطي‌ها و … اقوامي هستند که پيش ازعبراني‌ها در اين سرزمين سکونت داشتند. يهوديان خود را از نژاد عبراني به حساب آورده و عبراني ها هم خود را از اولاد حضرت ابراهيم(ع) مي‌دانند. از ميان اقوامي که پيش از عبراني ها در فلسطين زندگي مي کردند، قوم فلسطين از اهميت و ويژگي‌هاي خاصي برخوردار بود، و به همين دليل، ارض کنعان به فلسطين تغيير نام داد.[5]

2-1- سابقه حضور عبراني‌ها در فلسطين:

و اما سابقه حضور عبراني ها در فلسطين حداکثر به 1800  سال قبل از ميلاد مسيح، يعني حدود 12 قرن پس از حضور کنعانيان عرب تبار در فلسطين بر مي گردد. در آن تاريخ گروهي از قبايل عبراني به رهبري حضرت  ابراهيم ( ع ) از شهر (( آور )) و يا(( شوش )) فعلي، مرکز کلداني هاي عراق، به ارض کنعان مهاجرت کردند. در اين جا بود که خداوند حضرت اسحاق را به ابراهيم داد و از اسحاق حضرت يعقوب به دنيا آمد که به (( اسرائيل )) ملقب شد. به همين جهت قوم يهود ( خود را بني اسرائيل ) مي نامند و در همين جا لازم است که اضافه کنيم که اسماعيل، فرزند ديگر حضرت ابراهيم است که جد پدري اعراب مي باشد. به عبارت ديگر، همان قدر که فرزندان اسرائيل خود را منتسب به حضرت ابراهيم (ع) مي‌دانند، به همان اندازه هم اعراب فلسطين به آن حضرت منتسب هستند. بنابراين وعده هايي که به اعتقاد يهوديان، خداوند در عهد عتيق به حضرت ابراهيم (ع) در مورد واگذاري سرزمين فلسطين به ذريه آن حضرت داده است، اعراب فلسطين را هم شامل مي شود و هيچ حق انحصاري براي بني اسرائيل ايجاد نمي‌کند. [6]

به هر حال، حضرت ابراهيم (ع) وقتي وارد فلسطين شد، اورسالم را به عنوان محل اقامت خود انتخاب کرد، و باز به همين دليل  نام عبري اين شهر ((يورشاليم))، (( اورشاليم)) و يا (( اورشليم )) است. پس از مدتي حضرت ابراهيم به دستور خداوند قربانگاه و مکان مقدسي در اين شهر ايجاد کرد و آن را ((بيت الله)) نام نهاد و به حکم همين قداست بود که مسلمانان پس از ورود مسالمت آميز به آن در سال 15 هجري نام (( بيت المقدس )) را بر آن نهادند.[7]

بدين ترتيب عبراني ها همچون ساير اقوام مهاجر و بدون آنکه هيچ گونه حاکميتي بر فلسطين ايجاد کنند، در اين سرزمين ساکن شدند. تا اينکه به دنبال يک دوره طولاني خشکسالي در فلسطين و با فراخوان يوسف، فرزند يعقوب، که در پي حوادثي در مصر به مقام رياست رسيده بود، فلسطين را ترک کرده بود و به مصر مهاجرت کردند. در اين جا بود که جمعيت بني اسرائيل رو به افزايش نهاد. اما اين قوم در دوران پادشاهي رمسس دوم (فرعون) در مصر، به مدت چند دهه تحت تعقيب، آزار و فشار بيش از حد قرار گرفت.

در سال 1207 قبل از ميلاد، حضرت موسي (ع) ، که به تازگي از سوي خداوند براي هدايت بني اسرائيل مأمور شده بود، تصميم گرفت آنها را به « ارض موعود » بازگرداند. اما بني اسرائيل از فرمان او سرپيچي کرده و در پي اين نافرماني به مدت 40 سال در بيابانهاي فلسطين سرگردان ماندند.[8]

بعد از مرگ موسي ( ع ) يوشع بن نون، سردار يهودي، رهبري بني اسرائيل را به دست گرفت آنها را به ساحل اردن و سپس به اريحا در فلسطين هدايت کرد. تا اينکه در سال 1230 قبل از ميلاد به پشت ديوارهاي اورسالم رسيدند. مردم اين شهر که از نظر نظامي برتر بوده و نيز از غارتگري ها و مظالم بني‌اسرائيل در شهرهاي ديگر فلسطين با خبر شده بودند، به شدت مقاومت کرده و هرگز شهر را تسليم نکردند.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل

دسته‌ها: پایان نامه حقوق