دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 اعاده دادرسی (مبانی نظری و رویکرد نظام کیفری ایران)

قسمتی از متن پایان نامه :

 

مرجع درخواست اعاده دادرسی

قانون آئین دادرسی در امور کیفری مقرر می‌دارد: «تقاضای اعاده دادرسی به دیوان عالی کشور تسلیم می‌شود، مرجع یاد شده پس از احراز انطباق با یکی از مواد مندرج در ماده (272) رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض صادرکننده حکم قطعی ارجاع می‌نمایند»[1] در واقع در امور کیفری در طریق عادی و سنتی مرجع  تسلیم درخواست اعاده دادرسی دیوان عالی کشور می‌باشد.

قانون‌گذار مرجع تسلیم دادخواست اعاده دادرسی در امور مدنی دادگاهی بوده که صادرکننده حکم قطعی می‌باشد. در این خصوص قانون آئین دادرسی در امور مدنی اشعار می‌دارد: «دادخواست اعاده دادرسی اصلی به دادگاهی تقدیم می‌شود که صادرکننده همان حکم بوده است و درخواست اعاده دادرسی طاری به دادگاهی تقدیم می‌گردد که حکم در آنجا به عنوان دلیل ابراز شده است».[2]

فلذا بر خلاف امور حقوقی که دادگاه صادرکننده حکم قطعی و یا دادگاهی که حکمی در آنجا بعنوان دلیل ابراز شده است صالح به تقدیم دادخواست اعاده دادرسی اعم از اصلی و طاری تعیین گردیده است. ولیکن در امور کیفری قانون گذار راهکاری متفاوت با اعاده دادرسی در امور حقوقی در رابطه با مرجع پذیرش اعاده دادرسی برگزیده است. انتخاب این شیوه و روش در امور کیفری یقیناً بر اساس تدبیر و تفکر و مصلحتی است از سوی قانون‌گذاران اتخاذ گردیده است. نظریه‌های که از سوی برخی از اساتید و صاحب‌نظران حقوقی در خصوص موضوع مزبور بیان گردیده در زیر بدان اشاره می‌گردد.

«یکی از اوصاف اعاده دادرسی این است که قانون گذار به‌موجب ماده 274 قانون آئین دادرسی در امور کیفری اعاده دادرسی را منوط به تجویز دیوان عالی کشور نموده است. اگر قرار بود که اعاده دادرسی به اختیار دادگاه باشد با ایراد خلل در آرای  محاکم روبرو می‌شدیم چرا که با توجه به عدم مقید بودن اعاده دادرسی به زمان مشخص، هر زمان محکوم‌علیه می‌توانست به دادگاه مراجعه و درخواست اعاده دادرسی کند و در نتیجه آرای  محاکم در هیچ زمانی از استحکام و قوت لازم برخوردار نبودند. از همین رو قانون گذار در قانون آئین دادرسی در امور کیفری برای جلوگیری از این عمل، تجویز اعاده دادرسی در امور کیفری را به دیوان عالی کشور واگذار کرده است. به آن معنا که اگر شخصی درخواست اعاده دادرسی نسبت به امور کیفری می‌دارد باید به دیوان عالی کشور مراجعه کند»[3].

نظر دیگری که از سوی برخی از حقوق‌دانان در خصوص مرجع مبانی تعیین دیوان عالی کشور به عنوان تسلیم و پذیرش اعاده دادرسی از سوی قانون‌گذار تعیین گردیده بدین شرح می‌باشد: «به نظر می‌رسد که جهت درخواست اعاده دادرسی از دیوان عالی کشور آن‌است که دیوان عالی کشور علاوه بر اختیارات و قدرت قضائی نسبت به تمام مصالح خاص و عام امور توجه داشته و با فرض اینکه دلایل و جهات از نظر خصوص مورد کاملاً منطبق نبوده ولی تشخیص دهد اجرای حکم صادره با مصالح عمومی منطبق نیست اجازه تجدید رسیدگی رأی دهد»[4].

یکی دیگر از استدلال‌های بعمل آمده در خصوص تعیین دیوان عالی کشور به عنوان مرجع تسلیم و پذیرش درخواست اعاده دادرسی بدین‌شرح می‌باشد در مقام اظهار‌نظر می‌توان گفت که در مورد تقدیم درخواست اعاده دادرسی نه صرف دادگاه صادرکننده حکم و رسیدگی توسط آن مورد قبول است و نه صرف دیوان عالی کشور، که در این صورت به نظر می‌رسد باب انتقاد دیگر بسته می‌شود و مردم با سهل‌ترین راه می‌توانند از حکم صادره خویش اعاده دادرسی بکنند»[5].

[1]. ماده 274 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

[2]. ماده 433 قانون آئین دارسی مدنی

[3].  شمس نژاد، مسعود، روش‌های فوق العاده اعتراض به آرای  کیفری به نقل از سایت حقوقی vekalatonline.ir

[4].  یاوری، فتح اله، اعاده دادرسی کیفری، مجله کانون وکلا، ش 165-164 ، سال1375، ص61

[5].  پورقهرمانی، بابک، منبع پیشین، ص132

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالات تحقیق

در این تحقیق به سؤالات ذیل متناسب با موضوع مورد بحث در حد امکان و بضائت علمی با توجه به تحقیقات انجام شده از منابع موجود پاسخ داده می‌شود که سؤالات اصلی تحقیق به شرح زیر می‌باشد:

  • آیا پذیرش اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران اصل است یا استثناء؟
  • آیا تصویب ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1385 احکام و مبانی اعاده دادرسی را تغییر داده است؟

1-5- اهداف تحقیق

1- تبیین جایگاه اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران

2- ارائه راهکارهای علمی به قضات محاکم و وکلا و مشاوران حقوقی

دسته‌ها: پایان نامه حقوق