پایان نامه ها

پایان نامه با واژگان کلیدی تبديل، منجي،، شادي

دانلود پایان نامه

است؛ و مسيري که خدا در کسوت پسري که برگ بو با خود دارد آن را به هنگام ظهور و تجلي دنبال مي کند، “راه مقدس” کساني است که از شمال مهاجرت مي کنند. اما در عين حال، کشوري که او از آنجا مي آيد، قلمروي اسطوره اي مردگان است و ورود بي نظير او، رويدادي ادواري و اقامتي موقتي1088 مي شود که بلافاصله، کوچ و عزيمت1089 به دنبال آن مي آيد؛ اين در حالي است که مبارزه با اژدها، نمونه اي است از نبرد ابدي ميان رستگاري جديد و رستگاري قديم. بنابراين، دو اسطور? نجات يعني تاريخي و اسطوره اي-طبيعي، از يکديگر عبور مي کنند به گونه اي که يکي، نمود ديگري مي شود. وقوع رويداد نجات و رستگاري، ويژگي هاي بهار را با خود دارد با اين که تجرب? بهار، تا ابد جديد و بدون سابقه مي ماند.1090
البته ظهور به همان انداز? تولد، معجزه گونه است. منجي نيز علاوه بر شفادادن هاي اعجاز آميز، معجزاتي انجام مي دهد. در کتاب دعاي روزان? کاتوليک ها، تعميد مسيح در اردن (يعني تجلي و ظهور او)، و معجز? قانا، به يکديگر پيوند خورده اند: پيش از ظهور مجدد منجي، آب به شراب تبديل مي شود. تاريخ عيد تجلي و ظهور مسيح1091 يعني پنجم ژانويه، پيش از آنکه با عيسي پيوند بخورد، قبلا تاريخ ظهور ديونسيوس خدا بود1092؛ و هر کجا که ديونسيوس ظاهر مي شود و زمين را با نيز? خود (که سر آن‌ ميو?‌ كاج‌ و يا شاخه‌انگور نصب‌ شده‌) مي زند، شير، عسل و شراب سرازير مي شود:
و کسي بلند خواهد کرد
چوبش را و محکم به سنگ خواهد زد و مستقيم
آب درخشاني فواره زد. ديگري،
نيز? او را در زمين داراي سين? برجسته، قرار داد و
شراب قرمزي بود که خدا، براي او فرستاد،
چشمه اي در تاريکي. و اگر هر لبي
جرعه اي سفيد تر مي جست ، با نوک انگشتان فرورونده
آن ها خاک را صاف کردند و در حالي که از زمين فوران مي کرد
چشمه هاي شير آمد. و چوب هاي ساخته شده از ني با تاج پاپيتال
قطره قطره، با عسل شيرين، جاري شد.1093
در نبردي که منجي بايد عهده دار آن شود نيز معجزات فراواني وجود دارد.1094
معجزات، نشانه هاي دوران جديدي هستند، چه براي بهار و چه براي بهار جهان، چنان که در سرود شباني چهارم1095 اثر ويرجيل اين گونه است. در آنجا، خصوصيات گياهان عجيب، با معجز? بزرگ صلح و آرامش ترکيب مي شود1096؛ عصر جديدي از شادي و سعادت براي جهان سپيده مي زند. ما نيز بهار را امري شگفت انگيز تجربه مي کنيم و درمي يابيم که چگونه، بالعکس، معجز? آرزو شد? رستگاري جديد بايد رنگ بهار را با خود داشته باشد.
ب. عمل نجات و رستگاري. اين ويژگي عبارت است از شکست دادن قوايي که دشمن حياتند و لذا نشان از مبارزه با خود دارد: براي مثال، آپولون، اژدر مار را به هلاکت مي رساند. به همين نحو، کار بسيار بزرگ هرکول در انجام دادن دوازده وظيفه، اينک يک کار فرهنگي (شکست دادن مار نُه سر هيدرا و مانند آن) و دوباره رويدادي کاملا اسطوره اي (فراهم کردن سيب هاي هسپريدس1097 و مانند آن) است اما هميشه نبردي عليه مرگ است که او، گنجين? آن را با سرنگون کردن و ترساندن مرگ (هادِس1098 و پرسفون در عالم اسفل، يوريستئوس1099) براي خود (گل? گريون1100، سيب هاي زر، شاخ آخيلوس1101) بدست آورد.
اما مرگ اغلب با عمل نجات مرتبط است: در نبرد، خود منجي، به زانو در مي آيد. در اينجا، مبناي طبيعت کاملا آشکار است: حيات در آسمان ها و گياهان، متناوبا از بين مي رود. آن گاه نجات بايد بميرد. ازيريس، پادشاه خوب و عادل، و همزمان حيات خودتجديدشوند? رود نيل، توسط دشمنش، سِت، کشته مي شود؛ اين سرنوشت ميان او و مجموع? کاملي از خدايان نجات که با الگوي طبيعت ميرا سازگارند مشترک است: تمّوز1102، آدونيس1103، آتيس1104 در آيين هاي شرقي، حسين، قديس فرق? شيعه، بالدور1105 در اساطير ژرمن ها. “اگر يک دان? گندم که به درون زمين مي افتد نميرد، تنها مي ماند اما اگر بميرد، ثمر بسيار آورد.”1106
مرگ منجي، اندوه بزرگي1107 است که متون مصري، از نام بردن آن، اجتناب مي کنند اما شادي در رستاخيز مي تواند دوباره آن را به خوبي تبديل کند. در اسطور? ازيريس، شادي و غم، ميان پدر و پسر تقسيم مي شوند: عمل نجات هروس، خونخواهي پدرش و نيز احياي دوبار? اوست؛ هروس، منجي زنده و پيروز است. اما معمولا حيات و مرگ، در يک صورت واحد، متحد مي شوند.
با اين حال، صرفا مسيحيت است که خود مرگ را به نجات تبديل کرده است. تمام اديان منجي، حيات از مرگ را اعلام مي کنند اما انجيل مسيحيت، نجات در مرگ را تبليغ مي کند. در اين جا، ناتواني کامل، به حد اعلاي قدرت تبديل مي شود: بلا و مصيبت محض، نجات مي شود؛ و بر اين اساس، آن چه که اديان اسرارآميز، جرات سخن گفتن از آن يا سوگواري براي آن را ندارند، به بالاترين سعادت و رستگاري تغيير پيدا مي کند. مرگ، مرگ را از ميان مي برد.
ج. رستاخيز. پاروسيا1108. شادي بسيار از پي اندوه بسيار مي آيد و شادماني صبح روز عيد پاک از پي نوميدي برخاسته از به خاک سپاري: ازيريس، توسط هروس يا ايزس پيدا مي شود و جان دوباره مي گيرد. ماتم براي آتيس، پيش از هيلاريا1109 صورت مي گيرد.
آنها که با اشک ها مي کارند
با ترنم، درو خواهند نمود؛
آن که با گريه بيرون مي رود و تخم براي زراعت مي برد،

دیدگاهتان را بنویسید