پایان نامه ها

دانلود پایان نامه با موضوع از دست دادن فرصت، اجتناب از ضرر، جبران خسارت

يا سهل انگاري در تشخيص بيماري زياني به بيمار وارد گردد. در مواردي نيز ترك فعل پزشك خانواده موجب ورود ضرر به بيمار مي گردد. به نظر مي رسد در اين فرض اگر ترك فعل در خلال انجام وظيفه از جانب وي صورت گيرد و قانون یا عرف انجام عمل را وظيفه مسلّم عامل ورود زيان بدانند، ترك فعل يك عمل وجودي تلقي مي گردد و عامل مسئول خواهد بود مانند آن كه پزشك خانواده مؤظف است بعد از ارجاع بيمار به خدمات سطح دو سلامت (= خدمات تخصصي) بيمار را تحت نظر قرار دهد و بيماري را كنترل كند . در اين فرض اگر بيمار را بعد از ارجاع به حال خود رها كند مسئول خواهد بود . 178
گفتار دوم : اقسام خسارات وارده ناشي از فعل زيانبار پزشك خانواده
زيان هايي كه ممكن است از طرف پزشك خانواده يا ساير همكاران تحت كنترل وي به بيمار وارد آيد به سه دسته تقسيم مي شوند :
دسته اوّل : زيان هاي مادي است كه بر اثر فعل زيانبار پزشك به اموال و دارائي بيمار وارد مي گردد ، يا منفعتي را از وي سلب مي نمايد.
دسته دوم : زيان هايي است كه به عواطف و احساسات بيمار وارد مي آيد .
دسته سوم : زيان هاي جسماني و صدمات بدني است كه به جرح يا نقص عضو و يا از كارافتادگي بيمار مربوط مي شود.
الف- خسارات مادي بيمار
يكي از خساراتي كه احتمال ورود آن به بيمار بسيار زياد است خسارت مادي يا مالي مي باشد با اين وجود دركشورهاي مختلف نحوه جبران اين خسارت پيش بيني شده است امّا تعريفي از آن بعمل نيامده .
در حقوق ما نيز تعريف قانوني از خسارت بعمل نيامده لكن با توجه به مواد قانوني مربوطه از جمله ماده 9 از قانون آئين دادرسي كيفري سابق و ماده 728 همان قانون (ماده 520 قانون آئين دادرسي مدني جدید) از سوي نويسندگان حقوقي خسارت مادي اين گونه تعريف شده برخي معتقدندكسر ثروت ودارایي خسارت مالي است . 179 و كاستن از دارائي شخصي و پيشگيري از فزوني آن به هر عنوان كه باشد باعث اضرار به اوست.(وحدتي ، شبيري ،سید حسن، 1385، همان) به عبارت ديگر هر آنچه كه از دست رفته و قابل تقويم و ارزيابي به پول باشد خسارت مادي است . 180
پزشك خانواده ، عهده دار ارائه خدمات سطح يك سلامت مي باشد بنابراین ممكن است در زمان مراجعه بيمار ، علت بيماري را به خوبي تشخيص ندهد و با سپري شدن يك دوره زماني بيماري تشديد يابد يا به علت سوء معالجه توسط او بيماري تشديد يابد و لذا ممكن است از اين رهگذر هزينه هاي مجدد بر بيمار تحميل شود مانند هزينه هاي بستري در بيمارستان يا هزينه هاي آزمايشگاهي یا اين كه خطاي پزشكي او سبب تفويت منافعي از بيمار گردد كه شامل از دست دادن كار يا موقعيت هاي مناسب در مدت بستري شدن و درمان مي باشد. بنابراین لازم است که خسارات مادی بیمار ناشی از خطای شغلی وی را مورد برسی قرار دهیم .
1- خسارات ناشي از فوت فرصت
گاهي بيماری به پزشك خانواده مراجعه می کند و با ارجاع به موقع او به خدمات تخصصي سطح دو سلامت فرصت درمان وجود خواهد داشت ولي به دليل خطاي در تشخيص توسط پزشك خانواده سالم معرفي مي گردد و حتي پزشك تجويز آنتي بيوتيك را لازم نمی داند ولي بعداً به دليل اين قصور آسيبي به بيمار وارد آيد پزشك مسئول خواهد بود . نمونه اين مورد در بروكسل مطرح شد كه پزشكي در درمان پای زخمي و آسيب ديده بيمار كه امكان درمان عفونت آن بوسيله آنتي بيوتيك وجود داشت اهمال كرد و پاي بيمار به دليل بيماري قانقار قطع گرديد . پزشك در دفاع از خود اظهار داشت پاي بيمار بحدّي آسيب ديده بود كه حتي اگر آنتي بيوتيك هم استفاده مي شد قطع مي گرديد ولي دادگاه اين دفاع را از او نپذيرفت و حكم به مسؤولیت پزشك داد. زيرا پزشك احتمال و شانس بهبودي بيمار را با آنتي بيوتيك از او گرفته است . 181
براي تحقق ضرر از دست دادن فرصت لازم است فرصت جدّي و حقيقي باشد و در اثر تقصير پزشك از بين رفته باشد زيرا فرصت حقيقي و جدّي با اميد و آرزو تفاوت دارد . به عنوان مثال بيمار مبتلاء به سرطان يا بيماران مبتلا به بيماري هاي خطرناك آميزشي اميد به شفاء و بهبودي دارند ولي از نظر پزشكي فرصت جدّي و حقيقي براي ادامه حيات آنان وجود ندارد . 182
برخي از نويسندگان معتقدند ، شانس دستيابي به موفقيت يا اجتناب از ضرر به منزله حق يا مالي است كه تلف آن باعث مسؤولیت مي گردد و لذا پذيرش مفهوم ضرر از دست دادن فرصت را در حقوق داخلي مطابق قاعده يافته اند . زيرا در مواردي كه با ارتكاب فعل زيانبار توسط پزشك خانواده ، فرصت یا شانس درمان بيماري از بيمار سلب شود. در واقع بيمار بصورت بالقوه توان و شانس درمان را داشته است و اكنون در اثر فعل زيانبار وي فرصت و شانس خود را از دست داده است بنابراين اين استدلال كه شانس و فرصت بيمار تنها يك احتمال بوده است و ضرر احتمالي نيز قابل جبران نخواهد بود.زيرا خوش اقبال ترين مردم نيز گاه بد اقبالي را تجربه مي كنند صحيح به نظر نمي رسد به اين دليل كه فرصت ها هر چند احتمالي هستند امّا تفويت و از دست دادن آن ها يك ضرر فعلي مسلّم است زيرا فرصت ها گاه چنان طلائي هستند كه جبران آن فقط به تقدير الهي است و علم حقوق اگر چه توانايي مطلق ندارد ، عجز مطلق نيز ندارد و اين برعهده دادرس است كه با قضاوت هاي عالمانه و منصفانه مقدار ضرر را معين سازد .(يزدانيان ،علی رضا، 1386، همان ، ص 20) البته دادرس بايد توجه داشته باشد كه درجه احتمال دستيابي به نفع بايد به حدّي برسد كه در ديد عرف مقتضي ايجاد منفعت باشد ، در اين صورت احتمال وجود مانعي كه ممكن است مسير طبيعي امور را برهم زند
و دستيابي به منفعت را از بين ببرد ،‌وجود منفعت را احتمالي نمي كند . اين همان ديني است كه سبب آن ايجاد شده ولی هنوز تحقق خارجي نيافته است و بر ذمه مديون قرار نگرفته است و قانون آن را در حكم موجود مي بيند و انتقال آن را مي پذيرد. 183
2- خسارات بيمار ناشي از محروميت از اشتغال به كار
در مورد محروميت بيمار از نيروي كار خويش به دليل خطاي پزشكي توسط پزشك خانواده يا ساير همكاران وي مي توان گفت مطابق آنچه در فقه آمده است اگر زيان ديده (بيمار) در استخدام ديگري باشد خسارت ناشي از تلف نيروي كار او قابل مطالبه است .امّا اختلاف نظر در جایي است كه زيان ديده در استخدام و اجاره ديگري نباشد . نظر مشهور آن است كه منافع و نيروي كار تابع عين است امّا چون انسان حرّ و آزاد است تحت تصرف و مالكيت ديگري قرار نمي گيرد پس نيروي كار او نيز به تبع خودش نمي تواند تحت تصرف ديگري درآيد184 .امّا به نظر مي رسد نظر مشهور قابل مناقشه باشد زيرا اولاً مال بودن يا نبودن چيزي عرفي است و امروزه نيروي كار ، سرمايه و مال محسوب مي شود پس ادلّه حرمت اتلاف مال غير و لزوم جبران خسارت ناشي از تلف مال شامل نيروي كار هم مي شود.
ثانياً : قياس نيروي كار انسان با خود انسان قياس مع الفارق است . چون انسان به هيچ وجه ملك و مملوك ديگري نمي شود ولي نيروي كار انسان ملك ديگري مي شود. تمليكي بودن قرارداد اجاره ، اجيركه تمام علماء پذيرفته اند گواه بر اين مدعاست. نتيجه اين كه خسارت ناشي از تلف نيروي كار بيمار به دليل خطاي پزشك قابل جبران است مگر در موردي كه نيروي كار زيانديده (بيمار) عرفاً مال تلقي نشود مانند نيروي كار افراد بيكار يا از كار افتاده كه اگر هم آزاد باشند از نيروي كار خود استفاده نمي كنند. 185
ب- خسارات معنوي بيمار
1- تعريف خسارات معنوي
در حقوق موضوعه ايران تعريف جامعي از خسارت معنوي بعمل نيامده است و به همين دليل نويسندگان حقوقي كوشيده اند آن را تعريف كنند و هر يك از ديدگاه خود تعريفي ارائه داده اند كه به نقل و نقد برخي از آن ها اشاره مي كنيم .در پايان تعريفي كه جامعيت و وضوح بيشتري دارد كه بتواند ضابطه تشخيص مصاديق خسارت معنوي بيمار ناشي از فعل زيانبار پزشك خانواده و ساير همكاران وي را بدست دهد را ارائه مي دهيم :
1. گروهي معتقدند خسارت معنوي عبارت است از ضرري كه متوجه حيثيت و شرافت و آبروي شخص يا بستگان او (كه به نتيجه متوجه او شده باشد) گردد186 اين تعريف، تنها ناظر به يك بخش از خسارات معنوي يعني صدمه به حيثيت و اعتبار شخص است و شامل ديگر خسارات معنوي مانند خسارات روحي و جسمي و نيز تجاوز به حقوق مربوط به شخصيت نمي شود در حالي كه صدمات جسمي و روحي و سلب آزادي از مصاديق خسارت معنوي است .
2. از نگاهي ديگر، خسارت معنوي عبارت است از صدمه به منافع عاطفي و غير مالي ، مانند احساس درد جسمي و رنج هاي روحي ، از بين رفتن آبرو و حيثيت و آزادي و لطمه زدن به يكي از حقوق مربوط به شخصيت و آزادي هاي فردي و حيثيت و شرافت (سرمايه معنوي) و يا در نتيجه صدمات روحي است187 اين تعريف نيز ناظر به خسارات وارده به اشخاص حقيقي بوده و خسارات معنوي وارد بر اشخاص حقوقي از نظر دور مانده است .
3. تعاريف مختلفي كه از خسارت معنوي در حقوق داخلي و خارجي به عمل آمده است يا ناظر به بيان برخي از مصاديق و انواع آن است يا جامع و مانع نمي باشد يعني بعضي از انواع خسارت معنوي نظير صدمات جسمي يا صدمات وارد بر اشخاص حقوقي را در بر نمي گيرد و يا آن كه مستلزم دور يا ابهام و اجمال مي باشد. از مجموعه اين تعاريف استنباط حاصل مي شود كه موضوع خسارات معنوي شخصي است و جنبه ي مالي ندارد188 براين اساس مي توان گفت:(خسارت معنوي عبارت است از خسارت وارده بر شخص و شخصيت او يا هر نوع خسارت وارده بر شخص كه بطور مستقيم جنبه مالي ندارد اعم از جسم و روح و اعتبار و احساسات و عواطف يا هر نوع خسارت غير مالي بر شخص و حقوق مربوط به آن يا خسارت وارده بر خود شخص و متعلقات غير مالي او)
تعريف اخير تمام اقسام زيان هاي معنوي بر اشخاص حقيقي و حقوقي را شامل مي شود و جامع تمام افراد اين نوع خسارت است يعني زيان وارده بر تماميت جسماني و آسيب هاي روحي و صدمه بر شخصيت و حقوق مربوط به آن نظير شهرت و اعتبار شخصي يا خانوادگي، آزادي ، احساسات و عواطف ، عقايد و افكار و نيز زيان هاي غير مالي وارد بر اشخاص حقوقي نظير شهرت و اعتبار تجاري را شامل مي شود و از سوي ديگر مانع از ورود خسارت مالي مي گردد. 189
2- مصاديق خسارات معنوي بيمار ناشي از فعل پزشك خانواده و همكاران او
پزشك خانواده در مرحله تشخيص يا درمان يا ارجاع بيمار به خدمات تخصصي نبايد بگونه اي عمل نمايد كه اميد به زندگي در بيمار كاهش يابد به اين صورت كه بيمار مرگ زودرس يا مرگ تدريجي و يا معلول و معيوب شدن دائمي خود را تشخيص دهد يا بر آن آگاهي يابد و به اين جهت دچار ناراحتي و نااميدي نسبت به آينده خود شود در اين گونه موارد بيمار دچار نوعي خسارت معنوي ناشي از قطع ، يا كاهش اميد به آينده مي شود. 190
علاوه بر اين هر انساني در زندگي خصوصي و روابط شخصي و خانوادگي پاره اي امور محرمانه و سري دارد كه تا حد امكان از ديد ديگران دور نگه مي دارد و به سادگي به افشاء و انتشار آن نمي پردازد. يكي از مهمترين حقوق مربوط به شخصيت بيمار همين حقوق محرمانه بودن امور شخصي و عدم دستيابي ديگران به آن است. مصونيت از تعرض ديگران در اين باره موجب آرامش خاطر اوست و مداخله غير را به هر قيمت نمي پذيرد. بن
ابراين زماني كه بيمار براي رفع بيماري خود مشكلات عاطفي يا خانوادگي يا ناهنجاري اخلاقي يا ساير امور شخصي خود را به پزشك خانواده خود اطلاع مي دهد تجاوز به آن به هر شكل قبل از آن كه موجب خسارت مالي شود منجر به خسارت معنوي به وي مي گردد پس افشاي اسرار شغلي توسط پزشك خانواده مجاز نيست. 191 پزشك خانواده و ساير اعضاء تيم سلامت از جمله ماما و پرستار كه وظيفه كنترل و مراقبت مادران باردار را بر عهده دارند مجاز نيستند كه اسرار بيمار خود را حتي به ساير همكاران و يا نزديكان خود اطلاع دهند زيرا در يك مورد خانم بيماري به پزشك خود مراجعه نمود و پزشك معاينه بيمار را انجام داد و متوجه شد كه خانم باردار است اين در حالي بود كه بيمار، خانم، برادر پزشك بود و شوهر او به مدت يكسال به دليل مأموريت شغلي از او دور بود لذا پزشك به برادر خود اطلاع داد اين امر موجب طرح دعواي

دیدگاهتان را بنویسید