دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 اعاده دادرسی (مبانی نظری و رویکرد نظام کیفری ایران)

قسمتی از متن پایان نامه :

 

– وجوه افتراق

الف) در امور مدنی اعاده دادرسی به دو قسم یعنی اعاده دادرسی اصلی و نیز اعاده دادرسی طاری تقسیم‌بندی می‌گردد. در حالی‌که در اعاده دادرسی کیفری چنین تقسیم‌بندی وجود ندارد.

مطابق قانون آئین دادرسی مدنی اعاده دادرسی بر دو قسم است:

1- اعاده دادرسی اصلی عبارت است از این که متقاضی اعاده دادرسی بطور مستقل آن‌را درخواست نماید.

2- اعاده دادرسی طاری عبارت است از اینکه در اثنای یک دادرسی حکمی به عنوان دلیل ارائه شود و کسی که حکم یاد شده علیه او ابراز گردیده است نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی نماید.[1]

ب) از نظر مرجع تقدیم استدعای اعاده دادرسی، مرجع تقدیم دادخواست اعاده دادرسی در امور مدنی دادگاه صادرکننده حکم قطعی می‌باشد.[2] ولی مرجع تقدیم درخواست اعاده دادرسی در امور کیفری دیوان عالی کشور می‌باشد.[3]

پ) از نظر مهلت، درخواست اعاده دادرسی در امور مدنی دارای   مهلت مقرر در قانونی می‌باشد. این مهلت مطابق ماده 427 قانون آئین دادرسی مدنی برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه به شرح زیر می‌باشد:

1) نسبت به آرای  حضوری قطعی، از تاریخ ابلاغ

2) نسبت به آراء غیابی، از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر.[4]

چنانچه اعاده دادرسی به جهت مغایرت دو حکم باشد ابتدای مهلت از تاریخ ابلاغ هر یک از دو حکم است.

در صورتی که جهت اعاده دادرسی جعلی بودن اسناد با حیله و تقلب طرف مقابل باشد، ابتدای مهلت اعاده دادرسی تاریخ ابلاغ حکم نهایی مربوط به اثبات جعل یا حیله و تقلب می‌باشد[5].

هرگاه جهت اعاده دادرسی وجود اسناد مدارکی باشد که مکتوم بوده ابتدای مهلت از تاریخ وصول اسناد و مدارک یا اطلاع از وجود آن محاسبه می‌شود تاریخ یاد شده باشد باید باید در دادگاهی که به درخواست رسیدگی می‌کند، اثبات گردد[6].

حال آنکه درخواست اعاده دادرسی در امور کیفری در طریق عادی و سنتی موضوع ماده 272 قانون آئین دادرسی در امور کیفری مقید به زمان نمی‌باشد به اصطلاح فاقد هرگونه مهلت مقرر جهت ارائه درخواست اعاده دادرسی می‌باشد. به هرحال در قوانین و مقررات مربوط به اعاده دادرسی در امور کیفری صراحتاً یا ضمناً مواعد قانونی خاصی مشخص نگردیده است.

ت) در اعاده دادرسی در امور مدنی به غیر از طرفین دعوی و شخص ثالث (در اعتراض ثالث) شخص یا اشخاص دیگری به هیچ‌وجه نمی‌تواند داخل دعوی شود[7]. در اعاده دادرسی در امور کیفری علاوه بر شخص محکوم‌علیه یا وکیل یا قائم مقام قانونی او در صورت فوت یا غیبت محکوم‌علیه همسر و وراث وصی او، دادستان کل کشور، دادستان، رئیس حوزه قضائی (با توجه به قانون احیاء دادسرا­ها و اعاده اختیارات به دادستان حالیه دادستان­ها می‌توانند از رأی قطعی درخواست اعاده دادرسی نمایند. در حوزه قضائی بخش کمافی‌السابق رئیس حوزه قضائی حق درخواست اعاده دادرسی را دارند) می‌توانند از رأی قطعی درخواست اعاده دادرسی نمایند.[8]

ث) برخی از بندها (جهات یا موارد) اعاده دادرسی در امور کیفری و مدنی احصاء شده در قانون با یکدیگر متفاوت می باشند.

[1]. ماده 432 قانون آئین دادرسی مدنی

[2].  ماده 433 قانون آئین دادرسی مدنی

[3].  ماده 274 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

[4]. ماده 427 قانون آئین دادرسی مدنی

.[5] ماده 429 قانون آئین دادرسی مدنی

[6]. ماده 431 قانون آئین دادرسی مدنی

[7]. ماده 441 قانون آئین دادرسی مدنی

[8]. ماده 274 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالات تحقیق

در این تحقیق به سؤالات ذیل متناسب با موضوع مورد بحث در حد امکان و بضائت علمی با توجه به تحقیقات انجام شده از منابع موجود پاسخ داده می‌شود که سؤالات اصلی تحقیق به شرح زیر می‌باشد:

  • آیا پذیرش اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران اصل است یا استثناء؟
  • آیا تصویب ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1385 احکام و مبانی اعاده دادرسی را تغییر داده است؟

1-5- اهداف تحقیق

1- تبیین جایگاه اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران

2- ارائه راهکارهای علمی به قضات محاکم و وکلا و مشاوران حقوقی

دسته‌ها: پایان نامه حقوق