معانی و مفاهیم مسئولیت مدنی

اصولاً هر واژه یا نهاد حقوقی در لغت دارای معنا و مفهوم خاصی می­باشد که گاهی این معنا و مفهوم ممکن است با معنای اصطلاحی و حقوقی آن نیز متفاوت باشد از این رو در این گفتار در طی دو بند به بیان معانی و مفاهیم لغوی مسئولیت مدنی پرداخته می­شود. بند اول این گفتار معنای لغوی مسئولیت و بند دوم معنای حقوقی مسئولیت مدنی بیان می­گردد.

بند اول: معنای لغوی مسئولیت مدنی

همان­طور که بیان نمودیم برای مشخص شدن معنا و مفهوم لغوی مسئولیت ناگزیر به مراجعه به  فرهنگ­ها و  لغت نامه­های فارسی، عربی و انگلیسی می­باشیم. در ذیل واژه مسئولیت و مسئولیت مدنی در لغت نامه­های فارسی معانی ذکر گردیده است که در این بند به بیان آن­ها می­پردازیم.

آقای بهشتی در فرهنگ صبا ذیل واژه مسئولیت چنین آورده است:

« ع. (بفتح میم و ضم همزه و کسر لام و فتح یای مشدد) آن­چه انسان عهده­دار و مسئول آن باشد از وظایف و اعمال و افعال، در فارسی مسئولیت می­نویسند.»[1]

مدنی در لغت به معنای شهری، اسم منسوب به مدینه و شهر آمده است. در اصطلاح فقه و حقوق نیز به اموری گفته می‌شود كه مربوط به ادعای حقوقی و مدنی (در مقابل كیفری) ترتیب جبران خسارت صدمات مالی و حقوقی باشد.[2]

واژه مسئولیت در زبان عربی مصدر جعلی مسئول است و در آیات[3] و احادیث اسلامیه معنی مورد بازخواست و مجازات واقع شدن به دلیل انجام یا خودداری از انجام کاری به کار رفته است و به این معنی با دو اصطلاح تکلیف و اهلیت در اصول مترادف است.[4] برای مثال در حدیث نبوی: « کلکم راعٍ و کلکم مسئول عن رعیته»، یعنی: (همه حامی و نگهبان زیردستان خود هستید و نسبت به آن­ها بازخواست        می­شوید)، مسئولیت اخلاقی از نظر اسلام یا در مقابل خدا است، یا در مقابل خود، یا در مقابل دیگران یا در مقابل سایر موجودات.[5]

با توجه به این­که اسلام بیشتر بر پایه تکالیفی استوار است که شرع برای انسان مقرر نموده است و در عرصه جهان بینی اسلامی به انسان به عنوان موجودی مسئول نگریسته می­شود بیشتر معنی اخلاقی از آن به ذهن متبادر می­شود و در کتب فقهی به عنوان اصطلاحی عام که تمام مسئولیت­های حقوقی را نیز در برگیرد به کار نرفته است.

جناب آقای دکتر میر محمد صادقی نیز در واژه نامه حقوق اسلامی فارسی به انگلیسی از مسئولیت با عنوان:

 « Liability: Responsibility »[6] یاد نموده­اند.

مسئوليت در طول تاريخ بشر سرنوشت پرماجرائي داشته است از زمان پيدايش و تكوين جوامع اوليه تاكنون مباني آن تغييريافته و به سوي تكامل پيش رفته است به گفته يكي ازحقوقدانان فكر مسئوليت هركس در مقابل عمل خود به اندازه عمر بشر طولاني و قديمي است[7] در گذشته انواع مختلف مسئولیت اعم از مسئوليت كيفري و مدني (به معناي عام كلمه) تحت عنوان واحدي قرار داشت.[8] با تشكيل حكومت ها و به تدريج ابتدا مسئوليت مدني از مسئولیت کیفری جدا شد سپس مسئوليت قراردادي از ضمان قهري (الزام خارج ازقرارداد) مجزا گرديده و بر هركدام قواعد و مقررات ويژه­اي حاكم شد در اين ميان دگرگوني مسئوليت مدني( به معناي خاص كلمه) ازحيث مبنا عميق بوده و همواره مورد توجه استادان حقوق و حقوقدانان قرارگرفته است.

بند دوم: معنای حقوقی مسئولیت مدنی

در مورد معنای حقوقی مسئولیت، جناب آقای دکتر جعفری لنگرودی در کتاب خود یعنی ترمینولوژی حقوق چنین آورده­اند: « (مدنی) تعهد قانونی شخص ر رفع ضرری که به دیگری وارد کرده است خواه این ضرر ناشی از تقصیر خود وی باشد یا ناشی از فعالیت او شده باشد.

(فقه) در همین معنی لفظ ضمان را به کار برده­اند و معنی آن هر نوع مسئولیت اعم از مسئولیت مالی و مسئولیت کیفری است. ماده 328 قانونی مدنی به بعد.»[9]

همچنین ایشان در بیان معنا و مفهوم مسئولیت مدنی چنین آورده­اند:

« مسئولیت در مقام خسارتی که شخص (یا کسی که تحت مراقبت یا اداره شخص است) یا اشیاء تحت حراست وی به دیگری وارد می­کند و همچنین مسئولیت شخص بر اثر تخلف از انجام تعهدات ناشی از قرارداد. مسئولیت مدنی در مقابل مسئولیت کیفری استعمال می­شود. مسئولیت مدنی دو قسم است: مسئولیت قراردادی و مسئولیت خارج از قرارداد که گاهی آن­را مسئولیت تقصیری می­نامند. قدر مشترک هر دو نوع مسئولیت، نقض تعهد و الزام است نهایت این­که در نخستین، نقض تعهد قراردادی می­شود و در دومین، نقض تعهد قانونی.»[10]

دکتر کاتوزیان نیز در بیان معنای مسئولیت مدنی این چنین بیان می­دارند:

« در هر مورد که شخص موظف به جبران خسارت دیگری است می­گویند در برابر او مسئولیت مدنی دارد یا ضامن است. این قاعده عادلانه از دیرباز وجود داشته است که «هرکس به دیگری ضرر بزند باید آن را جبران کند، مگر در مواردی که اضرار به غیر به حکم قانون باشد یا ضرری که به شخص وارد آمده است ناروا و نامتعارف جلوه نکند.»[11]

دکتر سید مرتضی قاسم زاده نیز در تعریعی کوتاه و مختصر مسئولیت مدنی را این چنین تعریف می­دارند:

« لزوم جبران ضررهای وارد شده به یک شخص را مسئولیت مدنی گویند.»[12]

در حقوق اسلام نیز معنای مسئولیت مدنی را باید در کلمه ضمان جستجو کرد. البته یکی از نویسندگان در انتقاد از به کار بردن واژه مسئولیت در مقابل ضمان می­نویسد: « به نظر می­رسد مسئولیت ترجمه کاملی از کلمه عربی ضمان نیست و مسئولیت به لحاظ ماده و مفهوم پرسش که در آن نهفته است بیشتر به معنی معادل مؤاخذه می باشد که از آثار ضمان می­باشد. وقتی کسی نسبت به مال یا شخص یا شیء معینی ضامن و متعهد شد ناگزیر نسبت به آن مورد پرسش و مؤاخذه هم واقع می­شود ولی این اثر، امری خارج از ماهیت تعهد و التزام می­باشد. تعبیر التزام به جای ضمان در نوشته­های حقوقدانان جدید عرب هرچند نوعی پیروی از اصطلاح مشابه در زبان حقوقی فرانسه است، لکن با مفهوم لغوی ضمان سازگارتر از تعبیر به مسئولیت در زبان فارسی است… .»[13]

در زبان عربی ضمان به معنای بر عهده گرفتن، ملتزم شدن و کفیل شدن آمده است[14] و همچنین ضَمان، در لغت، به معناي پذيرفتن، بر عهده گرفتن، ملتزم شدن به خسارت و… آمده است.[15]  

در اصطلاح فقهاء در معانی زیر استعمال شده است:

در معنای عام، ضمان یعنی اشتغال ذمه­ای که سببی از اسباب شرعی به وجود آمده باشد[16] و نزدیک به معنای تعهد و الزام و التزام در حقوق است. بسیاری از فقها ضمان را به عنوان چیزی که در نتیجه یکی از اسباب شرعی در ذمه مستقر شده و باید پرداخته و اداء شود تعریف نموده­اند. غزالی ضمان را به عنوان وجوب استرداد چیزی یا ادای بدل آن، اعم از مثل یا قیمت[17] تعریف نموده است. شوکانی نیز آن را به عنوان پرداخت تاوان مال تلف شده[18] آورده است. شیخ انصاری آن را بودن چیزی و خسارتش بر عهده شخص ضامن[19] دانسته است.

همچنین در تعریف ضمان این­گونه بیان شده است: ضمان دادن مثل چیزی است در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمی بودن[20] و برخی نیز در تعریف ضمان گفته­اند داخل شدن چیزی در ذمه است.[21]

از موارد استعمال آن در عرف و محاورات نيز، همان مفهوم (تعهد) استفاده مي­شود.

اين مفهوم، از نگاه کلي به دو بخش تقسيم مي شود:

1 . ضمان عقدي و قراردادي.

2 . ضمان قهري و خارج از قرارداد.

مقصود از ضمان عقدي، تعهدي است که بر اثر تخلف از مفاد قرارداد، به ذمّه اشخاص قرار مي­گيرد و ايجاد مسؤوليت مي­کند. اين، در صورتي است که بين شخص زيان ديده و عامل زيان, قراردادي وجود داشته باشد و خسارت وارده بر اثر به اجرا نگذاردن مفاد عقد و قرارداد باشد.

در تعريف اين قسم از ضمان، فقها نوشته اند:

(الضمان عقد شرّع للتعهد بمال او نفس[22]).

ضمان، عقدي است شرعي که نسبت به مال و تن ايجاد تعهد مي کند.

اين نوع از ضمان، در اصطلاح فقها، دو اطلاق دارد:

1 . ضمان، به معناي اعم. اين را در برمي­گيرد حواله و کفالت و به معناي تعهد به مال و نفس خواهد بود.

2 . به معناي اخص. به معناي تعهد به مال است، چه عين، چه منفعت و چه عمل.[23]

در بسياري از کتاب­هاي فقهي، اين سه عنوان (ضمان، حواله و کفالت) به گونه­اي مستقل بحث و بررسي مي­شود و ضمان، در معناي خاص اطلاق مي­گردد.

در هرصورت، در مفهوم و معناي ضمان، فقها اختلافي ندارند امّا در حقيقت و ماهيّت آن، بين فقهاي اهل سنّت و تشيع اختلاف نظر است. بسياري از فقهاي اهل سنّت، واژه ضمان را از ريشه (ضمّ) گرفته اند، به زيادي (نون) در نتيجه، اين معني را پذيرفته­اند که ضمان، ضمّ ذمه به ذمّه است. يعني دين، بر ذمه مديون وضامن مستقر مي­گردد و مضمون له، مختار است که به ضامن رجوع کند يا به مديون.

فقهاي اماميه بر اين نظرند که ضمان گرفته شده از (ضمن) است، به دليل ساير اشتقاق­ها.

گفته­اند: معقول نيست، در آن و احد، نسبت به يک دَين دو ذمّه مشغول باشد. از اين روي، ضمان به معناي نقل ذمه به ذمه ديگر است، نه ضمّ و پيوسته به آن[24] و طلبکار بعد از ضمانت ضامن، فقط مي­تواند حق خويش را از ضامن مطالبه کند، نه از مضمون عنه.

بنابراین اگـر ضامن چيزي را به عنوان ضمانت پرداخت کند، مي­تواند بعداً از مديون بگيرد.[25]

البته فقها، ثمراتي بر اين دو نظر بار کرده­اند که از حوزه بحث ما خارج است.

ضمان قهري: از بين بردن مال ديگري و يا خسارت وارد کردن به آن را، به دست خود، يا به وسيله مرکبي که بر آن سوار است را، ضمان قهري گويند.

ضمان عقدي و قهري، دو چهره از مسئوليت مدني هستند و در واقع هر دو, يک حقيقت را نشان مي دهند. از اين روي، برخي از فقها، هر دو را زير عنوان واحد و جامعي، چون (ضمان عهده) ممکن دانسته اند.[26]

در عين حال شرايط ايجاد مسؤليت و پرداختن خسارت در هر کدام با ديگري فرق مي­کند.

فقها، مباحث مربوط به ضمان عقدي و قهري را جداگانه تنقيح و تحقيق کرده اند. نسبت به مسائل ضمان عقدي و شرايط و ارکان آن، بخش مستقلي به نام کتاب (ضمان) گشوده و فروع و جزئيات آن را به دقّت بررسي کرده اند. و برخي، به مسائل مستحدثه و جديد آن، چون (بيمه) اشاره کرده و آن را نوعي از عقد ضمان دانسته­اند.

اما راجع به ضمان قهري، گرچه بخش مستقلي در فقه به اين عنوان نيامده، ولي در ضمن بررسي مباحث، غصب، اجاره، ديه، و ديعه، عاريه و … به اين نوع از ضمان پرداخته و اسباب و شرايط آن را شناسانده­اند. که از بحث ما خارج می­باشد و بیش از به آن نمی­پردازیم.

جناب آقای دکتر میر محمد صادقی نیز در کتاب خود یعنی واژه­نامه حقوق اسلامی فارسی به انگلیسی از مسئولیت مدنی با عنوان: « Civil liability »[27] یاد نموده­اند.

در بسیاری از نظریه­های جدید، تعرف مسئولیت مدنی بر حسب سیاست و هدف مورد نظر متفاوت است:

چنان­که عده­ای مسئولیت مدنی را ابزاری برای تخصیص کارآیی منابع، بازدارندگی، توزیع ضرر، تحقیق عدالت توزیعی در جامعه، جبران کارآیی خسارت تلقی کرده­اند و آن را در همان حدود معتبر می­دانند.[28]

ولی واقعیت این است که چون مسئولیت مدنی پدیده­ای اجتماعی است ماهیت آن برحسب نیازهای جامعه و تحولات اجتماعی دگرگون می­شود و رابطه ی تنگاتنگی بین هدف و مبنای فلسفی مسئولیت مدنی و تعریف آن وجود دارد. به همین جهت، ارائه هر تعریفی تنها می­تواند در بردارنده بخشی از حقیقت باشد و در زمان و مکان و تحت شرایط خاصی صدق کند و دیدگاه خاصی از مسئولیت مدنی را انعکاس می­دهد.

به طور کلی، مسئولیت مدنی نوعی خطای مدنی، غیر از نقض قرارداد است که دادگاه برای آن راه جبرانی را به شکل اقامه دعوا برای مطالبه جبران خسارت فراهم کند». پروفسورهوستون، حقوقدان مشهور کانادایی نیز در تعریف مسئولیت مدنی گفته است: «…. تخصیص مسئولیت به دلیل رفتار زیانبار توسط دادگاه­ها، در صورتی که طرفین قرارداد خود آن را تخصیص نداده باشند».[29]

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزییات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل پایان نامه

متن کامل

دسته‌ها: پایان نامه حقوق