پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درباره تلفن همراه، بورس اوراق بهادار، ساختار صنعت

آنها توجه مي‌کنند بنابراين توجه نداشتن به اين عامل در برخي موارد، نوعي عامل منفي تلقي مي‌شود . از طرفي نشان بانک که روي سينه کارمندان نصب مي‌شود، پايبندي آنان را به سيستم در ذهن مشتري تداعي مي‌کند، از اين‌رو در جلب اعتماد آنها بسيار موثر است.مورد ديگر اين است که در حال حاضر در برخي از شعب بانک، باجه هاي صندوق و ساير باجه‌ها به صورت جدا فعاليت کرده، مشتري براي انجام کار خود مجبور است که به چند نفر مراجعه و وقت بيشتري را صرف کند که اين امر نياز به بازنگري دارد.
مورد بسيار اساسي که در انتخاب شعب و بانک تاثير گذار است، امکانات رفاهي از جمله جاي پارک اتومبيل است. بنابراين پيشنهاد مي‌شود که در کنار هر شعبه فضاي کوچکي براي پارک موقت وسائل نقليه مشتريان ايجاد شود. اين عامل ممکن است هزينه اي را به بانک تحميل کند ولي پس از مدتي درآمدي که در نتيجه افزايش مشتريان، به ويژه مشتريان کلان ، نصيب آن بانک مي‌شود، بر هزينه احداث آن محل فزوني مي‌گيرد.
افزايش خدمات بانکداري الکترونيک : امروزه 60درصد مراجعات فعلي مردم به بانک ،براي مبادله پول نقد است بنابراين بايد از ابزارهاي الکترونيک براي افزايش رضايت مشتريان و تلاش در راستاي فراهم کردن رفاه آنها به گونه‌اي کارا بهره برد زيرا امروزه ابزارهاي جديد توانسته اند بيشتر در جلب نظر مشتريان موفق باشند؛ از جمله تلفن همراه و پيام کوتاه. تا سال 2007 حدود 2 ميليارد نفر مشترک تلفن همراه بوده اند. طبق برآوردها تا سال 2008 ،89 درصد شرکتها از اين ابزار استفاده کرده، شرکتها حدود 10 درصد از بودجه تبليغاتي خود را در بخش تکنولوژي‌هاي مرتبط با تلفن همراه صرف خواهند کرد. همچنين مقام نخست استفاده از پيام کوتاه متعلق به آسيايي ها است و اين عامل وجود بازار فعال در اين قاره را نشان مي‌دهد.
بازاريابي تلفني يکي از کانالهاي بازاريابي مستقيم است. مزاياي اين عامل سرعت انتقال پيام به بازار هدف باوجود ارسال به تک تک مشتريان و مخاطبان و تحقق بازاريابي تک به تک، هزينه پايين در برابر ساير رسانه‌ها باوجود امکان ايجاد بازاريابي ويروسي (‌در صورت جذابيت براي فرد به ديگران ارسال مي‌کند) است. همچنين توسعه شبکه هاي اتوماسيون بانکي و اينترنتي نيزبايد در اولويت قرار گيرد. به ويژه در آستانه واگذاري به بخش خصوصي و ورود به عرصه رقابت جدي‌تر، توجه به سازمانهاي کارگزاري، مثل بيمه، معاملات، بورس و … ضروري است. در حال حاضر صنعت فناوري اطلاعات پرتغيير ترين صنعت در دنياست و بانک نيز به عنوان مهمترين نهاد فعال در خدمات مالي بايد بيشترين توجه خود را به اين سمت منعطف سازد.
اختصاص منابع کمتر به مشتريان بيشتر‌: توجه به آمار ارائه شده در هجدهمين همايش بانکداري اسلامي در شهريور ماه 87 ، نشان مي دهد که چرا مشتريان‌، بانکهاي خصوصي را براي دريافت تسهيلات، به بانکهاي دولتي ترجيح مي‌دهند. بنابراين بانکهاي خصوصي با توجه به اين سياست، توانسته اند باوجود سابقه اندک خود، منابع و مشتريان فراواني را فراخوانند.
بانکهاي خصوصي ، مطالبات کمتري از سيستم بانکي دارند. البته با در نظر گرفتن سهم بيشتر بانکهاي دولتي از تسهيلات سيستم بانکي ، مي‌توان اين‌گونه استدلال کرد که ارائه تسهيلات بيشتر منجر به ايجاد مطالبات بيشتر شده است. از طرفي با توجه به اينکه سرانه تسهيلات به شعبه در بانکهاي خصوصي بيشتر از دولتي است ، اين‌گونه نتيجه مي‌شود که بخش عمده تسهيلات ارائه شده در بانکهاي دولتي، شامل تسهيلاتي است که بيشتر از اندازه شعب بوده و در مديريت شعب يا اداره کل اعتبارات مورد بررسي و کارشناسي قرار مي‌گيرد. بنابراين در صورتي که اين تسهيلات وصول نشوند به سبب زيادي مبالغ ، ميزان مطالبات را افزايش داده، بانکهاي دولتي را در مقايسه با بانکهاي خصوصي از نظر مطالبات در جايگاه بالاتري قرار مي دهد و سبب افزايش نا کارايي و کاهش بازدهي، به سبب عدم تخصيص بهينه منابع مي‌شود.
از طرفي در بانکهاي خصوصي، با توجه به اينکه سرانه تسهيلات شعب نسبت به بانکهاي دولتي بيشتر است، مي تواند حاکي از اين مطلب باشد که آنها تسهيلات را با مبالغ کمتر و به تعداد بيشتري از مشتريان ارائه مي‌کنند، شايد همين موضوع سبب رشد آنها در راستاي مشتري‌مداري با توجه به عمر اندکشان شده است.همچنين ساير عوامل از جمله فرايند بوروکراسي کمتر‌،تکريم بيشتر مشتريان ، سرعت در ارائه خدمات و … نيز آنها را در بازاريابي موفق تر کرده است.
افزايش سرعت خدمات دهي : براي جلب نظر مشتري، کاستن از شکاف زماني تصميم گيري تا اجرا و خدمات‌دهي سريع مي تواند موثر باشد . به عنوان مثال يک مشتري با توجه به شرايط اقتصادي و مزيت هاي ايجاد شده، در يک دوره زماني نياز فوري به منابع مالي پيدا مي‌کند و بانک را گزينه اول براي رفع نياز خود مي‌داند ولي زماني که مي بيند براي گرفتن اين منابع بايد علاوه بر گذراندن بوروکراسي و فرايند گسترده اداري، زمان طولاني منتظر باشد و چه بسا به دليل هدررفتن زماني زمينه سرمايه گذاري از بين برود، نه تنها براي فعاليت اقتصادي خود به آن بانک اعتماد نمي‌کند، بلکه در بين همکاران خود نيز نوعي تبليغ منفي انجام داده، زمينه ورود مشتريان ديگر را نيز از بين مي برد. از اين رو پيشنهاد مي شود که در راستاي جلب رضايت مشتري ، مشتريان فعال شناسايي شده، در صورت درخواست آنها و زماني که فوريت مسئله براي بانک قطعي شده پرونده اعتباري آنها ،
به سرعت و با زمان کمتري نسبت به ساير پرونده ها بررسي شده، تا مشتري بتواند از اين منابع در جهت هدفهاي خود استفاده کند. همچنين شناسايي اين مشتريان مي تواند به صورت تشويقي باشد. مثلا پرونده مشتريان دائمي بانک که مطالبات معوق نداشته و از نظر بانک خوش حساب محسوب مي شوند ، به نوعي متمايز شود که در صورت لزوم‌، فوريت مسئله در رابطه با آنها رعايت شود (طالبي، 1389).
مروري بر 5 نيروي موثر بر رقابت در صنعت بانکداري
ساختار يک صنعت ريشه در 5 عامل اساسي رقابت دارد که به لحاظ شکلي قابل شناسايي اند. توان جمعمي اين 5 عامل است که سودآوري يک صنعت را مشخص مي کند.از سوي ديگر اين 5 عامل هستند که موقعيت رقابتي شرکت را درون آن صنعت مشخص مي کنند. هدف استراتژي با اين وصف،يافتن موقعيتي است که شرکت در آن موقعيت به بهترين وجه در مقابل اين عوامل از خود دفاع مي کند و يا آنها را در راستاي اهداف خود متاثر مي سازد. شناخت اين عوامل نقاط ضعف و قوت شرکت فعال در يک صنعت را نيز نمايان مي سازد.نکته قابل توجه در اين مدل آن است که سطح رقابت در آن فراتر از سطح بازيگران جا افتاده و فعال در آن صنعت است.همه اين 5 عامل با هم شدت رقابت در يک صنعت و سودآوري آن را تعيين مي کنند،پس لازم است تمامي آنها در تحليل ها مورد ارزيابي قرار گيرند،اما اين 5 نيروبه طور خلاصه کدامند ؟
تازه واردها :
تحليل تازه واردها وتهديدهايي كه آنها متوجه ساختار صنعت مي سازند،مورد علاقه تحليل گران استراتژيک است. رقباي تازه وارد معمولا با هدف كسب سهم بازار وارد يك صننعت مي شون؛ آنها به همراه خود ظرفيتها و منابع جديدي را وارد صنعت مي كنند . موانعي كه بر سر راه ورود رقباي تازه وارد در صنعت بانكداري موجود است، به طور خلاصه موارد ذيل اند:
– تمايز محصولات و خدمات :
– نياز به سرمايه :
– هزينه هاي تغيير
– خسارتهاي هزينه (مستقل از مقياس )
– كاهش هزينه ناشي از افزايش تجربه
– سياستهاي دولت :
شدت رقابت در بين رقباي موجود
دليل رقابت در بين رقباي موجود به طور معمول به 2 اصل بر مي گردد:يكي اينكه اين سازمانها احساس فشار مي كنند و ديگري اينكه احساس مي كنند فرصتهايي براي پيشرفت برايشان فراهم شده است. به عنوان مثال،بانکهاي دولتي با نگاه اول و خصوصي ها با نگاه دوم دست به رقابت مي زنند.اين رقابت البته مانند چاقويي 2 لبه است كه مي تواند همه را دچار درد سر سازد يا اينكه موجب پيشرفت كل صنعت شود. بدين معني که رقابت شديد هم مي تواند سودآوري را تضعيف کند، هم مي تواند با رشد پتانسيلهاي صنعت زمينه سودآوري را فراهم آورد.يكي از معمول ترين دردسر هاي رقابت در بين رقباي موجود جنگ قيمتهاست كه توان سوددهي يك صنعت را به شدت تضعيف مي كند. نكته قابل ذكر ديگر در خصوص رقابت بين رقباي موجود آن است كه رقابت كنندگان از نظر استراتژي، منشا و روابط شان اهداف متفاوتي را دنبال مي كنند.پس شركتها زمان زيادي را صرف درك اين موضوعات مي كنند،اگرچه ممكن است مقررات رفتاري خاصي را براي رقابت در يك صنعت وضع كنند،چنان که به طور مثال شاهديم که بانکهاي خصوصي براي ايجاد اين مقررات رفتاري دست به تشکيل کانون هماهنگي بانکهاي خصوصي زده اند؛البته اينكه الزام به اين مقررات چگونه و تا چه حد است هميشه مناقشه برانگيز بوده است. تجربه عدول از قرارهاي رفتاري در عرصه رقابت را در همين کانون هماهنگي بارها شاهد بوده ايم.
فشار ناشي از محصولات جايگزين :
محصولات جايگزين با ايجاد سقفي براي قيمتهايي كه شركت ها مي توانند با هدف سودآوري براي محصولات خود معين كنند پا به عرصه مي گذارند. بديهي است هر چه اين قيمت مناسب تر باشد محدوديتهاي ايجاد شده در صنعت پايدارتر خواهد بود.شناسايي محصولات جايگزين نيازمند جستجو موشكافانه براي محصولاتي است كه مي تواند عملكردي مشابه داشته باشند.اين جستجوي موشكافانه حتي ممكن است شركت را به مرزهاي صنايعي ببرد كه در نگاه اول هيچ ربط و نسبتي با محصولات صنعت ندارند،اما از پتانسيل هاي خاصي براي جايگزيني برخوردارند.خدمات و محصولات ارايه شده در بورس اوراق بهادار،بانكها با كاركردهاي ديگر و همچنين بازار ارز و فلزات گرانبها و … محصولات بالقوه و بالفعل جايگزين محصولات بانكي محسوب مي شوند.
توان چانه زني خريداران
خريداران هم با تلاشهاي خود براي كاهش قيمت محصولات مورد نياز با صنعت رقابت مي كنند؛يعني با قدرت چانه زني خود سودآوري صنعت را تحت تاثير قرار مي دهند. خريداران همواره در تلاش اند محصولاتي با خدمات بيشتر و كيفيت بالاتر و قيمت كمتر دريافت كنند. آنها حتي به صورت مستقيم و غير مستقيم شركتهاي حاضر در يك صنعت را بر عليه هم بر مي انگيزانند. عوامل زير در بالا بردن توان چانه زني خريدار موثر است:
1- حجم خريد بالا
2- نقش و درصد سهم محصولات صنعت در ساختار هزينه و خريدهاي خريدار
3- عدم تمايز خاص يا تنوع محصولات خريداري شده به طوري كه جايگزيني آنها با دشواري همراه باشد
4- تغييرات هزينه اي كم براي خريدار
5-تهديد به ادغام رو به عقب خريداران؛ يعني خودشان محصول را توليد كنند و بر همين مبنا درخواست تخفيفات بيشتري كنند
6- نقش ضعيف خدمات و محصولات در كيفيت محصولات خريداري شده
7- اطلاعات كافي و به موقع خريداران
توان چانه زني تامين كنندگان :

دیدگاهتان را بنویسید