ضیه MM بر آنها مبتنی است، واقعی و حقیقی نیستند (برهانی ، ۱۳۸۷، ص ۴۵-۴۱).
فرضیه علامت دهی۵۱سود تقسیمی
یک واحد تجاری، می بایست همیشه، این سوال را مطرح کند، که چه اطلاعاتی را با سود سهام فعلی، و چه اطلاعاتی را با تغییر احتمالی سود تقسیمی، انتقال می دهد. هر وقت که اعلام خبری بر قیمت سهام تأثیری می گذارد، میتوانیم استنباط کنیم، که اعلام این خبر، حاوی اطلاعات می باشد. در واقع اعلام خبر، به خودی خود کمک چندانی نخواهد کرد، مگر اینکه معلوم شود مدیران اطلاعاتی دارند که سرمایه گذاران فاقد آن اطلاعات هستند.
سیاست تقسیم سود و تغییر آن، می تواند حاوی اطلاعاتی برای سهامداران باشد. سرمایه گذاران با توجه به سلیقه خود، سهام شرکتی را خریداری می کنند، که سیاست تقسیم سود آن را قبول دارند، میزان سود سهام پیشنهادی هیأت مدیره، معمولاً حاوی اطلاعاتی در خصوص انتظارات مدیران در مورد سودآوری آتی شرکت است. بدیهی است، اگر مدیریت شرکت در صدد بر آید، تا میزان سود پرداختی را افزایش دهد، در واقع مدعی است که قدرت سودآوری شرکت افزایش یافته است. محققان بر این باروند که تغییر غیرمنتظره سود تقسیمی، دارای محتوای اطلاعاتی مهمی است، به ویژه در مواقعی که میزان سود تقسیمی کاهش یابد، یا اصلاً پرداخت نشود. معمولاً در یک بازار کارآ، مدیریت شرکت، زمانی چنین روشی را در پیش خواهد گرفت، که بخواهد به سهامداران و سرمایه گذاران این پیام را بدهد، که سود سال های آتی کاهش خواهد یافت. (جهانخانی و پارساییان، ۱۳۸۸ )۲
ممکن است سود سهام نقدی، به عنوان علامتی برای سرمایه گذاران تلقی شود. شرکت هایی که خبرهای خوب در مورد سود آوری آتی خود دارند و میخواهند آن را به سرمایه گذاران اطلاع دهند، به جای انجام یک اعلام ساده، سود تقسیمی خود را افزایش می دهند، تا با یک اقدام عملی موضوع را به سهامداران خویش اطلاع داده باشند.
زمانی که شرکت از رویه پرداخت سود تقسیمی ثابتی پیروی می کرده، و حالا سود تقسیمی خود را تغییر می دهد، سهامداران آن را به عنوان یک تغییر در سود آوری آینده شرکت، تلقی می کنند. علائم مالی برای سهامداران به این مفهوم است که مدیریت و هیأت مدیره باور دارد که اوضاع مالی شرکت بهتر از چیزی است که در قیمت سهام انعکاس یافته است، یا اینکه سود تقسیمی، صدایی رساتر از سایر اطلاعات مالی داشته، و تغییر در سود تقسیمی، حاوی اطلاعاتی قابل توجه است.
به عبارت دیگر نسبت بالای سود پرداختی نشان دهنده این مطلب است که مدیریت نسبت به آینده شرکت مطمئن و خوش بین است، در حالیکه نسبت پایین سود پرداختی ممکن است بیانگر این موضوع باشد که مدیریت آینده شرکت را نامطمئن ارزیابی کرده است. استدلال ساده تر این است که گفته شود، سهامداران دریافته اند که تقسیم سود، عدم اطمینان آنان را کاهش میدهد، و بر همین اساس نتیجه گیری می شود که سهامداران سود تقسیمی را نسبت به سودهای ناشی از سرمایه گذاری مجدد ترجیح می دهند، و به تبع آن هر چه نسبت سودتقسیمی بالاتر رود (در صورت ثابت ماندن سایرشرایط ) قیمت سهام نیز در بازار بالاتر می رود. البته این موضوع عمدتاً در بازارهایی که سرمایه گذاران به طور کوتاه مدت عمل می کنند، مصداق بیشتری دارد.
۱۶-۲ پیشینه تحقیق
تحقیقات انجام شده در خصوص تقسیم سود طی سالیان گذشته را می توان در دو بخش تحقیقات خارجی و داخلی ارایه نمود که ابتدا به تحقیقات خارجی و سپس تحقیقات داخلی پرداخته می شود.
تحقیقات خارجی
والتر۵۲در سال ۱۹۵۶ اعلام نمود که سیاست سود سهام بر ارزش شرکت تأثیر می گذارد، بر مبنای یافته های وی شرکت هایی که بیشترین نسبت پرداخت سود سهام را دارند، دارای ارزش سهام بالایی نیز هستند، و سرمایه گذاران اقدام به خرید سهام شرکتهایی می کنند که نسبت پرداخت سود سهام بالایی دارند.
“میلر و مودیلیانی( (M.M(1961)”بر اساس تحقیق مهم و تأثیرگذار خود، دریافتند که، تغییرات سود تقسیمی بر روی قیمت سهام تأثیرگذار می باشد، و این موضوع را به محتوی اطلاعاتی سودهای تقسیمی نسبت دادند، بعدها باتا چریا۵۳(۱۹۶۷)، میلر و راک۵۴(۱۹۸۵)و جان و ویلیامز۵۵(۱۹۸۵) به این ایده رسمیت بخشیدند.
در سال ۱۹۶۴ بلاک۵۶ به این نتیجه رسید که خط مشی سود سهام بر ارزش بازار سهام تأثیرگذار است. (۱۹۶۴،بلاک)
تحقیق فاما و بابی یاک۵۷ ۱۹۶۸ تحت عنوان ” تجزیه و تحلیل تجربی از خط و مشی تقسیم سود” این موضوع را که “آیا شرکت ها می کوشند تا درصد سود تقسیمی را بر مبنای سود عادی حفظ کنند؟” مورد مطالعه قرار داد. آنها ۳۹۲ شرکت را ظرف مدت ۱۸ سال(۱۹۶۴-۱۹۴۶)مورد بررسی قرار دادند. به طور کلی نتایج بدست آمده این دیدگاه را تایید می کند که «سود تقسیمی در کوتاه مدت چسبنده است بدین معنا که متناسب با کاهش یا افزایش سود تغییر یا نوسان نمی کند»؛ چنین به نظر می رسد که مدیران تمایل چندان زیادی برای کم کردن سود تقسیمی در مقایسه با علاقه ای که به افزایش آن دارند، ندارند. ولی در بلند مدت سود تقسیمی تغییر می کند و این تغییرات با نوسانات سود شرکت هماهنگ می شود. (فاما و بابی یاک ،۱۹۶۸)
نیسیم، و زیو،۵۸(۲۰۰۱)، در تحقیق خود با عنوان”تغییرات سود تقسیمی و سودآوری آتی شرکت ها” به بررسی نمونه ای که شامل۱۰۰،۶۶۶ سال- شرکت مشاهده، برای دوره۱۹۸۷-۱۹۶۳، پرداختند. نمونه انتخابی این محققین شامل شرکتهای بودند که سهامشان در بورس سهام نیویورک۵۹ و یا بورس سهام آمریکا۶۰مورد معامله قرار می گرفت و اطلاعات مالی شان در دسترس بود. آنها این شرکت ها را به سه دسته، دارای تغییرات مثبت در سود تقسیمی، تغییرات منفی در سود تقسیمی و بدون تغییر تقسیم کرده و بر مبنای تحقیقات خود دریافتند که تغییرات سود تقسیمی با سطح سودآوری آتی شرکت ها رابطه مستقیمی دارد. همچنین آنها به شواهد محکمی، جهت تایید محتوای اطلاعاتی سود دست یافتند.(نیسیم و زیو ، ۲۰۰۱)
تحقیق ساوو، ساو و مارتین، وبر۶۱(۲۰۰۶) با عنوان “منشا تصمیمات مربوط به تغییرات سود سهام چیست؟” دوعامل اصلی که منشا تصمیمات افزایشی در سود تقسیمی می باشند، یکی اثر خصوصیات شرکت و متغیرهای اساسی از قبیل، اندازه شرکت، سودآوری و نرخ اهرم و دیگری رابطه میان افزایش سود تقسیمی و واکنش بازار را مورد بررسی قراردادند. برای این منظور آنها یک نمونه۸۴۴تایی از شرکت های پذیرفته شده در بورس فرانکفورت، که شامل ۱۱۶۷۱ سال- شرکت، مشاهده می باشد، انتخاب کرده و به بررسی داده هایی از قبیل رشد جاری شرکت، ارزش بازار، اندازه شرکت، جمع بدهی ها، نرخ اهرم و … این شرکت ها پرداختند.
آنها بر مبنای تحقیق خود، به این نتیجه رسیدند که عکس العمل بازار به تغییرات سود تقسیمی، اثر مهمی در اعمال تغییرات یا ثبات سود تقسیمی دارد؛ که با توجه به مدل تقارن اطلاعاتی افزایش سود تقسیمی در راستای انتقال بخشی از اطلاعات محرمانه شرکت به بازار صورت می گیرد(علامتدهی). و یا برای کاستن از هزینه های نمایندگی ناشی از تضاد منافع بین مدیران و سهامداران(نمایندگی).بر مبنای دو مدل فوق، سهام این شرکتها در دوره قبل از افزایش سود تقسیمی، با ارزش بازار کمتری، روبرو هستند (ساو و مارتین ،۲۰۰۶)۶۲
تحقیقی توسط ساوو، ساوا۶۳(۲۰۰۶)،تحت عنوان “تغییرات سود تقسیمی؛ علامتدهی، وعملکرد قیمت سهام”صورت گرفته است ، وی به بررسی رابطه بین تغییرات سود تقسیمی و عملکرد قیمت سهام در شرکت های آلمانی با استفاده از فرضیه علامتدهی سود تقسیمی پرداخته است، وی برای آزمون فرضیات خود اقدام به جمع آوری اطلاعات۳۹۰ شرکت پذیرفته شده در بورس فرانکفورت از سال ۱۹۸۴لغایت۲۰۰۲ نموده است که نمونه انتخابی شامل ۲۸۴۱ سال- شرکت می باشد؛ سپس وی نمونه انتخابی خود را به سه زیر نمونه، شرکت های با تغییرات افزایشی در سود تقسیمی، شرکت های با تغییرات کاهشی در سود تقسمی، وشرکت های بدون تغییر، تقسیم نموده، و به بررسی عملکرد این شرکت ها در سال قبل و بعد اعلام تغییرات سود تقسیمی(t-1, t ,t+1 )پرداخته است. ساوو، پس از گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها نتیجه می گیرد که، نمی توان شواهدی دال بر بهبود عملکرد شرکت پس از تغییرات افزایشی سود ارائه نمود، بلکه نه تنها سود آوری شرکت پس از افزایش در سود تقسیمی افزایش نمی یابد، که در حقیقت کاهش نیز می یابد، و نیز هیچگونه شواهدی مبنی بر وجود یک رابطه مشخص بین تغییرات سود تقسیمی و سودهای آتی نمی توان یافت.
همچنین رابطه میان تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سودهای آتی در کشور آلمان ضعیف تر از کشور آمریکا است.(.
تحقیق ( چون – چیا چانگ ،پراوین کومار ،کا سیوا را ماکریشنان۶۴- ۲۰۰۶ ) تحت عنوان “تغییرات سود تقسیمی، قابلیت پیش بینی و علامت دهی جریان های نقدی آتی” به بررسی ارتباط بین سود تقسیمی و سودهای آتی پرداخته است. محققین مذکور به دنبال شواهد تازه ای جهت اعتبار بخشیدن به فرضیه علامت دهی سود تقسیمی۶۵ با استفاده از یک رویکرد آزمون جدید بودند. آنها با استفاده از یک روش آزمون جدید به بررسی رابطه بین تغییرات سود تقسیمی و سود های آتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس آمریکا پرداختند. در این تحقیق آنها رابطه بین سود تقسیمی و سود های آتی را با وارد کردن اثر سه محرک، قابلیت پیش بینی جریان های نقدی ،نسبت ارزش بازار به دفتری و نرخ بازده گذشته حقوق صاحبان سهام را مورد بررسی قرار دادند.
نمونه انتخابی این محققین شامل شرکت های بودند که سهامشان در بورس سهام نیویورک۶۶ و یا بورس سهام آمریکا۶۷ مورد معامله قرار می گرفت و اطلاعات مالی شان در دسترس بود. نمونه انتخابی آنها از سال ۱۹۷۴ الی ۱۹۹۹ را شامل می شد که در مجموع ۱۷۱۱۹ مشاهده شرکت را در بر می گرفت.
این محققین به منظور آزمون فرضیات اطلاعات گردآوری شده را برای هر فرضیه، در دو گروه طبقه بندی نمودند، به گونه ای که اطلاعات مربوط به شرکت های دارای قابلیت پیش بینی جریان های نقدی ونسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و بازده گذشته حقوق صاحبان سهام بالارا در یک طبقه واطلاعات مربوط به شرکت های دارای قابلیت پیش بینی جریان های نقدی ونسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و بازده گذشته حقوق صاحبان سهام پا یین را در طبقه دیگر قراردادند. سپس فرضیات مطرح شده را مورد آزمون قرار دادند که پس از آزمون فرضیه ها، تمامی فرضیات مطرح شده تایید شد. بدین صورت که ارتباط مهمتری بین تغییرات سود تقسیمی جاری و سود های آتی برای شرکتهایی که از قابلیت پیش بینی جریانهای نقدی، نسبت ارزش بازار به دفتری و بازده گذشته حقوق صاحبان سهام پایین برخوردار بودند نسبت به شرکت هایی که از قابلیت پیش بینی جریان های نقدی، نسبت ارزش بازار به دفتری و بازده گذشته حقوق صاحبان سهام بالا برخوردار بودند، یافتند. (چانگ و همکاران ، ۲۰۰۶)
تحقیق مایکل هانلون ،جیمز میر و تری شولین۶

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید