پایان نامه ها و مقالات

تصمیم‌گیری چندمعیاره، جمع آوری اطلاعات

استفاده از نتایج. در برخی موارد، یک مسئله تصمیم‌گیری مکرراً ظاهر می‌شود. در این حالت یک رویکرد انتخاب روش می‌تواند به دو شکل عمل نماید: راه‌اندازی مجدد همه رویه‌ها و یا وفق دادن جواب مسئله قبلی مشابه با شرایط جدید. این شاخص بیانگر آن است که آیا رویکرد موردنظر از نتایج قبلی بدست آمده استفاده می‌کند یا نه.
* محدوده کاربرد. برخی رویکردهای انتخاب برای شرایط و محدوده خاصی طراحی شده‌اند، در حالی که برخی دیگر عمومی بوده و برای زمینه‌های مختلف کاربرد دارند.
* شرایط مسئله. منظور این است که آیا طراحان رویکرد، شرایط مسئله را در انتخاب مناسب‌ترین روش تاثیر داده‌اند و آیا شاخص‌های مربوط به آن را در این خصوص مشخص نموده‌اند؟
* قدم‌های تصمیم‌گیری درنظر گرفته شده. تصمیم‌گیری یک فرایند است که استفاده از یک روش تصمیم‌گیری، بخشی از این فرایند می‌باشد. منظور از این شاخص آن است که آیا رویکرد انتخاب، نقش و جایگاه روش تصمیم‌گیری را در فرایند تصمیم‌گیری مشخص و برجسته نموده است یا خیر.
* استفاده از ابزارهای کمکی. وجود یک ابزار، اتخاذ رویکردهای انتخاب روش را تسهیل می‌نماید.
رمان و همکاران[۴] نیز پنج دسته نیازمندی برای یک رویکرد انتخاب روش MCDM معرفی نموده‌اند که در شکل ‏۴-۱ نشان داده شده است. آن‌ها در هر یک از این پنج دسته، نیازمندی‌هایی که یک رویکرد انتخاب روش باید آن‌ها را برآورده نماید و یا به عبارت دیگر ویژگی‌هایی که یک رویکرد انتخاب روش باید داشته باشد را تشریح نموده‌اند.
شکل ‏۴-۱. انواع نیازمندی‌های یک رویکرد انتخاب روش MCDM [4].
با توجه به جامعیت طبقه‌بندی نیازمندی‌ها توسط رمان و همکارانش، در اینجا این طبقه‌بندی به عنوان چارچوب اصلی انتخاب شده و در کنار آن از سایر نیازمندی‌های پیشنهادشده توسط محققین دیگر نیز استفاده گردیده است. بر این اساس در ادامه نیازمندی‌های یک رویکرد انتخاب روش به تفصیل معرفی می‌گردد.
۴-۲-۱ نیازمندی‌های عمومی
این نیازمندی‌ها، بالاترین سطح نیازمندی‌ها بوده و به شرح زیر می‌باشد:
* باید اهداف، فرضیات و محدودیت‌های رویکرد صریحاً مشخص شود.
* باید الگوریتم انتخاب مناسب‌ترین روش، صریحاً بیان گردد.
* باید در تفسیر نتایج به تصمیم‌گیرنده کمک نماید.
* باید ذخیره و به روزرسانی روش‌ها و دانش موجود را تسهیل نماید.
* باید به آسانی و با هزینه کم، پیاده سازی و اجرا شود.
* باید به خوبی مستند گردد.
۴-۲-۲ نیازمندی‌های مربوط به معیارهای انتخاب روش
تعیین معیارها یا شاخص‌های انتخاب ، بیشترین تاثیر را بر خروجی یک رویکرد انتخاب روش دارد و اساساً بر اساس اطلاعاتی که کاربر در خصوص این معیارها ارائه می‌دهد، مناسب‌ترین روش انتخاب و پیشنهاد می‌گردد. از این رو در تعیین این معیارها لازم است حداکثر دقت لحاظ گردد.
تمامی نویسندگانی که یک رویکرد انتخاب روش را پیشنهاد داده‌اند، معیارهایی را برای انتخاب لحاظ نموده‌اند. هابز[۱۱]، چهار معیارکلی را جهت ارزیابی روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره پیشنهاد کرده است که عبارتند از: مناسب بودن، آسانی استفاده، اعتبار، و حساسیت نتایج. گرشُن و داکستین[۳۹]، ابتدا ۲۸ شاخص انتخاب روش را در سه دسته شاخص‌های توصیف مسئله، شاخص‌های توصیف روش، و شاخص‌های توصیف تصمیم‌گیرنده مشخص نموده‌اند و سپس این شاخص‌ها را در چهار دسته الزامی، غیرالزامی، وابسته به روش، و وابسته به کاربرد طبقه‌بندی کرده‌اند. از نظر آنان معیارهای الزامی معیارهایی است که پاسخ به آن‌ها مثبت یا منفی است(۰ یا ۱) و یک روش حتماً می‌بایست در این معیارها مثبت ارزیابی شود وگرنه از مجموعه روش‌ها حذف می‌گردد. به طور مثال روشی که می‌خواهد برای حل یک مسئله با مشخصه‌های کیفی مورد استفاده قرار گیرد، باید ابزاری برای سنجش و ارزیابی این‌گونه معیارها داشته باشد. معیارهای غیرالزامی نیز همانند معیارهای الزامی است با این تفاوت که اگر روشی در این معیارها منفی ارزیابی شود، حذف نمی‌گردد، مانند معیار تولید جواب‌های کارای قوی۸۱. فرض کنید یک روش تضمین کند که جواب‌های کارای قوی ارائه می‌دهد. روش دیگر این تضمین را نمی‌نماید اما در عمل اغلب جواب‌های کارای قوی تولید می‌کند. لذا ممکن است تصمیم‌گیرنده احساس کند که این معیار یک معیار فرعی است و ارزیابی روش با توجه به معیارهای مهمتر می‌تواند این نقص را جبران کند. از این رو این معیار را می‌توان جزء معیارهای غیرالزامی قرار داد. معیارهای وابسته به روش، معیارهایی هستند که می‌توان به وسیله آن‌ها روش‌های MCDM را بدون هیچ دانش و اطلاعات از مسئله‌ای که باید حل شود، ارزیابی کرد، مانند معیار قابلیت کاربرد برای تصمیم‌گیری گروهی. معیارهای وابسته به کاربرد نیز همان‌گونه که از نامشان پیداست معیارهایی هستند که می‌بایست برای هر مسئله جداگانه ارزیابی شوند، مانند سطح دانش تصمیم‌گیرنده یا اندازه مسئله.
تکله[۴۰] نیز معیارهای انتخاب روش را در چهار دسته طبقه‌بندی نموده است: معیارهای مرتبط با ویژگی‌های مسئله، معیارهای مرتبط با ویژگی‌های تصمیم‌گیرنده(DM)، معیارهای مرتبط با ویژگی‌های روش‌هایMCDM، و معیارهای مرتبط با ویژگی‌های جواب بدست آمده. وی ۴۹ معیار انتخاب روش را در این قالب معرفی نموده است. این طبقه‌بندی تقریباً مشابه تقسیم‌بندی صورت گرفته توسط گرشن و داکستین[۳۹] می‌باشد با این تفاوت
که معیارهای مرتبط با ویژگی‌های جواب بدست آمده به آن اضافه شده است. این نوع تقسیم بندی معیارها توسط محققین دیگری نظیر تکله و داکستین[۴۱]، په[۴۶]، لو و همکاران[۴۷]، و رمان و همکاران[۴] مورد استفاده قرارگرفته است.
با توجه به این که معیارهای مرتبط با جواب‌های بدست آمده به نوعی به ویژگی‌های روش مورد استفاده بر می‌گردد، از این رو به نظر می‌رسد طبقه‌بندی صورت گرفته توسط گرشُن و داکستین جامعیت لازم را داشته باشد. لذا در این تحقیق مشابه طبقه‌بندی گرشن و داکستین[۳۹] معیارهای انتخاب روش به سه دسته تقسیم بندی گردیده است: معیارهای مرتبط با تصمیم‌گیرنده(DM)، معیارهای مرتبط با مسئله و معیارهای مرتبط با روش. در ادامه هر یک از این دسته معیارها تشریح می‌گردد. لازم به ذکر است که عمده معیارهای ذکر شده در این قسمت برگرفته از منابع[۴،۳۵،۳۹،۴۰] می‌باشد.
معیارهای مرتبط با DM
این معیارها منعکس‌کننده سطح دانش، توانایی و تمایل DM در استفاده از روش‌های مختلف است. انتخاب این معیارها بستگی زیادی به تجربه قبلی DM در استفاده از هر یک از روش‌های MCDM دارد. برخی از معیارهایی که در این ارتباط می‌تواند مورد استفاده قرارگیرد عبارت است از:
* سطح دانش DM از هر روش
* تجربه قبلی DM در بکارگیری روش
* زمان در دسترس DM جهت استفاده از روش
* میزان تمایل DM جهت تبادل با روش
* تصدیق و پذیرش محدودیت‌ها و فرضیات روش
* توانایی و رضایت DM در فراهم آوردن داده‌های مورد نیاز روش
* شکل ترجیحی DM جهت ارائه اطلاعات(امتیازدهی مستقیم، رتبه‌بندی، مقایسه زوجی و . . .)
* دسترسی کاربر به نرم افزار برای استفاده از روش
* تصمیم‌گیری فردی یا گروهی
معیارهای مرتبط با مسئله
روشی که برای حل یک مسئله از آن استفاده می‌شود، می‌بایست با شرایط مسئله سازگار باشد. برخی از این شرایط عبارتند از:
* خروجی مطلوب مسئله( رتبه‌بندی گزینه‌ها، تعیین گزینه ترجیح داده شده، جواب‌های کارا، و . . .)
* تعداد گزینه‌ها و مشخصه‌های مسئله(در مسائل MADM)
* تعداد اهداف، متغیرها و محدودیت‌های مسئله(در مسائل MODM)
* مستقل/ وابسته بودن مشخصه‌ها یا اهداف مسئله
* خطی/غیرخطی بودن مسئله
* گسسته/پیوسته بودن گزینه‌ها
* احتمالی/قطعی بودن داده‌های مسئله
* فازی/ قطعی بودن داده‌های مسئله
* ثابت/ متغیر(پویا) بودن داده‌های مسئله
* کمی/ کیفی بودن داده‌های مسئله
معیارهای مرتبط با روش
این معیارها مرتبط با فرآیند حل روش‌های MCDM بوده و در واقع اصلی‌ترین معیارهایی هستند که باید در انتخاب یک روش درنظر گرفته شود. برخی از این معیارها عبارتند از:
* آسانی استفاده(یا میزان پیچیدگی استفاده از روش)
* میزان تبادل موردنیاز روش با کاربر
* نیازمندی‌های اطلاعاتی روش(داده‌هایی که برای استفاده از روش می‌بایست تهیه گردد)
* فرضیاتی که روش بر اساس آن طراحی شده است
* دامنه مسائلی که می‌توان با روش حل کرد(مسائل با گزینه‌های گسسته/پیوسته، خطی/غیرخطی و . . .)
* محدودیت‌هایی که در استفاده از روش وجود دارد
* به کاربردن داده‌های کمی/کیفی(روش چه نوع داده‌هایی را می‌تواند بکار برد؟)
* درنظرگرفتن عدم قطعیت آماری
* به کاربردن داده‌های فازی
* درنظرگرفتن پویایی مسائل(آیا روش می‌تواند پویایی و ایجاد تغییر در داده‌ها را درنظرگیرد؟)
* توانایی درنظرگرفتن وابستگی بین مشخصه‌ها یا اهداف مسئله
* توانایی ارتباط با مسائل چندبعدی
* کارایی روش در انجام تصمیم‌گیری گروهی
* نحوه دریافت مقادیر عملکردی(امتیازدهی مستقیم، رتبه‌بندی، مقایسه زوجی، و . . .)
* نوع خروجی روش(رتبه‌بندی گزینه‌ها، تعیین گزینه ترجیح داده شده، جواب‌های کارا، و . . .)
* توانایی روش نسبت به حجم مسئله( تعداد گزینه‌ها و مشخصه‌ها در MADM و تعداد اهداف، محدودیت‌ها، و متغیرها در MODM)
* حساسیت روش به تغییر مقادیر عملکرد گزینه‌ها و وزن مشخصه‌ها(اهداف)
جمع آوری اطلاعات در خصوص سه دسته معیارهای فوق، انتخاب مناسب‌ترین روش را برای مسئله موردنظر امکان‌پذیر می‌سازد. بدین طریق که ابتدا می‌بایست معیارهای مرتبط با روش برای روش‌های مختلف جمع‌آوری شود. سپس با برقراری ارتباط با DM از یک سو اطلاعات مسئله توسط معیارهای مرتبط با مسئله، و از سوی دیگر دانش و نیازمندی‌های فرد تصمیم‌گیرنده توسط معیارهای مرتبط با DM بدست می‌آید. مقایسه اطلاعات بدست آمده از معیارهای مرتبط با DM و مرتبط با مسئله، با اطلاعات بدست آمده از معیارهای مرتبط با روش، می‌تواند مناسب‌ترین روش یا روش‌های MCDM را بر اساس این معیارها مشخص نماید. البته انجام این کار اولاً نیازمند یک ساختار و روش است و ثانیاً انجام آن به صورت دستی بسیار مشکل و زمان‌بر می‌باشد. وجود یک ساختار وظیفه‌ای مناسب برای رویکرد انتخاب روش، علاوه بر تسهیل انجام وظیفه فوق، تامین و برآورده ساختن سایر نیازمندی‌های انتخاب روش را نیز امکان پذیر می‌سازد.
۴-۲-۳ نیازمندی‌های ارتباط با کاربر
این نیازمندی‌ها بستگی زیادی به نوع واسط ارتباطی با کاربر دارد. برخی از این نیازمندی‌ها به شرح زیراست:
* فرآیند انتخاب باید برای کاربر کاملاً محسوس باشد.
* کاربر باید قادر به دستیابی به نتایج خوب برای مسائل ساده بدون نیاز به آموزش باشد.
* باید برای کاربران با سطوح مختلف تخصص از روش‌های MCDM، قابل استفاده باشد.
* فرآیند منطقی مسیر باید
کاملاً آشکار باشد.
* باید کاربر از محدودیت‌ها و فرضیات روش پیشنهادی به او آگاه گردد.
* رویکرد انتخاب نباید اولویت‌هایی را در مورد نحوه بیان مقادیر عملکردی فرض و یا به DM تحمیل نماید.
۴-۲-۴ نیازمندی‌های مربوط به فرآیند انتخاب
در فرآیند مورد استفاده برای پیاده‌سازی یک رویکرد انتخاب روش، می‌بایست نیازمندی‌های زیر درنظرگرفته شود:
* باید روشی را پیشنهاد نماید که نزدیکترین حالت را به مشخصه‌های ارائه شده توسط کاربر داشته باشد.
* باید نتایج را در یک مدت زمان منطقی، بر اساس تعداد معیارها و گزینه‌های موردنظر، ارائه نماید.
* باید امکان بازگشت به مراحل مختلف فرآیند جهت اصلاح اطلاعات وجود داشته باشد.
* باید امکان انجام تحلیل حساسیت جهت بررسی تغییرات احتمالی را داشته باشد.
۴-۲-۵ نیازمندی‌های مربوط به خروجی‌ها
نتایجی که از فرآیند انتخاب بدست می‌آید، می‌بایست مطابق با نیازمندی‌های زیر بوده تا برای کاربر حداکثر قابلیت استفاده را داشته باشد:
* مناسب‌ترین روش و همچنین کلیه روش‌هایی که این روش از بین آن مجموعه انتخاب شده است را معرفی نماید.
* نحوه دستیابی به روش نهایی پیشنهادی را به صورت مستدل و منطقی نشان دهد.
* دانش موجود از روش پیشنهادی (مانند محدودیت‌ها، فرضیات، فرآیند حل و . . .) را ارائه نماید.
۴-۳ طراحی ساختار وظیفه سیستم خبره جهت انتخاب مناسب‌ترین روش MCDM
همانطور که اشاره شد، تامین نیازمندی‌های ذکرشده در بخش پیشین، مستلزم وجود یک ساختار مناسب جهت تسهیل این امر است. از آنجا که با بهره‌گیری از یک سیستم خبره می‌توان این نیازمندی‌ها را به صورت مناسب برآورده نمود، لذا در این تحقیق از یک سیستم خبره جهت انتخاب مناسب ترین روش MCDM با توجه به مسئله تصمیم‌گیری استفاده می‌شود. در ادامه، ساختار وظیفه‌ای مناسب برای این سیستم خبره بررسی می‌گردد. لازم به ذکر است که در طراحی این ساختار، از ساختار پیشنهادی رمان و همکاران[۴] الگو گرفته شده است.

۴-۳-۱ ساختار وظیفه کلان
این ساختار از یک سو بیانگر اطلاعاتی است که سیستم می‌بایست از کاربر دریافت نماید(ورودی‌ها) و از سوی دیگر نشان‌دهنده نتایجی است که سیستم به کاربر ارائه می‌دهد(خروجی‌ها). در این حالت سیستم همانند جعبه سیاهی است که بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط کاربر، مناسب‌ترین روش MCDM را به وی پیشنهاد می‌نماید. این ساختار در شکل ‏۴-۲ نمایش داده شده است.
شکل ‏۴-۲. ساختار وظیفه کلان انتخاب مناسب‌ترین روش
۴-۳-۲ ساختار وظیفه عمومی
در این ساختار، زیرسیستم‌های اصلی سیستم خبره و ارتباطات بین آن‌ها مشخص می‌گردد. این زیرسیستم‌ها عبارتند از: ذخیره دانش مرتبط با روش‌های MCDM، تطبیق دانش MCDM با شرایط مسئله، و پیشنهاد یا رتبه‌بندی روش‌ها. هر سیستم خبره انتخاب روش می‌بایست این

92

دیدگاهتان را بنویسید