No category

دانلود تحقیق با موضوع سبک زندگی، هویت اجتماعی، گروه مرجع، پوشش زنان

دانلود پایان نامه

در نگاه بوردیو سرمایه های فرهنگی، هدایت کننده رفتارها و تصورات انسان می باشند.
۲-۲-۵- پوشش و هویت اجتماعی
پوشش به عنوان یکی از مهمترین مؤلفه های مرتبط با هویت محسوب می شود. “پوشش” از نظر لغوی به معنای پوشاندن چیزی است و اصولاًهر چیز که روی چیز دیگر را بپوشاند، پوشاک می باشد. لباس از ریشه لبس به معنای پوشاننده است( عمید،۱۳۸۹: ۱۰۲۱).
هویت اجتماعی مفهومی است که در فرایند زندگی اجتماعی ساخته می شود، فرایند هویت سازی این امکان را برای یک کنش گر اجتماعی فراهم می کند که به پرسش های بنیادی معطوف به کیستی و چیستی خود پاسخی مناسب و قانع کننده بدهد. در همین راستا می توان گفت که هویت اجتماعی در واقع عبارت از خصوصیات اجتماعی، عقاید و ارزش ها و رفتارها و نگرش های متمایز گروههای اجتماعی که این فرایند از طریق مقایسه اجتماعی شکل می گیرد(چاوشیان؛۱۳۸۱: ۵).
باکاک در این مورد می گوید: هویت اجتماعی نوین مبتنی برسبک زندگی خود را از طریق چهره ها( گزینش لباس ها و رفتارها)، کردارها واعمال( انتخاب فعالیت های گذران اوقات فراغت)و همین طور از رهگذر گزینش نوع دوستان قابل بیان است(نیکزاد فرخی،۱۳۸۶).بنابراین نوع و سبک پوشش و مبلمان منزل نیز نماد و نشانه فرهنگی و اجتماعی محسوب می شود.
یکی از مهمترین مؤلفه های مرتبط با هویت، پوشاک افراد جامعه است که بی شک با دیگر عناصر، ارتباطی تناتنگ دارد. دراین رابطه یارشاطر(۱۳۸۲) می گوید پوشاک از راه مجموعه علائم مادی، یک نظام ارتباطی فرهنگی در میان مردم جامعه برقرار می کند. رمزگشایی از این علائم و دریافت مفهوم آنها در هر گروه و جامعه نیازمند درک رفتارهای اجتماعی و فرهنگی مردم آن گروه و جامعه و شناخت نظام های دینی – اعتقادی و باورهایی است که پوشاک ارزشهای نمادین خود را از آنها گرفته است. این ارزش ها نقش مهم و برجسته ای در نگهداشت هویت اجتماعی و فرهنگی مردم جامعه و استمرار بخشیدن آن در طول حیات تاریخی نسل ها ایفا می کنند. در واقع سبک پوشش نشان دهنده پایگاه اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و شغلی پوشندگان آنها و برتابنده تفاوت های جنسی، سنی، جایگاه طبقاتی افراد در گروه های اجتماعی گوناگونند( به نقل از الهی،۱۳۸۹: ۱۱). بنابراین معنای هر سبک لباس و هر نحوه پوشش از خلال نسبتی که با مقوله هایی نظیر مردانگی یا زنانگی، طبقه، منزلت، نقش اجتماعی، ارزش ها و ضد ارزش ها و به طور کلی با ساختارهای اجتماعی برقرار می کند، درک می شود(جوادی یگانه و دیگران،۱۳۸۶: ۶۵).
تورشتاین وبلن از جامعه شناسانی بود که درباره چگونگی کسب منزلت اجتماعی افراد سخن گفته است. به نظر وبلن ثروت مهم ترین عامل کسب منزلت اجتماعی که باید نمود خارجی داشته باشد و بهترین نمود آن مصرف تظاهری و نمایشی است. برای نمونه، افراد با نوع پوشش، آرایش و زیورآلات خود و طبقه خود را از سایرین متمایز می کند( حمیدی،فرجی،۱۳۸۶: ۶۸). وبلن معتقد است تهیه لباس بیش از موارد مصرفی دیگر مردم را وادار می کند تا حدی در خور توجهی از راحتی و ضرورت های زندگی خود بکاهد و آنچه را حد مطلوب مصرف تظاهری است فراهم آورند. نیاز به لباس بیش از آنکه نوعی احتیاج باشد تبدیل به امری تمایلی شده است. بنابراین از منظر وبلن پوشش های رایج از کارکرد طبیعی خود که همان محافظت، گرم شدن، زینت و نمادگرایی است دور شده و بیشتر جنبه تظاهر و نمایش به خود گرفته است.
همانطور که قبلاً اشاره شد بوردیو از جامعه شناسانی است که با به کارکیری مفاهیم سرمایه فرهنگی و سبک زندگی توانست درکی کامل تر از تمایز موجود در بین سبک پوشش افراد ارائه دهد. وی ابعاد اقتصادی و فرهنگی را در بحث طبقه لحاظ می کند و برمبنای سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی طبقه را تشریح می کند. به نظر بوردیو، حجم و انواع سرمایه ها طبقه را شکل می دهند ومنش افراد، درون هر طبقه را به یکدیگر وصل می کند و بر مبنای این منش مشترک سبک های زندگی شکل می گیرد. بوردیو با مفهوم فضای اجتماعی سبک های زندگی را نشان می دهد، فضای اجتماعی به این ترتیب ساخته می شود که عاملان و گروههای اجتماعی بر اساس حجم و میزان سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی با برخی افراد اشتراک می یابند و با برخی دیگر فاصله پیدا می کنند.( بوردیو،۱۳۸۰،به نقل از حمیدی،۱۳۸۶: ۷۱)
بنابراین فضای اجتماعی بر مبنای سرمایه ساخته می شود. هر قدر سرمایه فرد بیشتر باشد در فضای اجتماعی در موقعیت بالاتری قرار می گیرد، مردمی که به طور نزدیک در یک فضای اجتماعی قرار دارند، دارای مشابهت های بسیار هستند. در واقع به ازای هر سطحی از موقعیت ها سطحی از سبک زندگی ها و ذائقه وجود دارد که بر اثر شرایط اجتماعی مناسب با آن بوجود می آیند وبه وسیله این سلیقه ها و ظرفیت تکثیرکننده آنها، مجموعه انتظام یافته ای از ثروت ها و خصلت ها به وجود می آید که در درون خود از نوعی وحدت برخوردار است.
بوردیو هویت اجتماعی را بر اساس تمایز در نظام شرایط طبقاتی تعریف می کند و معتقد است اوضاع و شرایط هر طبقه، در آن واحد، هم با ویژگی های درونی آن و هم با شرایط ویژگی های نسبتی آن تعریف می شود که ناشی از جایگاه و موقعیت آن در نظام شرایط طبقاتی است که درعین حال نظام تفاوت ها و موقعیت های متفاوت نیز هست. به همین دلیل هویت اجتماعی بر اساس تفاوت تعریف و ابراز می شود. یعنی کل ساختار نظام شرایط وجودی به طرز گریز ناپذیری در طبع و قریحه ریختار حک می شود به نحوی که شرایط وجودی مزبور خود را در تجربه اوضاع زندگی کسی نمایان می سازد که جایگاه و موقعیت خاصی را در این ساختار اشغال می کند( بوردیو، ۱۳۹۰: ۲۳۹).
یکی دیگر از مفاهیم بوردیو که مرتبط با سبک زندگی می باشد مفهوم منش(عادت واره، ریختار) است، منش، مجموعه ای از خلق و خوهای پایدار در افراد است که کردارهای خاصی پدید می آورد. مفهوم منش در واقع همان ساخت های اجتماعی ذهنی شده ای است که بدواً از طریق تجارب نخستین فرد به ذهن او منتقل می شود و شکل می گیرد (نهادهای نخستین) و سپس تجربیات بزرگسالی (نهادهای ثانوی) بدان اضافه می شود. به این ترتیب است که ساختارهای اجتماعی در ذهن او در درون افراد از طریق درونی ساختن عناصر بیرونی حک می شوند و به صورت منش در می آیند( توسلی، ۱۳۸۳: ۵).
بوردیو برای نقش ساختار بیرونی تاثیرگذار بر منش، مفهومی دیگری با نام “میدان”۱۸ را مطرح می کند. میدان ها ساختار بیرونی عامل را تشکیل می دهند. میدان ها فضاهای زندگی اجتماعی هستند که رفته رفته از یکدیگر مستقل شده و در فرایند تاریخی بر محور روابط اجتماعی و نتایج ویژه ای شکل می گیرند. میدان در عین حال عرصه مبارزه و منازعه اجتماعی اند که برای حفظ قدرت یا تنظیم روابط بین فرادستان و فرودستان فعالیت می کنند(همان،۷-۶).
به نظر بوردیو سبک های زندگی محصولات سیستماتیک ریختار هستند که در روابط متقابلشان و به کمک شاکله های ریختار درک می شوند و به نظام های نشانه ای تبدیل می شوند و به صورت اجتماعی مورد ارزیابی و قضاوت قرار می گیرند(بوردیو،۱۳۹۰: ۲۴۱). بوردیو نشان می دهد که چگونه گروه های خاص، به ویژه طبقات اجتماعی- اقتصادی، از میان انواع کالاهای مصرفی، روش های لباس پوشیدن، غذا خوردن، آرایش کردن، مبلمان و تزئین داخلی منزل و … انتخاب هایی را انجام می دهند تا روش زندگی مجزای خود را مشخص و خود را از دیگران متمایز می کنند. در واقع ذائقه مبنایی است که افراد به واسطه آن خود و طبقه خود را از دیگران متمایز و بر اساس آن خود را دسته بندی می کنند.
۲-۳- پیشینه تجربی پژوهش در ایران
حسینی اصلی در سال ۱۳۸۹ تحقیقی با عنوان “مصرف رسانه و گروه مرجع” در بین دانش آموزان مقطع متوسطه در سطح شهر رشت برا ی پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان انجام داد. هدف اصلی این تحقیق ارزیابی رابطه بین رسانه و انتخاب گروه مرجع توسط دانش آموزان مقطع متوسطه بوده است. همچنین محقق در این تحقیق تلاش کرده است که ارتباط متغیرهایی مانند جنس، رشته و پایه تحصیلی،گرایش تحصیلی، گرایش دینی، علاقمندی به مقایسه خود با دیگران و پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده دانش آموزان را با انتخاب گروه مرجع مشخص سازد. این تحقیق با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده و جامعه آماری تحقیق دانش آموزان مقطع متوسطه شهر رشت بودند که از بین آنها تعداد ۳۹۶ نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردیدند. یافته های این تحقیق نشان داد که بین محتوای برنامه های تلویزیونی مورد استفاده و نوع گروه مرجع دانش آموزان رابطه ای متوسط وجود دارد، باور دینی بالا موجب کاهش استفاده از برنامه های تلویزیونی شبکه ماهواره ای شده و بین این دو مورد رابطه ای معکوس برقرار است ولی باور دینی بالای دانش آموزان موجب افزایش مصرف شبکه داخلی توسط آنان می گردد و رابطه مستقیم بین این دو مورد وجود دارد. از لحاظ رابطه بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی خانواده دانش آموزان و نوع گروه مرجع، این تحقیق نشان داد که دانش آموزان از خانواده با سطح بالای پایگاه اجتماعی- اقتصادی بیشتر پزشکان و مهندسان و با سطح پایین پایگاه، بیشتر ورزشکاران را به عنوان گروه مرجع می پذیرند.
“سبک زندگی و پوشش زنان تهران” عنوان تحقیقی است که حمیدی و فرجی در سال ۱۳۸۶ به فرجام رساندند. هدف این تحقیق بررسی و توصیف نوع پوشش زنان تهرانی بوده است. دراین تحقیق از روش مصاحبه شبه ساختاریافته از یک نمونه ۴۰ نفری استفاده شده است. بر این اساس، نه تیپ برحسب پوشش(حجاب به مثابه تکلیف، حجاب به مثابه ایدئولوژی،حجاب سنتی،حجاب زیباشناختی، حجاب بازاندیشانه، پوشش به مثابه سبک زندگی، مد محور، فشن لس، پوشش فمینیستی) از یکدیگر متمایز شده اند. در این تحقیق از نظریات طبقه تن آسان تورشتاین وبلن، جورج زیمل و به خصوص نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو جهت ارائه الگو و چارچوب نظری سبک زندگی و تیپ های متفاوت پوشش زنان استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سرمایه اقتصادی و فرهنگی در نوع پوشش زنان تاثیر مسقیم دارد، همچنین در جوامع امروزی کارکردهای ساده و اولیه لباس کم رنگ شده و در عوض کارکردهای پیچیده تری مانند خلق هویت و ایجاد تمایز و سبک زندگی برای آن متصور است (حمیدی و فرجی،۱۳۸۶: ۷۱).
نیکزاد

92

دیدگاهتان را بنویسید