دانلود پایان نامه با عنوان مبنای تفاوت حقوقی زن ومرد در نظام حقوق اسلام

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 نقش جنسیتی زنان در حقوق کیفری 

قسمتی از متن پایان نامه :

 

۱٫۱٫۱٫۱                        سیری در قوانین مدنی ایران

در قانون مدنی ایران حقوق و تکالیف زوجین به سه دسته تقسیم می‌شده. حقوق مشترک که عبارت است: حسن معاشرت زوجین (۱۱۰۳ق.م) معا ضدت زوجین در تشیید مبانی خانوادگی(۱۱۰۴ ق.م) معاضدت زوجین در‌تربیت اولاد (۱۱٫۴ و ۱۱۷۸ ق.م) تکالیف شوهر نسبت به زن که عبارت است از ریاست خانواده(۱۱۰۵ق.م)، نفقه (۱۱۰۶) و تکالیف زن نسبت به شوهر که بدین شرح است: تمکین و سکونت در منزل شوهر(۱۱۱۴ ق.م) سکونت در منزل شوهر ـ اقامتگاه ـ نفقه ـ طلاق(۱۳۳ق.م) و ولایت قهری(۱۱۸۰ ق.م) و. .. هم ازآثار ریاست خانواده می‌باشد. [۱]

 

۱٫۱٫۱٫۲                        حق تمکین

تمکین و نشوز‌ یکی از مباحث حقوق خانواده است. تمکین به معنای انجام وظایف زناشویی و نشوز مقابل آن است. این موضوع وابستگی عمیق به مبحث ریاست خانواده دارد و مبانی پذیرفته شده در آنجا روشنگر حریم این موضوع است. تمکین و نشوز غالباً نسبت به زن به کار می‌رود و آثارآن در مورد زن منظور نظر فقیهان و حتی حقوق‌دانان بوده است.‌یعنی از تمکین و نشوز زن سخن می‌گویند نه مرد!

سیری در منابع فقهی وحقوقی: در فقه شیعی بحث از تمکین و نشوز، ضمن بحث از مهر، نفقه و قسم (یکی از واجبات شوهر) ذکر می‌شود. موضوع تمکین عنوان مستقلی ندارد.

در بحث مهر، آنجا از تمکین سخن می‌رود که اگر مرد مهر را نپرداخت بر زن تمکین واجب نیست.در بحث نفقه‌یکی از شرایط وجوب نفقه بر مرد، تمکین کامل ذکر می‌شود و در بخش قسم بدین مناسبت از نشوز سخن می‌رود که ناشزه حق قسم ندارد. با این همه در کتب فقهی کنکاشی پیرامون تمکین و حدود آن به چشم نمی‌خورد که بتوان به گونه‌ای دقیق و مستدل در اطراف مسئله سخن گفت و از آن دفاع کرد.مثلاً واژه تسلیم ‌یا امکان در نوشته‌های فقهی قدیم به چشم می‌خورد اما از آن تعریفی به دست نداده‌اند.همان گونه که‌یاد شد تبیینی روشنگر از تمکین و نشوز در کلام فقیهان به چشم نمی‌خورد، بلکه گاهی با مثال مقصود خود را ابراز داشته‌یا در قالب اماره و نشانه از آن سخن گفته‌اند. شیخ طوسی در مبسوط می‌گوید:

«تمکین آن است که زن خود را کاملاً تمکین کند».

آن گاه در قالب مثل گفته است: اگر زن تمکین کامل نداشت، مثل این که بگوید تسلیم تو هستم در خانه‌ی پدرم‌یا در خانه‌ی مادرم ‌یا در شهر خاص نه شهر‌های دیگر، استحقاق نفقه ندارد زیرا تمکین کامل حاصل نشده است. محقق در «شرایع‌الاسلام» فرموده است: تمکین کامل آمده است که زن میان خود و شوهر حائلی قرار ندهد به طوری که در زمان‌یا مکان خاص خود را به او بسپارد. از این رو اگر در زمانی خاص‌یا مکانی خاص تسلیم بود، تمکین حاصل نیست.

در کلام دیگر، فقیهان نیز تعریف تمکین از همین حد تجاوز نکرده است. شیخ طوسی بدون آن که نشوز را تعریف کند علائم گفتاری و رفتاری آن را از قبیل بدزبانی و به پا نخاستن در برابر شوهر را آورده است. محقق در شرایع آن را خروج از طاعت معنا کرده و سپس امارات آن را بیان کرده است. نمونه‌هایی که برای نشوز در کلام فقیهان دیده می‌شود نیز می‌تواند راهنمایی برای رسیدن به حقسقت آن باشد. برخی از فقیهان فتوا داده‌اند که اگر زن از وطی در دبر ابا کند ناشزه است. و نیزاگر از همراهی شوهر در سفر سرباز زند ناشزه است و…. باید دانست در هیچ آیه و روایتی حکمی‌بر تمکین مترتب نشده، بلکه این واژه انتزاعی است که فقیهان از ادله به دست آورده‌اند. اما نشوز ریشه‌ی قرآنی دارد و در دو آیه شرح شده است. حقوق‌دانان مسلمان با تأثر از متون دینی پژوهش‌های روشن‌تری ارائه کرده‌اند. غالب آنان ارتباطی وثیق بین تمکین و عرف و آداب و رسوم اجتماعی قائل‌اند. در کتاب حقوق خانواده نوشته‌ی دکتر صفایی و امامی‌چنین آمده است:از جمله آثار ریاست مرد بر خانواده تکلیف تمکین برای زن است. تمکین دارای‌یک معنای خاص و‌یک معنای عام است. تمکین به معنای خاص آن است که زن نزدیکی جنسی با شوهر به طور متعارف را بپذیرد و جز در مواردی که مانع موجهی داشته باشد از برقراری رابطه‌ی جنسی با او سرباز نزند. اما تمکین به معنای عام آن است که زن وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد و از او در حدود قانون متعارف اطاعت کند و ریاست شوهر را در خانواده بپذیرد. پس اگر شوهر توقعات نامشروع ‌یا نا‌متعارفی از زن داشته باش زن مکلف به اطاعت از او نیست. مثلاً اگر شوهر زن را از ادای فرایض مذهبی باز دارد‌یا از زن بخواهد که اموالش را به او انتقال دهد زن می‌تواند از اطاعت شوهر سر باز زند. دکتر کاتوزیان با صراحت این نکته را بیان کرده است:

مفهوم تمکین نیز مانند ریاست شوهر وابسته به رسوم اجتماعی و اخلاق عمومی‌است. تمکین در عرف حقوقی ما دو معنای عام و خاص دارد: تمکین عام به معنای قبول ریاست شوهر بر خانواده محترم شمردن اراده‌ی او در‌تربیت فرزندان و اداره‌ی مالی و اخلاقی خانواده است. ولی تمکین خاص ناظر به رابطه‌ی جنسی زن با شوهر و پاسخ دادن به خواسته‌های مشروع او است. در تمکین عام، معیار تمیز اموری که شوهر می‌تواند از زن انتظار داشته باشد عرف است. داوری باید نوعی باشد و شوهر سخت‌گیر و باریک‌بین حق ندارد انتظاری بیش از ‌اندازه‌ی متعارف زن داشته باشد. ولی در این راه بایستی درجه‌ی تمدن و تحصیلات و سن و سایر خصوصیت‌های زن و شوهر را نیز در نظر گرفت. به بیان دیگر، ضابطه‌ی تمکین رفتار انسانی متعارف است که درآن شرایط خاص زندگی می‌کند، و از این لحاظ هر دو جنبه‌ی نوعی و شخصی دارد. برای مثال، مفوم تمکین درباره‌ی روستایی بی‌آلایشی که با شوهر خود در مزرعه کار می‌کند با زنی که عهده دار مسئولیت مهم اداری است و شوهر نیز به سیاست ‌یا طبابت اشتغال دارد ‌یکسان نیست. معنای همبستگی و خوش رویی و احترام متقابل و اطاعت در این دو رابطه تفاوت فراوان دارد. رعایت این قضاوت تبعیض در اجرای قانون نیست، لازمه‌ی احترام به عرف است که در این گونه امور از منابع حقوق به شمار می‌رود. در مورد تمکین خاص نیز عرف و اخلاق داوری نهایی را به عهده دارد. لزوم تمکین به این معنا نیست که احساس زن به حساب نیاید. دادرسی درباره‌ی روابط زناشویی ماشین بهره برداری نیست، انسان است و باید با او چنان رفتار شود که شخصیت انسان اقتضاء دارد. بنابراین، در این داوری نیز معیار تمیز تمکین، به معنای که حقوق و اخلاق مقرر داشته است، جنبه‌ی نوعی و شخصی را با هم دارد و دادگاه باید به همه‌ی عوامل انسانی و عرفی توجه کند.[۲]

[۱]. مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، پیشین، ص ۲۰۳و۲۰۴٫

.[۲] مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، پیشین، ص ۳۰۷و۳۰۸و۳۰۹٫

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • سؤالات تحقیق

۱ـ در نظام حقوقی اسلام به جنبه جنسیتی در حقوق تا چه‌اندازه توجه شده است؟

۲ـ آیا تفاوت‌های حقوقی زن ومرد در نظام حقوقی اسلام ریشه جنسیتی دارد؟

۳ـ مبنای تفاوت حقوقی زن ومرد در نظام حقوق اسلام چیست؟

۴ـ چه آثاری بر تفاوت‌های حقوقی زن ومرد در حقوق جزایی مترتب می‌گردد؟

Related posts: