دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 رویکرد نوین حقوق بین الملل نسبت به تجزیه طلبی با عنایت به آراء محاکم داخلی و بین المللی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

گفتار دوم: حق تعیین سرنوشت و تجزیهطلبی پس از دوران منشور ملل متحد

اصل حق تعیین سرنوشت در ابتدای پیدایش عمدتا یک اصل سیاسی تلقی می­شد به تدریج از اعتبار حقوقی نیز برخوردار گردید و با افزایش تدریجی اعتبار حقوقی آن و تلاش نهادها و سازمان­های بین‌المللی به یکی از اصول بنیادی و اساسی حقوق بین‌الملل ارتقای جایگاه یافت. البته، تحول سریع و اعتبار یافتن حقوقی فزاینده این اصل را بایستی مرهون عصر استعمار زدایی و مبارزه با استعمار و سلطه رژیم­های نژاد پرست دانست. در سال 1945 و در جریان تصویب منشور ملل متحد برای دولت­ها و به ویژه دولت­های بزرگ که دارای مستعمرات بودند، این ابهام پیش آمد که مبادا حق تعیین سرنوشت به مردم سرزمین های مستعمره نیز سرایت نماید. این موضوع باعث بروز مخالفت­هایی با درج حق تعیین سرنوشت از طرف دولت­هایی همچون بلژیک شد. علت اصلی مخالفت بلژیک با اصل یاد شده، منافع استعماری این کشور بود و پیشنهاد جایگزین این کشور، ذکر مقررات حمایتی بیش تر درخصوص حقوق بشر بود. کشورهای دیگری علاوه بر بلژیک با ورود اصل حق تعیین سرنوشت به منشور از منظر دیگری مخالفت می نمودند. عمده دلایل مخالفت این کشورها ترس از مساله تجزیه‌طلبی گروه­های قومی و اقلیت­ها بود. به عنوان مثال هیات نمایندگی کلمبیا چنین اظهار داشت: «اگر تعیین سرنوشت به معنای حق کشوری برای استقرار حکومت خود باشد ما مطمئنا دوست نداریم که این اصل وارد منشور شود. اما اگر قرار باشد به معنای حق جدا شدن و تجزیه‌طلبی باشد به نظر ما بایستی آن را باعث ایجاد هرج و مرج بین‌المللی بدانیم و در این صورت نباید برای ورود آن به متن منشور تمایل داشته باشیم». نهایتا اصل تعیین سرنوشت در قالب یک اصل سیاسی و نه یک قاعده حکومتی در منشور ملل متحده ماده 1 (2) و به عنوان یکی از اهداف ملل متحد گنجانده شد که این ماده مقرر می دارد«توسعه روابط دوستانه بین ملل براساس احترام به اصل حقوق برابر و تعیین سرنوشت مردم واستفاده از سایر ابزار های مناسب برای تقویت صلح جهانی»[1].

این اولین باری بود که این اصل در یک معاهده چند جانبه گنجانده می­شد، وبه این ترتیب تصویب منشور نقطه عطف مهمی در تاریخ تحول اصل حق تعیین سرنوشت به حساب می­آید. دهه1960 اوج فعالیت­های ملل متحد و درجهت اعتلای اصل تعیین سرنوشت در بسته استعمار زدایی بود .

اعلامیه اعطای استقلال به کشورها ومردمان مستعمرات با امید به تسریع فرایند استعمار زدایی به تصویب مجمع عمومی رسید. این اعلامیه که به اعلامیه ضد استعمار یا استعمار زدایی معروف است؛ مقرر می­دارد که هم حق تعیین سرنوشت دارند واعلام می­کند که استعمار باید به سرعت و بدون قید و شرط از میان برداشته شود. براساس اعلامیه و اعطای استقلال که در قطعنامه 1514 مجمع عمومی گنجانده شده بود در سال 1962 مجمع عمومی، کمیته ویژه ضد استعمار را ایجاد کرد تا بر اجرای اعلامیه نظارت کند و توصیه­هائی برای اعمال آن صادر نماید. متعاقب تصویب این اعلامیه، در سال 1966 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تصویب رسید.ماده یک مشترک در میثاق مقرر می دارد که همه مردم حق تعیین سرنوشت دارند. بر این اساس آنها آزادانه وضعیت سیاسی شان را تعیین کنند و آزادانه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شان را دنبال نمایند. از این پس حق تعیین سرنوشت دیگر به عنوان اصل حقوق بین‌الملل و نه اصل سیاسی مطرح می­شود. برای اولین بار بود که یک قاعده حقوق بین‌الملل اعلام می کرد که مردم در یک دولت مستقل و حاکمه حق دارند آزادانه حکمرانان خویش را انتخاب کنند و یک حکومت دموکراتیک داشته باشند. در عین حال دولت­های عضو متعهد     می­شوند از مداخله در امور داخلی دیگر دولت­ها و اشغال سرزمین خارجی و در نتیجه محروم کردن مردم آن از حق تعیین سرنوشت خود خوداری کنند و به عبارت دیگر تاکنون حق تعیین سرنوشت خارجی به معنای بدست آوردن استقلال بود.

[1]-منشور ملل متحد اساسنامه دیوان  بین‌المللی دادگستری مرکز اطلاعات سازمان ملل در تهران، چاپ سوم 1382، ماده 1 و 2 منشور ملل متحد .

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– سوالات تحقیق

1-آیا حقی مشروع به عنوان جدائی طلبی در حقوق بین‌الملل وجود دارد؟

2- کدام گروه از جدایی طلبان مستحق جدایی هستند؟

3- تئوری «جدائی چاره ساز » در نظام حقوق بین‌الملل معاصر دارای چه جایگاهی است؟

اهداف تحقیق

این تحقیق در پی یافتن رویکرد حقوقی در حقوق بین‌الملل معاصر مرتبط با موضوع جدایی طلبی است. این رویکردها می­تواند از حوزه­های مختلفی از حقوق بین‌الملل شامل حقوق بشر، حقوق مخاصمات مسلحانه، حقوق بین‌الملل معاهدات، حقوق بین‌الملل عرفی، حقوق جانشینی و غیره استخراج شده و با یکدیگر سنجیده شود. تا بتوان سرفصلی تحت عنوان جدایی طلبی در حقوق بین‌الملل را به نظم کشید. در نهایت این وظیفه کمک خواهد کرد تا خلاء آشکار موجود در رابطه با مسائل جدایی طلبی تا حدی پر شده و شاید قدمی باشد برای کوشش های بیشتر جهت نظام­مند کردن این پدیده ی سیاسی و حقوقی در حقوق بین‌الملل معاصر.

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

پایان نامه رویکرد نوین حقوق بین الملل نسبت به تجزیه طلبی با عنایت به آراء محاکم داخلی و بین المللی

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با PDF):

پایان نامه رویکرد نوین حقوق بین الملل نسبت به تجزیه طلبی با عنایت به آراء محاکم داخلی و بین المللی

دسته‌ها: پایان نامه حقوق