دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 اعاده دادرسی (مبانی نظری و رویکرد نظام کیفری ایران)

قسمتی از متن پایان نامه :

 

) واخواهی

واخواهی شیوه اعتراض خاصی، که عبارت است از شکایت و اعتراض نخستین محکوم‌علیه به حکم دادگاهی است که دادگاه نخستین بصورت غیابی او را محکوم کرده است. ویژگی این نوع اعتراض آن است که همان دادگاه بدوی به اعتراض رسیدگی می‌کند در واقع این روش اعتراضی فاقد اثر انتقالی است. این روش اعتراض صرفاً مختص احکام غیابی است. از طرفی با پذیرش درخواست اعتراض واخواهی حکم صادره قابلیت اجرائی نداشته در واقع اجرای حکم تا زمان قطعیت حکم متوقف می‌گردد. به این ویژگی اثر تعلیقی رأی گفته می‌شود و اصطلاحاً به این شیوه اعتراض واخواهی گویند.

قانون گذار در قانون آئین دادرسی در امور کیفری به تشریح شرایط و موارد رأی غیابی می‌پردازد. قانون مذکور اشعار می‌دارد:

«در کلیه جرایم مربوط به حقوق‌الناس و نظم عمومی که جنبه حق‌اللهی ندارد هرگاه متهم یا وکیل او در دادگاه هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و یا لایحه نفرستاده باشد دادگاه رأی غیابی صادر می‌نماید این رأی پس از ابلاغ واقعی ظرف 10 روز قابل واخواهی در دادگاه صادرکننده حکم می‌باشد و پس از انقضای مهلت واخواهی برابر قانون تجدید احکام دادگاه‌ها قابل تجدیدنظر است»[1].

در رسیدگی به اعتراض واخواهی از سوی دادگاه بدوی صادرکننده رأی غیابی در صورت قوی بودن دلایل ابرازی از رأی سابق خویش عدول می‌نماید. در واقع واخواهی از طرق عدولی از شکایت به شمار می‌رود. یعنی دادگاه صادرکننده حکم می‌تواند از تصمیم قبلی عدول نماید به عبارت دیگر حکم قبلی خود را فسخ کرده و به صدور حکم جدید مبادرت ورزد این امر با قاعده فراغ دادرسی منافات دارد چرا که ماده 155 آئین دادرسی مدنی در خصوص فراغت دادرسی اشعار می‌دارد: «دادگاه پس از امضاء رأی حق تغییر آن را ندارد)» ولی قانون گذار مواردی را از این اصل، استثناء نموده و به دادرس دادگاه اجازه داده است در صورت احراز اشتباه از تصمیم قبلی خود عدول نماید که از جمله آن موارد، اعتراض واخواهی است. شاید علت قضیه آن باشد که در این مورد دادگاه به‌دلیل اینکه دفاع محکوم‌علیه را نشنیده است به رسیدگی پایان بخشیده بلکه با صدور حکم غیابی به محکوم‌علیه مجدداً فرصت داده تا مدافعات خود را بصورت اعتراض عنوان نماید و دادگاه به آن رسیدگی و سپس حکمی صادر نماید که قاعده فراغ دادرس را متضمن است.[2]

واخواهی فاقد اثر انتقالی می‌باشد زیرا با درخواست اعتراض واخواهی پرونده به مرجع بالاتر ارسال نمی‌شود بلکه در همان دادگاه صادرکننده رأی باقی می‌ماند تا مجدداً مورد رسیدگی قرار بگیرد. واخواهی صرفاً مختص محکوم‌علیه است بنابراین شاکی خصوصی و دادستان حق واخواهی ندارد و در واقع در هر صورت آراء صادر نسبت به شاکی خصوصی و دادستان حضوری تلقی می‌گردد.

[1]. ماده 217 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

[2]. مدنی، جلال الدین، آئین دادرسی مدنی،ج دوم، گنج دانش، سال 1375، صص240-524

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالات تحقیق

در این تحقیق به سؤالات ذیل متناسب با موضوع مورد بحث در حد امکان و بضائت علمی با توجه به تحقیقات انجام شده از منابع موجود پاسخ داده می‌شود که سؤالات اصلی تحقیق به شرح زیر می‌باشد:

  • آیا پذیرش اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران اصل است یا استثناء؟
  • آیا تصویب ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1385 احکام و مبانی اعاده دادرسی را تغییر داده است؟

1-5- اهداف تحقیق

1- تبیین جایگاه اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران

2- ارائه راهکارهای علمی به قضات محاکم و وکلا و مشاوران حقوقی

دسته‌ها: پایان نامه حقوق