دانلود پايان نامه درباره تقطیع جسد با حفط احترام میت در تعارض

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی مالیت ومالکیت اعضای بدن انسان

قسمتی از متن پایان نامه :

 

تبیین ادله مخالفان و موافقان توانایی تصرف انسان دراعضایش

بطور کلی در رابطه با نحوه استفاده  از اعضایش ،آن چه که مورد اتفاق همگان و امری اجماعی است ، آن است که انسان نسبت به جسم خود دارای نوعی اختیار و اراده است و به نحوی که حق دارد از اعضاء و جوارح خود بهره برداری و انتفاع حاصل نماید و البته این بهره برداری باید در محدوده عقلایی بودن و مشروع بودن صورت گیرد و در این رابطه حق الناس و هم حق الله باید رعایت شود .[1]
حال از نظر برخی فقها ، جعل حکم حرمت برای خودکشی و ایراد نقص و ضرر بر بدن و نیز وضع تدابیر جزائی در این باره ، نشانگر نبود مالکیت و سلطه انسان نسبت به جسم و جان خویش است و تن انسان در این رابطه در دایره حقوق مربوط به پروردگار متعال یعنی حق الله و حکم الله بودن قرار می گیرد و لذا اسقاط پذیر و اختیار اراده و إذن انسان درسقوط حکم الله هیچ نقش و تأثیری ندارد .[2] و مرحوم شیخ انصاری در رابطه با عدم تسلط انسان بر احکام فرموده اند : «…الناس مسلطون علی اموالهم لا علی احکامهم»

خلاصه ، چون جدایی عضو یا اعضایی از بدن ولو با إذن و رضایت صاحب عضو صورت گیرد ، منجر به نقص ، جرح و ضرر بر بدن و از مصادیق جنایات عمدی بر جسم محسوب می شود . حکم این امور نیز حرمت است و حکم الله ، لذا در این رابطه  انسان حق تصرف در اعضایش را نخواهد داشت .[3] و همان گونه که انسان فاقد سلطه بر اتلاف نفسش است ، به همان شکل نیز به اعضاء و اطراف خود سلطه ندارد.[4]

در رابطه  با مسئله سلطه بر نفس ، یکی از فقهای معاصر [5]  ضمن تشریح و بیان منظور از این نوع سلطه، به این نکته تصریح کرده است که اگر منظور از این سلطه ، قتل نفس یا القای نفس در تهلکه با ایراد نقص بر اعضاء و ضرر بزرگ  زدن بر جسم و عقل باشد ، این امور غیر جایز و این نوع سلطنت غیر ثابت است .

در میان علمای اهل سنت نیز برخی با تاکید براین که ، جسم و تن امانتی است که پروردگار متعال در نزد انسان قرار داده است .[6] به نبود سلطه و مالکیت انسان نسبت به جسم خود تصریح کرده اند و اصل را در مورد نفس و اعضای انسان و نبود حق تصرف نسبت به آن دانسته اند .[7]
بعضی دیگر  ازآن ها با متعلق دانستن حق الله نسبت به جسم انسان ، استدلال کرده اند که به تن انسان هم حق العبد و هم حق الله تعلق می گیرد  و اگرچه حق العبد توسط صاحب حق اسقاط پذیر است ، ولی این امر نباید منجر به اسقاط حق الله شود .[8] با توجه به این که تعلق حق الله نسبت به حق حیات و سلامت انسان مقرر می دارد که مکلف بتواند به تکلیف شرعی اش قیام کند و با توجه به آیه شریفه «… ما خلقت الجنٌ و الانس الاٌ لیعبدون »[9] که هدف خلقت را عبادت پروردگار متعال معرفی کرده است .
لذا انسان حق تصرف در بدنش را به صورتی که به غایت ضرر  بزند و در کاهش قدرت و توانایی انسان برای قیام به تکالیف شرعی اش تاثیر داشته باشد ، ندارد .[10]

حال ، موافقان تصرف در اعضاء در برابر این نحوه استدلال مخالفان ، موضع گیری و پاسخ هایی را مطرح نموده اند . بدین صورت که تصرف در اعضا به نحو جداسازی آن از بدن برای امر پیوند  مستلزم و متوقف بر مالک بودن نیست [11]  بلکه انسان از سوی پروردگار متعال دارای نوعی ولایت بر  جسم و اعضای خود است و آنچه که منع صریح و منصوص شده است ، القای نفس در هلاکت و تهلکه بوده است .[12]  لذا این نحوه تصرف تا زمانی که  منجر به قتل نفس نشود ، به دلیل اقتضای این ولایت جایز خواهد بود .[13] و در رابطه با موارد نقص ، جرح و ضرر بربدن ، جعل وحکم قصاص و دیه که به عنوان موانع سلطه انسان برجسم خود و نیز حق الله و حکم الله مطرح شده است برخی قائلند :

نخست ، مسئله اضرار به نفس و حکم حرمت آن ، زمانی که هدفی عقلایی مدنظر باشد ، محل تأمل است[14].
دوم ، مطابق روایات موجود در باب قصاص و دیات [15] ، اختیار امر قصاص یا گرفتن دیه یا گذشت را برعهده مجنیٌُ علیه نهاده است که نشانگر معتبر دانستن سلطه انسان نسبت به اعضای خویش است .[16]
سوم ، تصرف در اعضاء به نحوی که به اصل حیات ضرری نرساند ، حق العبد است و در حالت نبود تصرف در اصل حیات ، حق العبد بر حق الله غلبه دارد . به مقتضای این حق انسان جهت یک مصلحت شرعی می تواند در اعضایش تصرف کند .

[1]. مکی عاملی ، ابو عبدالله،القواعد و الغوائد، تحقیق عبد الهادی حکیم ، ج 2 ، ص 42 .

[2]. رمضان البوطی ، همان ، ص 57

[3] – انصاری ، مرتضی ،المکاسب المحرمه ، انتشارات دانشگاه لبنان ،ج 2 ، ص 243 .

[4] – انصاری ، همان ، ص 60  .

[5] – مکارم شیرازی ، ناصر،رساله فی الحق و الحکم،انوار الفقاهه، ج 1، ص 37 – 39 .

[6] – جواهری ، همان ، ص 347 .

[7] – البارٌ ، محمد علی،الموقف الفقهی و الاخلاقی فی قضیه زرع الاعضاء، صص 143-144 .

[8] – ابوزید ، بکر بن عبدالله ،فقه النوازل قضایا فقهیه معاصره، ج 2 ، ص 26

[9] – سوره ذاریات ، آیه 56 .

[10] – شرف الدین ، احمد،الاحکام الشرعیه للاعمال الطبیه، ص 34 .

[11]. جواهری ، همان ، ص 348.

[12]. سوره بقره ، آیه 195 ؛ نساء ،آیه 39 و اسراء ،آیه 33 .

[13]. جواهری ، همان ، ص 348.

[14]. مومن قمی ، همان ، ص 156 و160 .

[15]. حر عاملی ، همان ، ج 19 ، ص 132 و ص 271  .

[16]. مومن قمی ، همان ، ص 166.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

) سوالات تحقیق

1- آیا اعضای بدن انسان مالیت دارد؟

2- آیا انسان دارای حق مالکیت براعضای بدن خود می باشد؟

3- آیا امکان معامله اعضای بدن انسان زنده و مرده وجود دارد؟

د ) اهداف تحقیق

لازم است اشاره شود که موضوعی مانندمالکیت اعضاء و اهدای عضو ، علاوه بر اجازه مراجع دینی و قانونی و پزشکی ، نیازمند یک آگاهی مسئولانه و مقبولیت مردمی و فرهنگی و اجتماعی نیز  می باشد . اقتضای شکل گیری  چنین باوری این است که :

1- تلاش کنیم تمام توهمات روانی و غیر روانی موجود در بین خودمان را از بین ببریم. ممکن است چیزهایی به دین نسبت داده شود که نگذارد انسان وصیت کند که بعد از مرگش اعضای بدن او به افراد نیازمند داده شود.

2- تاکید روی صدقه جاری با عمل به فرمایش پیامبر گرامی اسلام(ص) که فرمود : « فرد می میرد ، مگر به سه چیز ، علمی از خود به جای بگذارد که مفید واقع شود  و فرزند صالحی که برای او دعا نماید و صدقه  جاری از خود به جای بگذارد »  باید برای گسترش مفهوم صدقه جاری کوشش شود تا اهدای عضو را نیز در بر بگیرد و اهدای عضو  نیز صدقه ی جاریه در نظر گرفته شود .

3- فراگیر ساختن اهدای عضو ، بطوری که تحت عنوان آیه « من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا »

( مائده :32 ) قرار بگیرد .

4- همین طور امیدواریم که ایده ها و طرح های فقهی نیز الهام بخش و پیگیرانه باشند . زیرا توجه به مصالح انسان و مدارای با او احیای وی در راس اولویت پژوهش های فقهی قرار دارد و می تواند از زوایای گوناگون جسمی و معنوی ، فردی و اجتماعی به موضوع نگاه کند . از سوی دیگر پژوهش های فقهی با مجموعه های اخلاقی که در اختیار دارد در بسیاری از موارد حرکت علم را ضابطه مند سازد .

Author: 92