پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درباره بانک تجارت

ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
2-3. تفکر در زمان بر عامل قابليت دوام و پايداري ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
2-4. داشتن تفکر فرضيه محور بر عامل قابليت دوام و پايداري ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
2-5. فرصت طلبي هوشمند بر عامل قابليت دوام و پايداري ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
3. تفکر استراتژيک مديران بر عامل قابليت حفظ(نگهداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
3-1. چشم انداز سيستمي بر عامل قابليت حفظ(نگهداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
3-2. تمرکز بر قصد بر عامل قابليت حفظ(نگهداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
3-3. تفکر در زمان بر عامل قابليت حفظ(نگهداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
3-4. داشتن تفکر فرضيه محور بر عامل قابليت حفظ(نگهداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
3-5. فرصت طلبي هوشمند بر عامل قابليت حفظ(نگهداري) ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
4. تفکر استراتژيک مديران بر عامل فرصت شناسي/وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
4-1. داشتن چشم انداز سيستمي بر عامل فرصت شناسي/وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
4-2. تمرکز بر قصد بر عامل فرصت شناسي/وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
4-3. تفکر در زمان بر عامل فرصت شناسي/وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
4-4. داشتن تفکر فرضيه محور بر عامل فرصت شناسي/وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
4-5. فرصت طلبي هوشمند بر عامل فرصت شناسي/وقت شناسي ايجاد مزيت رقابتي در بانک تجارت موثر است.
1-9.قلمرو تحقيق
الف) قلمرو موضوعي تحقيق:
قلمروموضوعي تحقيق بررسي ميزان تفکر استراتژيک مديران ارشد و تأثير آن برعوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي(منبع محور) در بانک تجارت مي باشد.
ب) قلمرو مکاني تحقيق:
قلمرو مکاني تحقيق حاضر بانک تجارت و سطح عالي مديران(ارشد) در تهران مي باشد.
ج) قلمرو زماني تحقيق:
محدوده زماني تحقيق حاضر از شهريور ماه سال 1389 لغايت شهريور ماه 1390 مي باشد.
1-10. محدوديت تحقيق
محدويتهاي تحقيق عبارتند از :
1- در تحقيق حاضر تاثير تفکر استراتژيک بر عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي(منبع محور)، تفکر استراتژيک از نظريه جين ليدکا استفاده گرديده که مي توان از نظريات ديگر ولي با امکان شاخص سازي کمتر استفاده کرد.
2- کمبود منابع قابل استناد.
3- امکان پذير نبودن بررسي اين تحقيق بر روي ساير بانکها
4- قادر نبودن به بررسي تاثير تفکر استراتژيک بر روي ساير متغيرها مثل: توسعه سازماني و يا بررسي تاثير متغيرهايي مثل مديريت دانش بر روي عوامل ايجاد کننده مزيت رقابتي.
1-11. تعريف مفهومي متغيرها
از آنجا که پژوهش علمي فرآيندي ارتباطي است . پژوهشگران از فنون بخصوصي استفاده کرده و آنگاه نتايج کار خود را در معرض ديد، بررسي و انتقاد ديگران قرار مي‌دهد، اين فرآيند ارتباطي مستلزم استفاده از يک زبان دقيق، مشخص و قطعي است. بعبارتي محقق مي‌بايست معاني و مفاهيم خود را آنقدر دقيق بيان کند که هر خواننده با سابقه منظور او را بگونه‌اي کامل و دقيق بفهمد . بتواند کار او را تکرار نمايد لهذا در راستاي نيل به اهداف فوق در ابتدا واژه‌هاي تخصصي تحقيق به شرح زير تعريف مي‌گردند:
تفکر استراتژيک: گلدمن و کاسي تفکر استراتژيک را به صورت يک تفکر ادراکي، سيستم محور، هدايت کننده و يک تفکر فرصت طلبانه که افراد و سازمان را به سوي اکتشافات جديد و استراتژيهاي آرماني هدايت مي کند تعريف مي کنند. در ايجاد و توسعه توانائي استراتژيکي فکر کردن نياز به اين دارد که واقعاً درک کنيم که و چه چيز اتفاق مي افتد و چه چيز مي خواهيم . آموزش تفکر استراتژيک و بکارگيري آن نياز به يک برنامه ريزي دقيق جهت توسعه استراتژيک منابع انساني و آموزش استراتژيکي دارد ( Casey&Goldman, 2010) .
شايستگيهاي منحصربه فرد: در اين بعد از شايستگيهاي منحصربه فرد اشاره به عواملي دارد که موجب تمييز سازمان از ديگر سازمانهاي موجود در صنعت مي گردد. (هکس و مجلوف،1387،13)
پايداري : پايداري مزيت رقابتي بستگي به عوامل گوناگوني دارد،برخي از عوامل پايداري مثل :قابليت رقباي بالقوه و بالفعل و رقابت ناپذيري مزيت رقابتي و پويايي محيط مي باشد.(خدادادحسيني وعزيزي،1385،82)
قابليت حفظ(نگهداري): در اين بعد از ايجاد مزيت رقابتي (نگهداري)بستگي به توان مقاومتي سازمان ،انتقال پذيري و قابليت تناسب:يعني اين که متنفع واقعي چه کسي است؟،مطرح مي گردد?Sadler,2003?.
فرصت شناسي/ وقت شناسي: مزيت رقابتي مي بايست در زمان و فرصت مناسب ايجاد گردد و اين مزيت رقابتي از شرايط مثل هزينه کمتر نسبت به ارزش توليدي داشته باشد.تعريف گرديده است.(هکس و مجلوف،1387،13).
1-12.تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق
تفکر استراتژيک به صورت يک فعاليت فردي شناخته شده است که در درون افراد نفوذ و جاي کرده است تفکر استراتژيک مهم ديدن چيزي است که که ديگران نمي بينند،کشف يک نياز نهفته به معناي کشف يک فرصت جديد است و اين مفهوم اساس نوآوري در کسب وکار به شمار مي آيدمنافع اصلي يک نوآوري به کسي تعلق دارد که نيازهاي نهفته در محيط را زودتر از ديگران کشف کند و بهتر از ديگران به آن پاسخ گويد (liedtka , 1998). در اين تحقيق پنج بعد تفکر استراتژيک به وسيله شاخصهاي ذيل مورد
سنجش قرار ميگيرند.
شاخص‌هاي چشم انداز سيستمي عبارتنداز:
نگرش سيستمي، درک روابط دروني بين پديده ها، شناخت و توجه به فرايند تغيير در سيستمها، ارزشها و عقايد مشترک و محوري، هدف مشترک.
شاخص‌هاي تمرکز بر قصد?نيّت)عبارتنداز:
احساس رهبري، داشتن حس اکتشافي(خلاقيت)، احساس کردن سرنوشت.
شاخص‌هاي فرصت طلبي هوشمندعبارتنداز:
درک محيط خارجي و داخلي سازمان، شناسايي موضوعات استراتژيک سازمان، سازگاري با ابهام وپيچيدگي جهت تفسير و ارزيابي وقايع، توجه به فرصتهاي خارجي (ديدن فرصتهايي که ساير رقبا از ديدن آنها عاجزند)، هوشياري نسبت به صنعت و رقبا، هوشياري و توجه به نقاط قوتها و فرصتها، آگاهي از حوضه هاي اصلي شکه سازمان در آنها دچار مشکل است، درک اولويتهاي استراتژيک توسط مديريت ارشد، طرح گزينه هاي جديد در مواجهه با شرايط جديد محيطي.

شاخص‌هاي تفکر در زمان عبارتنداز:
توانايي بکارگيري الگوهاي مناسب از تاريخچه سازمان و ساير سازمانها، برقراري ارتباط ميان گذشته و حال و آينده، شناسايي الگو هاي تکرار شونده در وقايع، بهره گيري از وقايع گذشته براي پيش بيني آينده، استفاده از دانش براي جهت يافتن مدلهاي مناسب براي اتخاذ تصميمات.
شاخص‌هاي تفکر فرضيه محور(فرضيه هاي محرک)عبارتنداز:
طرح فرضيات خوب در مورد محيط کسب کار، آزمون اثر بخش آنها.
اين تئوري شركت را متشکل از مجموعه اي از دارا يي هاي ملموس و ناملموسي مي داندكه اين دارا يي ها با توجه به قابليت هاي استفاده از آنها تركيب شده و صلاحيت هاي شركت را به وجود مي آورند. اين صلاحيت ها نيز به نوبه خود شركت را در دستيابي به مزيت رقابتي و در نتيجه سود راهنمايي مي نمايند.(هکس و مجلوف،1387). در اين تحقيق چهار بعد عوامل موثر بر مزيت رقابتي(منبع محور) به وسيله شاخصهاي ذيل مورد سنجش قرار ميگيرند.
شاخص‌هاي شايستگيهاي منحصربه فردعبارتنداز:
منابع مالي، دارائيهاي فيزيکي، شهرت، مشتري مداري، ابتکار در محصولات، استفاده از تکنولوژي مدرن.
شاخص‌هاي ماندگاري و دوام(پايداري)عبارتنداز:
استفاده از روشهاي پيشرفته، داراي ارزش بودن، کمياب و غير قابل تقليد بودن، نبود جايگزين، توجه به سرعت تغييرات.
شاخص‌هاي قابليت حفظ (نگهداري)عبارتنداز:
توان سرمايه گذاري بالا(به دو قسمت در صنعت بانکداري و هم در صنايع ديگر تقسيم مي گردد)، آموزش ويادگيري مستمر، حفظ کيفيت منابع و خدمات،امنيت اطلاعات مربوطه، قابليت تکثير، خواص منحصر به فرد(به دو يک از حيث ابعاد زماني و ديگري در ميان رقباي موجود تقسيم مي گردد).
شاخص‌هاي قابليت فرصت شناسي /وقت شناسي عبارتنداز:
هزينه ارزش توليدي، ايجاد در شرايط مناسب(ازنظر زمان و فرصت)

فصل دوم

ادبيات تحقيق

بخش اول : تفکر استراتژيک
تفکر استراتژيک خلق آينده آرماني در لحظه مي باشد
مقدمه
براي هر سازماني موقعيتهاي استثنائي و استراتژيکي بوجود مي آيد(استيسي،1387)، که در اين شرايط درک محيط و پيش بيني روندهاي اصلي آن با دشواري و خطاي زيادي همراه است که استفاده از چهار چوبها و پارادايمهاي قبلي کارساز نمي باشد و نظر خبرگان غير قابل اتکا مي باشد(غفاريان و کياني،1387)، در اين چنين شرايطي است که مديران ارشد يک سازمان مي بايست از استراتژيها و روشهاي جديد حل مساله استفاده نمايند. به اين دليل ما عبارت موقعيتهاي استراتژيک را بکار برده ايم چون اين گونه موقعيتها تابحال رخ نداده اند،در چنين وضعيتي است که تمامي ابعاد سازمان تحت الشعاع قرار مي گيرد که تصميم گيري در چنين وضعيتي با ريسک بالايي همراه است و تصميمات نابجا در محيط متغيير و پرآشوب امروزي موجب زوال يک سازمان مي گردند. براي تصميم گيري در محيط امروزي، مديران مي بايست از مهارتهاي شهودي و قدرت قضاوت خود استفاده نمايند. آنان موظفند از تفکر استراتژيک در اين راستا بهره بگيرند. شهود نقش اساسي در تفکر استراتژيک دارد ولي نبايد از تاثير فراوان آموزش مديران غافل گرديد(استيسي،1387). جهان امروزي دنياي کسب و کار و تغيير است. با بررسي متون مديريتي، مي توان گرايش عمومي به تغيير مستمر را مشاهده کرد. تغيير مستمر نشانه بارز قرون بيست و بيست و يک مي باشد. آلوين تافلر اين روند را مرگ ثبات لقب داده است و آن را با شوک آينده در ارتباط مي داند(پورحسيني،1389).
پژوهشگران ريشه هاي تفکر استراتژيک را در طرح هاي نظامي که از قرن ها پيش توسط بشر يادگرفته شده است جستجو مي کنند، که با واژه هايي مانند اهداف، ماموريت ها، توانايي ها و محدوديت ها جهت رويارويي با مشکلات دريک ميدان نبرد به کار برده مي شدند که خود آن بيانگر گوشه هايي از کاربرد تفکر استراتژيک بوده است. اين در حالي است که يک مطالعه اندک در تاريخ نظامي گري ها بيان مي کند که نتايج مثبت در موفقيت هاي نظامي به طور تصادفي نبودند بلکه آنها يک سري نتايجي قابل انتظار و نشات گرفته شده از تفکر استراتژيک بوده است. همچنين شامل يک مراقبت و توجه پيوسته و دقيق جهت تغيير شرايط و اوضاع محيط و کاربرد معقول و دقيق منابع جهت کسب نتايج بهينه است. فرآيند تفکر و اعمال آن که برنامه هاي استراتژيک يک سازمان و يا ارتش را هدايت مي کند همواره در بخشي مهم و سطح عالي که به طور معمول قابل شناسايي هستند فرموله شده است. هر دوي سازمان
و ارتش همواره سعي مي کنند که قدرت هايشان را جهت بهره برداري ضعف ها و کاستي هاي رقبا و حريفشان به کار برند اگرچه يک تفاوت اساسي بين نحوه عملکرد آنهاست و آن اين است که استراتژي سازمان ها بر پايه روحيه رقابت با ديگر سازمان ها بوده و استراتژي ارتش حول محور تهاجم و تعارض گردش مي کند ( Baloch , 2008& Inam ).
تعريف تفکر استراتژيک:
تفكر استراتژيك، به فرآ يندي خلاقانه و واگرا بوده و با چشم انداز و دورنما ي طراحي شده توسط رهبران سازمان مرتبط است . اين امر مستلزم فراتر رفتن اند يشه مديران ازعمليات روزمره با هدف تمركز بر قصد و نيت استراتژيك بلندمدت مورد نظر بر اي كسب و كار است . تفكر استراتژ يك فعا ليتهايي چون گردآوري اطلاعات ، تحليل وبحث و تبادل نظر درخصوص شرايط حاكم بر سازمان و در شركت هاي داراي فعاليت هاي متنوع، پاسخگو يي به سؤالات اساسي در مورد پورتفو ي سازمان را شامل مي شود، آبراهام لينکلن تفكر استراتژ يك را شناسا يي استراتژ ي هاي قابل اطمينان و يا مد ل هاي كسب

دیدگاهتان را بنویسید