كليات

مقدمه

    علامت تجاري[1] سابقه بسیار طولانی دارد و حتی از دوران باستان نیز وجود داشته است. شاید بتوان گفت که این پدیده زمانی بوجود آمد كه مردم آنچه را که مورد نيازشان بود، خودشان تهيه مي‌كردند و يا اغلب آنها را از طريق صنعت‌گران محلي تامين مي‌نمودند. همچنين بنگاههاي اقتصادیي وجود داشتند كه با استفاد از علامت كالاهاي خود را فراتر از موقعيتهاي محلي و يا بعضاً در مسافتهاي دورتري به فروش مي‌رساندند. تقريباً از حدود 3000 سال قبل صنعت‌گران هندي بر روي توليدات و کالاهای خود امضاي سازنده كالا را حك مي‌كردند و آنها را به كشورهاي ديگر، از قبيل ايران ارسال مي‌نمودند. صنعت‌گران چینی نيز در بیش از 2000 سال قبل كالاهايي را كه در سراسر منطقه مديترانه مي‌فروختند، داراي علامت بود و حتي در يك دوره زماني حدود هزار علامت مختلف سفالينه رومي مورد استفاده قرار گرفته بود كه از آن جمله برند فورتيس [2] آنچنان مشهور گرديد كه بارها از آن كپي برداری و تقليد شد. باشكوفائي علامت در قرون وسطي[3]، استفاده از علائم نشانگر كالاهاي يك تاجر و يا صنعت‌گر بود و به همين منوال از صدها سال قبل بتدريج این رویه توسعه يافت، گرچه اهميت اقتصادي آن هنوز هم بصورت محدود مطرح بود.[4]

     علامت تجاري براي مدتهاي طولاني و مادامي كه يك نفر كار تجاري و يا داد و ستد كالاي خاصي را در همان بازار و يا در همان شهر انجام مي‌داد، مورد استفاده قرار مي‌گرفت و يكي از بخشهاي مهم تجارت، توسعه و فروش كالاي تجاري ناشناخته و كسب شهرت براي كيفيت يا تنوع توليدات يا ارزش بالاي محصولات بود. در قرون وسطي علائم كارگاههاي زرگري و طلاكاري به وجود آمد و گامهاي اوليه در جهت صدور گواهي ثبت را می توان دید.

     از آنجائيكه علامت تجاري یکی از بخش های كليدي و مهم تجارت محسوب می شود، قوانین ملی و بین المللی، این حقوق تجاري را حمايت مي‌كنند تا آن كالاي شناخته شده را از جعل و تقلب توسط ديگران مصون داشته و يا از استفاده همان علامت تجاري جلوگيري مي‌نمايد. بنابراين،  قوانين قضايي براي علائم تجاري بسيار حساس و پيچيده مي‌باشند. به بیانی دیگر، می توان اینگونه گفت که آنها دقيقاً همان چيزي هايي نيستند كه يك شخص در تجارت تصور مي‌كند و يا براساس تجربيات فروش كالاها در اذهان وی متصور می شوند، بلکه دارای ظرایفی هستند که باید در قوانین تبیین گردند.

مبحث اول: مفاهيم و پیشینه حقوق علامت تجاري

گفتار اول: مفاهیم علامت تجاری

     علائم تجاری كالاهاي يك شركت اقتصادي را منحصر بفرد نموده و آنها را از كالاهاي سایر رقباي آن شركت قابل تشخيص و تفكيك مي‌نمايد. مفاهيم برند[5] و علامت تجاري[6] از جهات بسياري با يكديگر مشابه و مرتبط مي‌باشند، گرچه بنظر می رسد که برند اصطلاح جديد است و علامت تجاري ايده‌اي سنتي و قديمي‌تر است، ليكن هردوي آنها در مورد تصاوير و حسن شهرت يك محصول بكار مي‌روند، اما مفهوم علامت تجاري بيشتر متمركز بر روي منبع و منشاء كالاها مي‌باشد. مثلا يك مشتري كه مي‌خواهد محصولات مختلفي مانند خميردندان كرست[7] و يا كره با دام‌زميني برنوجف[8]و يا ساير محصولات را خريداري کند، علاقه و تمايل بسيار زيادي دارد تا اینگونه كالاها را با اين برندها، براساس ذهنيت و اعتقاد خود نسبت به كيفيت و جذابيت آنها تهیه نمايد و شايد براي او خيلي اهميت نداشته باشد كه توليدكننده آن كيست.[9]

 از طرفي توجه و اعتماد مشتري بر منبعي است كه كالاي مورد نظر او را توليد و عرضه مي نمايد و اين شناخت بوسيله علامت تجاري حاصل مي شود.

     بنابراین، بسياري از مصرف كنندگان براساس ديدگاهها و تجربيات خود بخاطر كيفيت، شهرت و يا بعضاً به جهت تبليغات گسترده يك محصول و يا كالايي را با برند مشهور انتخاب مي نمايند، و اين علامت تجاري خاص تاييد كننده همه ويژگيها و انتظاراتي است كه مصرف كننده دارد و از طرفي منافع توليد كننده را نيز تضميين مي نمايد. درواقع امروزه در بازارهاي تجاري و با توجه به دامنه توليدات، ممكن است يك برند توسط چندين شركت مورد استفاده قرار گيرد. از اين رو،     نمی توانیم بگوییم که يك برند نشانگر منبع يك محصول یا کالای تولیدی است.

     قوانین مربوط به علائم تجاري در انگلستان از زمان وقوع انقلاب در امريكا وجود داشته است و بسياري از مفاهيم آن برگرفته از قانون تغيير يافته امريكا مي‌باشد. بديهي است كه استفاده از علامت تجاري در عرصه تجارت سبب ايجاد حقوق حمايتي در برابر رقابت غيرمنصفانه، تقليد و جعل علامت تجاري را فراهم مي‌كنند. اين موضوع معروف به «قانون عمومي علامت تجاري» مي‌باشد، يعني حقوقي كه از يك منبع نشأت گرفته و محدود به يك منطقه جغرافيايي است كه آن علامت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از طرفي هنگامي كه يك علامت به ثبت رسيد، بعنوان يك بخش از استانداردها در پايگاه اطلاع‌رساني ثبت شده و در اختيار عموم مردم قرار مي‌گيرد تا در صورتي كه شخصي تمايل داشت تا از علامت تجاري جديدي استفاده نمايد، در اين پايگاه داده، جستجو نموده و اطمينان حاصل نمايد كه اين علامت و يا مشابه آن قبلاً وجود داشته است . قوانين اينگونه مي‌گويند كه ثبت يك علامت و يا حتي انتشار آن براي اعتراض موضوعي است كه هر فرد بايد آن را بداند و مسئوليت مطلع بودن از آن، به عهده خود فرد است.[10]

گفتار دوم:پيشينه علامت تجاري

     انسانهاي اوليه از علائم براي نشان دادن مالكيت بر حيوانات روي بدن آنها را داغ مي‌گذاشتند كه در غارها بيش از 5000 هزار نقاشي و سمبل‌هاي از آنها نيز وجود دارند. همچنين در جوامع مصر باستان نيز صنعتگران بر روي كالاها از جمله محصولات كوزه‌گري، بيش از 3000 علامت را حك كرده بودند. همچنين صنعتگران امپراتوري روم نيز بر روي آجرها علائم مختلفي را حك مي‌نمودند. همچنین، در خلال دورة رنسانس، استفاده از علائم تغيير يافت. در خلال قرن سيزدهم نیز قوانين مختلفي براي حمايت از سازندگان چاقو، شيشه و كالاهاي چرمي تدوين گرديد[11].

     علامت تجاري با صنعتي شدن جوامع شروع به ايفاي نقش مهّمي نمود و بعنوان يك عامل كليدي براي فعاليتهاي اقتصادي در تجارت بين‌المللي و اقتصادهاي متمركز بر بازار مطرح گرديد. صنعتي شدن و رشد اقتصادي متمركز بر بازار به صنعت‌گران و تجار اجازه رقابت براي عرضه محصولات متنوع در يك طبقه‌بندي را فراهم نمود. آنها اغلب بدون هيچگونه تفاوت ظاهري براي مصرف كننده كالاهایي را عرضه‌ مي‌كردند، ليكن عموماً در كيفيت، قيمت و ديگر ويژگيها كالاها متفاوت بودند. از اين رو، بايد به مصرف‌كننده‌گان اين راهنمائي ها داده مي‌شد كه اجازه داشته باشند تا با درنظرگرفتن اينگونه ويژگيها كالاهاي مختلف را با شرايط خاص خود، در ميان ديگر كالاهاي رقابتي انتخاب نمايند.

     ازسوی دیگر، با فراهم کردن اين موقعيت براي مصرف‌كنندگان كه بتوانند كالاهاي مورد نیاز خود را از ميان محصولات ديگر انتخاب نمايند، صاحبان علائم تجاري را نيز تشويق نمود تا كيفيت محصولات فروخته شده را حفظ کرده و بعضاً ارتقاء دهند تا انتظارات مصرف كنندگان را برآورده نمايند. از اين رو علائم تجاري صنعت‌گران را ترغيب نمود كه بطور پيوسته محصولات را با كيفيت‌هاي بالا توليد کنند و در نتیجه این موضوع باعث ايجاد انگيزه و پيشرفت اقتصادي گسترده در سيستم صنعتي و اقتصادي كشورها شد.[12]

     لذا ضرورت ايجاب می نمود تا كالاها نام و مشخصه‌اي را داشته باشند که مردم بتوانند آن محصولات را از یکدیگر تمیز دهند. بدین ترتیب، بنظر می رسید که راهكار نامگذاري كالاها در بازار، نصب  و یا حك كردن علامت تجاري بر روی تولیدات می تواند اقدام موثر و کارآمدی باشد. هر تولید کننده سعی می کرد تا نشان و علامت تجاری خود را روی محصولات تولیدی قرار داده تا مصرف کنندگان بتوانند آنها را بخوبی از سایرین تشخیص دهند.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل

دسته‌ها: پایان نامه حقوق