دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 اعاده دادرسی (مبانی نظری و رویکرد نظام کیفری ایران)

قسمتی از متن پایان نامه :

 

– مقایسه اعاده دادرسی در امورکیفری با تجدید نظرخواهی

الف) تجدیدنظر یکی از طرق عادی شکایت نسبت به آراء تلقی می‌شود. در حالی‌که اعاده دادرسی کماکان یکی از طرق فوق‌العاده شکایت از احکام است که رسیدگی مجدد را بصورت ماهوی و با شرایط خاص تجویز می‌کند.

ب) اعاده دادرسی مختص احکام محکومیت است در حالی‌که تجدیدنظر شامل مطلق آراء احکام و قرارها اعم از محکومیت برائت، منع تعقیب، موقوفی تعقیب است. (البته لازم به ذکر است در اعاده دادرسی به استناد ماده 18 اصلاحی مطلق آراء اعم از احکام محکومیت و برائت و قرارهای نهایی منع و موقوفی تعقیب تحت شرایطی مشمول اعاده دادرسی می‌شوند).

پ) اشخاصی که حق درخواست تجدیدنظر و با اشخاصی که حق درخواست اعاده دادرسی دارند تفاوت دارند. متقاضیان تجدیدنظر خواهی محکوم‌علیه یا نماینده قانونی او، شاکی خصوصی یا نماینده قانونی او و رئیس حوه قضائی (دادستان) در خصوص جرائمی که بموجب قانون تعقیب آنها بعهده او واگذار شده می باشد[1]. در اعاده دادرسی محکوم‌علیه یا قائم مقام قانونی او در صورت فوت یا غیبت محکوم‌علیه همسر وراث قانونی و وصی او دادستان کل کشور رئیس حوزه قضائی (با توجه به اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1381 مطابق ماده 10 آئین‌نامه قانون مذکور از تاریخ اجرای قانون در حوزه قضائی اختیارات دادستان که در اجرای قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1373 به رئیس حوزه قضائی تفویض شده بود مجدداً به دادستان محول می‌گردد)[2] فلذا در حوزه‌های قضائی بخش که دادسرا احیاء نگردیده به نظر می‌رسد رؤسای حوزه‌های قضائی بخش نیز از جمله اشخاصی دارای   سمت می‌باشند که حق درخواست اعاده دادرسی دارند، می‌باشند.

ت) جهات درخواست اعاده دادرسی با تجدیدنظر تفاوت دارد. جهات اعاده دادرسی در هفت بند در ماده 272 قانون آئین دادرسی و جهات تجدیدنظر در چهار بند در ماده 240 قانون آئین دادرسی در امور کیفری ذکر گردیده کاملاً متفاوت از یکدیگر می‌باشند.

ث) در اعاده دادرسی انطباق درخواست با موارد اعاده دادرسی از سوی شعب دیوان عالی کشور صورت می‌پذیرد.[3] در حالی‌که در تجدیدنظرخواهی این امر به عهده دادگاه رسیدگی کننده نسبت به اعتراض تجدیدنظر می‌باشد.[4]

ج) درخواست اعاده دادرسی مقید به زمان نمی‌باشد (البته اعاده دادرسی به استناد ماده 18 اصلاحی مقید به زمان می‌باشد) حال آنکه درخواست تجدیدنظرخواهی مقید به زمان می‌باشد[5].

چ) در صورتی که تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات به عمل آید در صورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر می‌تواند به آن جهت هم رسیدگی کند حال آنکه در اعاده دادرسی پس از رأی بر تجویز دادگاه هم عرض صرفاً همان مورد تجویز شده را مورد رسیدگی قرار می‌دهد[6].

ح) در تجدیدنظرخواهی دلایل تجدیدنظرخواهی در زمان رسیدگی به اعتراض وجود دارد حال آنکه در اعاده دادرسی دلایل بعد از قطعیت حکم بدست می‌آید.

[1]. ماده 239 قانون آئین دادرسی در امور کیفری و تبصره 5 ماده20 قانون اصلاح تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

[2]. ماده 273 قانون آئین دادرسی در امور کیفری و ماده 10 آئین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 9/11/1381

[3]. ماده 274 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

[4]. ماده 435 قانون آئین دادرسی مدنی

[5].  ماده 27 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و اصلاحات بعدی، و ماده 236 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

[6].  تبصره ماده 240 و ماده 274 قانون آئین دادرسی در امور کیفری

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

سوالات تحقیق

در این تحقیق به سؤالات ذیل متناسب با موضوع مورد بحث در حد امکان و بضائت علمی با توجه به تحقیقات انجام شده از منابع موجود پاسخ داده می‌شود که سؤالات اصلی تحقیق به شرح زیر می‌باشد:

  • آیا پذیرش اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران اصل است یا استثناء؟
  • آیا تصویب ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب 1385 احکام و مبانی اعاده دادرسی را تغییر داده است؟

1-5- اهداف تحقیق

1- تبیین جایگاه اعاده دادرسی در نظام کیفری ایران

2- ارائه راهکارهای علمی به قضات محاکم و وکلا و مشاوران حقوقی

دسته‌ها: پایان نامه حقوق