دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 اثبات نسب در فقه و قانون مدنی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

مبحث اول.مدرک قاعده فراش

مستند قاعده فراش حدیث معروف «الوَلَدُ لِلفِراشِ وَ لِلعاهِرِ الحَجَرُ» می باشد که محدئین شیعه و سنی این حدیث را با همین الفاظ از قول رسول خدا (ص) در کتب حدیثی خود در موارد مختلف نقل کرده اند که در ذیل چند نمونه را ذکر می کنیم:

1- فی روایه صحیح عن سعید الاعراج عن ابی عبدالله (ع) سألته عن رجلین وقعا علی جاریه فی طُهرٍ واحد، لمن یکون الوَلَد؟ قال: لِلذی عِندَه لِقولِ رسولِ الله (ص):  «الوَلَدُ لِلفِراشِ وَ لِلعاهِرِ الحَجَرُ»[1]

در روایت صحیح از قول سعید اعرج نقل شده که از امام صادق (ع) درباره دو مردی که در طهر واحد با کنیزی نزدیکی کردند و کودکی متولد شده سؤال نمودم این طفل به کدام مرد تعلق دارد؟ امام (ع) فرمودند: به مردی که کنیز در نزد او است زیرا رسول خدا (ص) فرمودند: طفل به شوهر (فراش) ملحق می شود و برای فرد زناکار سنگ است (سنگسار می شود).

مقصود از عبارت «للذی عنده» در حدیث فوق مالک کنیز می باشد که به این مطلب مرحوم فیض کاشانی نیز اشاره نموده است.[2]

2- فی صحیحه الحلبی عن ابی عبدالله (ع): اَیُمّا رجلٍ وقع علی ولیده حراماً ثم اشتراها فادعی ولدها فانه لایورث منه شئی عن رسول الله (ص) قال: «الولد للفراش و للعاهر الحجر و لایورث ولد الزنا الارجل یدعی ابن ولیدته»[3]

در روایت صحیح حلبی به نقل از امام صادق (ع) وارد شده که فرمودند: هر کسی به طور نامشروع با کنیز دیگران آمیزش کند، سپس آن را بخرد (و پس از این که کنیز فرزندی آورد) ادعا کند که فرزند از آن اوست، آن فرزند از او ارث نمی برد چون پیامبر (ص) فرمود: فرزند از آن فراش است و برای زناکار بهره ای نیست، و ولد الزنا فقط از مردی ارث می برد که ادعا کند مادرش در خانه او بوده است.

3- قال امیرالمؤمنین علی (ع) فی جواب معاویه: و اما ذکرتَ من نفی زیاد فِأنی لم انفه بل نَفاهُ رسولَ الله (ص) اذ قال «الولد للفراش و للعاهر الحجر»[4]

حضرت امیر المؤمنین علی (ع)در جواب معاویه فرمود: و اما این که گفتی: من زیاد را فرزند پدرش ندانستم، من فرزندی او را انکار نکردم بلکه رسول خدا (ص) با این فرمایش خود «فرزند از آن فراش است و برای زناکار سنگ است، فرزندی او را انکار کرد.

4- انه کتب الحسن (ع)  فی جواب زیاد لما کتب زیاد الیه «من زیاد بن ابی سفیال الی حسن بن فاطمه (ع) یرید بذلک اهانَتَه (ع): من حسن ابن فاطمه بنت رسول الله (ص) الی زیاد بن سمیَّه قال رسول الله (ص): الولد للفراش و للعاهر الحجر»[5]

زیاد در نامه ای به امام حسن مجتبی (ع) نوشته بود: اززیاد فرزند ابوسفیان به حسن بن فاطمه (و مقصود وی از این که آن حضرت را فرزند فاطمه خطاب کرده بود،) اهانت به ایشان بود امام حسن (ع) در جواب وی نوشت: از حسن فرزند فاطمه دختر پیامبر خدا (ص) به زیاد فرزند سمیه. رسول خدا (ص) فرمود فرزند از آن فراش است و برای زناکار سنگ است (کنایه از این که زناکار بهره ای از ارث ندارد)

البته در دو حدیث فوق امام علی (ع) و امام حسن (ع) نخواسته اند ولدالزنا بودن زیاد را اثبات کنند بلکه مقصود این بوده است که انتساب زیاد را به ابوسفیان نفی کنند زیرا به موجب قاعده ی فراش زیاد به شوهر مادرش تعلق داشت که صاحب فراش بوده است، نه افرادی هم چون ابوسفیان و دیگران که شوهر مادر زیاد نبوده اند.[6]

5- سُئلَ «ابو عبدالله عن رجل اشتری جاریه ثم وَقَعَ عَلَیها قبل اَن یَستَرِأ رَحِمَها قال:بئس ما صَنَعَ یستغفرالله و لا یعود قلتُ: فَانَّهُ باعَها من آخَرَ و لم یستبرا رحمَها ثم باعها الثانی من رجلٍ آخَرَ و لم یستبرأ رحمها فاستبان حملها عندالثالث فقال ابوعبدالله (ع): «اَلوَلَدُ لِلفِراشِ و لِلعاهِرِ الحَجَرُ»[7]

از امام صادق (ع) در مورد مردی که کنیزی خریده بود و قبل از استبراء با او آمیزش کرده یود سوال شد. در جواب حضرت فرمود: کار بدی کرده است. باید از خداوند طلب آمرزش کند و دیگر این کار را تکرار نکند. گفتم: آن مرد، کنیز را قبل از حصول اطمینان از باردار نبودن (استبراء) به کسی دیگر فروخت و وی نیز قبل از اینکه مطمئن شود باردار نیست، آن را به دیگری فروخت و در نزد خریدار سوم معلوم شد که کنیز حامله است، امام صادق (ع) فرمود: فرزند از آن فراش است و برای زناکار بهره ای نیست.

[1] – حر عاملی ، محمد بن حسین وسائل الشیعه، پیشین، باب 58 از ابواب نکاح والاماء ح 4. طوسی، ابو جعفر،محمد بن حسن، التهذیب ،ج12، بیروت،دار صعب و دارالتعارف،1410هـ ق،ص 456

[2] – ، فیض کاشانی ، محمد بن مرتضی ،الوافی ، اصفهان، مکتبه الامام امیرالمومنین (ع)، 1406 هـ ق. چاپ اول.ص 245.

[3] – حر عاملی ، محمد بن حسین وسائل الشیعه،پیشین،ص 258

[4] – علامه مجلسی ، محمد باقربن محمد تقی ،بحارالانوار ج 44 بیروت، دار احیاء التراث العربی1403 هـ ق،ص 236

[5] – همان،ص421

[6] – موسوی بجنورد، میرزا محمد حسن، القواعد الفقهیه ج 2،  قم،موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان چاپ دوم 1413 هـ ق.ص145

[7] – حر عاملی ، محمد بن حسین وسائل الشیعه،پیشین ،ص568

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سؤالات تحقیق

اساسی ترین سؤالاتی که در این تحقیق می تواند مطرح باشد سؤالات زیر هستند:

1- طرق اثبات نسب در فقه و حقوق مدنی ایران کدامند؟

2- مبانی و قدرت اثباتی طرق اثبات نسب چیست؟

3-درموارد تلقیح مصنوعی و رحم اجاره ای طریق اثبات نسب چیست؟

4- طرق علمی اثبات نسب در فقه و حقوق مدنی ایران چه موقعیتی دارد؟

5- وجوه اشتراک و افتراق اثبات نسب در فقه و حقوق مدنی ایران کدامند؟

دسته‌ها: پایان نامه حقوق