پایان نامه ارشد:بررسی موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر


 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر

قسمتی از متن پایان نامه :

 مقدمه

ویلیام شکسپیر در پرده سوم نمایش مترویلوس و کرسیدا از زبان یکی از شخصیت‌های نمایش می‌نویسد: شخص عجیبی به من نوشته است که انسان هرچه دارای نبوع باشد و فضایل درونی داشته باشد، نمی‌تواند از داشتن آن به خود ببالد یا احساس کند که صاحب آن فضایل است، مگر این‌که آن را در دیگران ببیند، چون وقتی خصایل او بر دیگران پرتو افکند، در آن‌ها حرارتی به وجود می‌آورد که آن‌ها هم به نوبت خود آن را در منبع اصلی باز می‌تابند… چشم که پاک‌‌ترین روح احساس است نمی‌تواند خود را نظاره کند چون از جایگاه خود خارج نمی‌شود ولی دو چشمی که به چشم دیگر نظر افکند نمی‌تواند تصویر خویش را جز در آن چشم دیگری ببیند.

شاید این بیان ژرف شکسپیر بتواند نقطه آغاز مناسبی برای فهم مقوله «جهانی شدن» باشد. زیرا پیدایش و سرآغاز درک آنچه با این نام خوانده می‌شود، خارج شدن از پوسته درون و نظرافکندن بر برون است. انسان‌ها، جوامع و گروه‌های اجتماعی در محیط کنونی حیات بشر در شرایطی زندگی می‌کنند که حتی برای درک موقعیت و ویژگی‌های خود و شناخت خصایل خویش ناگزیر از فهم جهان و محیطی هستند که به جریان زندگی آنان معنا می‌بخشد. جهان ابتدای قرن بیست و یکم جهانی است که هیچ فرد یا جامعه‌ای نمی‌تواند، حصاری دور خود کشیده و از آن دوری گزیند و به عبارت دیگر خویشتن هر جامعه و هر گروه اجتماعی در ارتباط با کلیت‌های فراگیر در جهان معنا و مفهوم می‌گیرد. هویت‌ها، منافع، امنیت، فعالیت‌های اقتصادی، ایده‌ها، اندیشه‌ها و هنرها همگی از دایره بسته مرزهای جغرافیایی خارج شده و در گستره‌ای به وسعت جهان ظهور می‌یابند. اگر بخواهیم از تعبیر شکسپیر استفاده کنیم، جهان به مانند آن دو چشم دیگر است که تنها تصویر خویش را در درون آن می‌توان دید.[1]

جهانی شدن، بی‌شک اصطلاح متداول دهه حاضر است. روزنامه‌نگاران، سیاستمداران، مدیران تجاری، دانشگاهیان و سایرین با به کاربردن این اصطلاح می‌خواهند نشان دهند که پدیده‌ای ژرف در حال وقوع است، جهان در حال تحول است و نظمی نو در عرصه‌های گوناگون جهانی ظهور می‌یابد.[2]

جهانی شدن باعث افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی که فراتر از دولت‌هاست می‌شود و نظام جدید جهانی را به عنوان یک واحد عظیم و قدرتمند متشکل از ثروت، قدرت و دانایی خلق می‌کند. دهکده جهانی[3] بهتر از هر اصطلاح دیگری مبین این مفهوم است، دهکده‌ای که هم عنصر کوچک شدن جهان اقتصاد و فرهنگ را به لحاظ سهولت و سرعت ارتباطات نشان می‌دهد و هم عنصر آگاهی و اطلاعات را به لحاظ نزدیکی و عدم بعد زمان و مکان به نمایش می‌گذارد. جهانی شدن تمام مرزها را در می‌نوردد و ما را وادار به تغییر یا تعدیل رویه‌های سیاسی می‌کند. به همین دلیل امروزه بیش از هر زمانی سخن از مرگ دولت‌ها به میان می‌آید و قدرت تصمیم‌گیری را فراتر از مرزهای ملی قرار می‌دهد.

پس از بررسی اجمالی مفهوم فوق‌الذکر باید گفت که به دو معنا می‌توان جهانی شدن را درک کرد: یکی معنایی که جهانی شدن را بسترساز تعامل و جنگ دانسته و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که گریزی از نزاع نیست و هیچ امکان همبستگی و تفاهم میان تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف وجود ندارد و در این مسیر با این جمله از ‌هانتینگتون اتفاق نظر دارد که: «مردم به سوی کسانی می‌روند که با آنان اجداد، دین، زبان، ارزش‌ها و نهادهای مشترک دارند و خود را از کسانی که در این امور با ایشان اشتراک ندارند دور نگه می‌دارند.»[4]

در مقابل معنای دوم معتقد است که جهانی شدن منجر به ایجاد حوزه‌های فکری، اخلاقی و سیاسی مختلفی شده که در متن و بطن آن‌ها می‌توان اندیشه گفتگوی تمدن‌ها را مورد توجه قرار داد. این دیدگاه به این مسأله می‌پردازد که فرهنگ‌ها از جریان جهانی شدن، فرصت‌هایی را برای وفاداری‌های جدید ایجاد می‌کنند که الزاماً به معنای نابودی وفاداری‌های قدیمی نیست. جهانی شدن، چارچوب‌هایی را طراحی می‌کند که از خلال آن می‌توان به نوعی نظم، ثبات و تعادل رسید. طرفداران این دیدگاه معتقدند که همه مردم جهان سرنشینان قطاری به نام «جهانی شدن» هستند و این قطار در حال حرکت است، پس آن‌چه عقلایی به نظر می‌رسد، اندیشیدن جهانی و عملکرد بومی است. درنتیجه، جهانی شدن و گفتگوی تمدن‌ها در تضاد با یکدیگر نبوده، بلکه گفتگو، حرکت براساس اشتراکات بوده که البته در این مسیر تفاوت‌های فرهنگی نادیده گرفته نمی‌شود و پیشرفت علم و تکنولوژی برای همه جوامع، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها بوده و سهم هر تمدن و فرهنگی در این مسیر قابل رؤیت خواهد بود.

تقابل میان دو برداشت از جهانی شدن در دو نظریه ستیزتمدن‌ها و گفتگوی تمدن‌ها قابل رویت است، یعنی جهانی شدن و دهکده جهانی همان‌طور که صدای «برخورد تمدن‌ها» را به ما می‌رساند، طنین «گفتگوی تمدن‌ها» را نیز در جهان پخش می‌کند. در واقع جهانی شدن به یک روند تعیین کننده تبدیل شده که به لحاظ دارا بودن ابعاد مختلف در تمام زمینه‌ها (فرهنگ، ارتباطات، اقتصاد، سیاست، حقوق بشر، صلح و محیط زیست) اثرات خود را بر جای می‌گذارد.

شایان ذکر است که در این بخش کلیات جهانی شدن، ابعاد مهم آن و جهانی شدن حقوق بشر مورد بررسی قرار می‌گیرد. این بخش شامل دو فصل است. فصل اول جهانی شدن و ابعاد مهم آن و در فصل دوم جهانی شدن حقوق بشر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

1- سلیمی، همان منبع، ص 1.

2- کلنر، داگلاس، نظریه انتقادی جهانی شدن، ترجمه حسین شریفی رهنانی، ماهنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره 180- 179، مرداد و شهریور 1381، ص 128.

3_ Global Village

1ـ رضی پور، فریبا، جهانی شدن دو برداشت، روزنامه همشهری، برگرفته از فصلنامه گفتمان، شماره 3، زمستان 1377، 24/10/1381، ص24.

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقیق

اهداف این تحقیق عبارت است از:

ـ تضمین و حمایت بین‌المللی از حقوق بشر برای اجرای بهتر آن در قلمرو جهانی.

ـ فهم نظام بین‌المللی حقوق بشر مبتنی بر معاهدات، اسناد و نهادهای بین‌المللی.

ـ نمایان ساختن موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر و ارائه طریق به منظور رفع موانع جهت

یکپارچگی و جامعیت حقوق بشر.

ـ علاقه‌مندی به تحقیق در موضوعات حقوق بین‌الملل و خصوصاً مباحث حقوق بشری.

 *********************

روی لینک زیر کلیک نکنید برای دیدن جزییات این پایان نامه به لینک انتهای صفحه مراجعه نمایید

پایان نامه بررسی موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر

روی لینک زیر کلیک نکنید برای دیدن جزییات این پایان نامه به لینک انتهای صفحه مراجعه نمایید

پایان نامه بررسی موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر

Related posts:

Back to Top